روزنامه ساندیتایمز در گزارشی تازه اعلام کرده است که در جریان اعتراضات سراسری اخیر در ایران، بیش از ۱۶ هزار معترض به دست پاسداران ولایت خامنه ای کشته شدهاند.
بر اساس این گزارش که روز شنبه ۲۷ دی منتشر شده، منابع ساندیتایمز شمار قربانیان را بین ۱۶ هزار و ۵۰۰ تا ۱۸ هزار نفر برآورد کردهاند و کشتار دیماه ۲۷۰۴ را «وحشیانهترین سرکوب جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته» توصیف کردهاند.
این گزارش به نقل از پزشکان داخل ایران هشدار میدهد که احتمال دارد بیش از ۸ هزار معترض در جریان سرکوبها بینایی خود را از دست داده باشند. به گفته این منابع، بخش بزرگی از قربانیان زیر ۳۰ سال بودهاند و زنان باردار و کودکان نیز در میان کشتهشدگان و مجروحان دیده میشوند. قطع کامل اینترنت باعث شده دهها هزار خانواده از سرنوشت عزیزان خود بیخبر بمانند.
ساندیتایمز مینویسد رژیم اسلامی حاکم بر ایران اعتراضات را با سرکوبی سازمانیافته و مرگبار پاسخ داده است؛ وضعیتی که یکی از پزشکان آن را «کشتار در تاریکی دیجیتال» نامیده است. قطع ارتباطات، همزمان با افزایش شمار کشتهها و مجروحان، عملاً امکان کمکرسانی، مستندسازی و حتی اطلاع از زنده بودن بازداشتشدگان را از مردم سلب کرده است.
در ادامه این گزارش، به نقل از شاهدانی که از ایران گریختهاند آمده است که نیروهای سپاه و بسیج با مهمات جنگی، تیربار، تکتیرانداز و سلاحهای سنگین به معترضان شلیک کردهاند و در موارد بسیاری، سر افراد را هدف گرفتهاند. شاهدان همچنین گفتهاند حتی هنگام انتقال اجساد نیز به مردم تیراندازی شده و در برخی موارد مانع خونرسانی به مجروحان شدهاند.
به نوشته ساندیتایمز، نیروهای حکومتی در موارد متعدد اجساد قربانیان را جمعآوری و منتقل کردهاند تا آثار کشتار پنهان بماند و در برخی موارد برای تحویل پیکرها، مبالغ سنگین از خانوادهها مطالبه شده است.
پزشکان فعال در بیمارستانها و مراکز اورژانس در شهرهای مختلف از حجم بیسابقه مجروحان خبر دادهاند. در اعتراضهای سال ۲۰۲۲، بیشتر جراحتها ناشی از گلولههای ساچمهای و لاستیکی بود، اما این بار عمده زخمها در اثر گلوله جنگی و گلولههای انفجاری بوده است. بسیاری از پزشکان این سطح از خشونت را با شرایط جنگی مقایسه کردهاند.
پروفسور امیر پرستا، جراح چشم ایرانیـآلمانی و مدیر مرکز پزشکی مونیخ که بسیاری از مجروحان آسیب چشمی در جریان اعتراضهای سال ۲۰۲۲ را درمان کرد، به ایجاد شبکهای از پزشکان در سراسر ایران که این گزارش را تهیه کردهاند کمک کرده است. او گفت: «با دهها پزشک حاضر در محل صحبت کردهام و آنها واقعا شوکهاند و گریه میکنند. اینها جراحانی هستند که جنگ را از نزدیک دیدهاند.»
آمار گردآوریشده از هشت بیمارستان تخصصی چشم و ۱۶ بخش اورژانس در شهرهای مختلف، از کشته شدن بین ۱۶ هزار و ۵۰۰ تا ۱۸ هزار نفر و زخمی شدن ۳۳۰ تا ۳۶۰ هزار نفر حکایت دارد. بین مجروحان، کودکان و زنان باردار نیز دیده میشوند. دستکم ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر یک چشم خود را از دست دادهاند. فقط در کلینیک نور در تهران، ۷ هزار آسیب چشمی ثبت شده است. یک چشمپزشک گفت: «تعداد آسیبهای چشمی ناشی از شلیک ساچمه بهقدری زیاد است که نمیدانیم اول کدام بیمار را درمان کنیم.»
فرد دیگری که هفته گذشته موفق به ترک ایران شده بود، گفت: «برادرم در کلینیک نور کار میکند. او گفت فقط در یک شب، و آن هم فقط در تهران، بیش از ۸۰۰ مورد تخلیه چشم بهدلیل اصابت ساچمه به چشم ثبت شده است. برادرم همچنین گفت براساس گفتوگوهایی که با پزشکان دیگر در بیمارستانهای شهرهای مختلف داشته، این ارقام در سطح کشور بسیار بالا است و احتمالا بیش از ۸ هزار نفر در اثر شلیک ساچمه نابینا شدهاند.»
