رسوایی ‘ستاره درخشش’ در گزارش مایکل مک کال رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان

0

مایکل مک‌کال رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا می‌گوید، به شواهد معتبری دست پیدا کرده که نشان می‌دهد سازمان رسانه‌های جهانی ایالات متحده (USAGM) بطور نادرست از مدیر سابق بخش فارسی صدای آمریکا که متهم به «آزار لفظی کارکنان، دزدی و سوء مدیریت در بودجه، جعل مدرک و دروغ‌بافی» است حمایت می‌کرده است.

مایکل مک کال نماینده ایالت تکزاس در کزارشی که روز جهارشنبه ۲۲ ژوئن متن PDF آن در وبسایت کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان منتشر شده، بطور ویژه به نام ستاره درخشش مدیر پیشین بخش فارسی صدای آمریکا اشاره کرده است. در این گزارش با ارائه مدارک و مستندات گفته شده که درخشش در دوران مدیریت خود در بخش فارسی صدای آمریکا درباره مدارک تحصیلی‌اش «دروغ‌بافی» کرد، «مدارک جعلی» ارائه داد و «از منابع مالی آن سازمان که مالیات‌دهندگان آمریکایی تأمین‌کننده هستند برای هزینه‌های شخصی سوء استفاده کرد.»

این در حالیست که تا پیش از این مک‌کال در مصاحبه‌های خود تلاش می‌کرد با رعایت مسائل حقوقی مستقیم به نام ستاره درخشش اشاره نکند و رسانه‌های بین‌المللی نیز از عبارت «مدیر پیشین بخش فارسی صدای آمریکا یا «کارمند سابق USAGM» استفاده می‌کردند.

شبکه خبری فاکس نیوز گزارش داد که «تحقیقات سه ساله مک‌کال بطور مشخص روی اقدامات ستاره درخشش متمرکز شده که در اوایل ژانویه ۲۰۲۱ در دولت ترامپ از کار برکنار شد اما با وجود اتهاماتی که به وی وارد شده بود «بدون از دست دادن حقوق یا درجات شغلی