کمبود شدید خون در بیمارستانها و ممانعت نیروهای امنیتی از انتقال خون، موجب مرگ شماری از مجروحان شده است. کارکنان بخش درمان در مواردی خودشان خون اهدا کردهاند، اما اجازه تزریق به بیماران داده نشده است. بسیاری از زخمیها نیز بهدلیل ترس از بازداشت، از مراجعه به بیمارستان خودداری کرده و در آمار ثبتشده لحاظ نشدهاند.
پرستا به ساندی تایمز گفت: «این نسلکشی زیر پوشش خاموشی اینترنت است. آنها گفته بودند تا زمانی که اعتراضها متوقف شود به کشتن ادامه خواهند داد، و دقیقا همین کار را انجام میدهند.»
او اضافه کرد: «اینها ارقام حداقلیاند که با احتیاط بسیار اعلام شدهاند. بسیاری از مجروحان از ترس اینکه نیروهای امنیتی آنها را از روی تخت بیمارستان ببرند به بیمارستان مراجعه نمیکنند، که در برخی از ویدیوهای خارجشده از کشور نیز دیده میشود.»
نیروهای بسیج و سپاه پاسداران در بسیاری از مناطق اجساد را از خیابانها جمعآوری کرده و برای دفن به شهرهای دیگر منتقل کردهاند تا اثری باقی نماند. در مواردی نیز برای تحویل پیکرها مبالغ سنگین مطالبه شده است. ایستهای بازرسی گسترده برقرار شده است، تلفنهای همراه بررسی و بدن افراد برای یافتن آثار ساچمه جستوجو میشود و در صورت مشاهده چنین جراحتی، فرد فورا بازداشت میشود. گزارشهایی نیز از انتقال مجروحان آسیبدیده چشمی از اتاق عمل به بازداشتگاهها منتشر شده است.
نام دهها ورزشکار جوان، هنرمند، فیلمساز و دانشجو میان کشتهشدگان دیده میشود. این چهارمین موج بزرگ اعتراضهای سراسری از سال ۲۰۰۹ بهشمار میرود. اما این بار فرق داشت. به گفته گلفروشی در تهران، «همه به خیابان آمدند، از پیر و جوان»، جوانان در صف مقدم بودند، ازجمله پسر خود او که بازداشت شده است.
هالی داگرس، پژوهشگر ارشد موسسه واشنگتن و نویسنده خبرنامه ایرانیست، گفت «این عملا خیزش نسل زد است» و این موج در امتداد «نخستین انقلاب نسل زد جهان» قرار میگیرد که با اعتراضها به مرگ مهسا امینی در سال ۲۰۲۲ آغاز شد.
داگرس گفت: «نسل زد ایران بخشی از نسل زد جهانی است، نخستین نسلی که در عصر دسترسی به اینترنت به دنیا آمده است، حتی اگر برای دسترسی مجبور به استفاده از ویپیان باشد. جوانان ایرانی میبینند دیگران در جهان چگونه زندگی میکنند و احساس جا ماندن میکنند. آنها لباسهای غربی میپوشند، در فارسیشان از اصطلاحات انگلیسی استفاده میکنند، همان فیلمها و موسیقی جوانان غربی را میبینند و میشنوند و به این ترتیب، یک خردهفرهنگ ساختهاند. آنها زندگی عادی میخواهند و حکومت آماده دادن آن نیست. وقتی میبینید حجاب ندارند یا در گوشه خیابانها موسیقی گوش میدهند و شادی میکنند، این نه بهدلیل اصلاحات حکومت اسلامی، بلکه به این دلیل است که این جوانها زیر فشار حکومت اسلامی سر خم نمیکنند.»
پرستا گفت: «هنوز ۴۰ بیماری را که در جریان اعتراض قبلی به آلمان منتقل کردیم و من آنها را جراحی کردهام، تحت نظر دارم؛ آنها میخواهند برگردند، با وجود اینکه در فرودگاه بازداشت خواهند شد. پزشکان داخل کشور هم میگویند مجروحانی که درمان میکنند میخواهند دوباره به خیابانها برگردند.»
البته اگر تغییری رخ دهد، برای یاسین میرزایی ۲۸ ساله دیر خواهد بود، دانشجویی که از ایتالیا به خانه بازگشته بود و خود را برای مصاحبه در سفارت بریتانیا در تهران، پیش از آغاز دوره دکتری مهندسی سازه در دانشگاه بریستول، آماده میکرد. شب ۸ ژانویه، یک شب پیش از قرار مصاحبه، او همراه دوستانش در تجمع اعتراضی در کرمانشاه شرکت کرد. نیروهای امنیتی بهسوی جمعیت گلوله جنگی شلیک کردند و دستکم پنج نفر، از جمله یاسین، کشته شدند. بهمن میرزایی، عموی یاسین، از ترکیه گفت: «به سرش شلیک کردند و همانجا جان باخت.»
او افزود: «بعدا کسی از ایران با من تماس گرفت و گفت یاسین پیش از رفتن انگار میدانست ممکن است کشته شود. گفته بود اگر مرا کشتند، به همه بگویید در راه آزادی شهید شدم.»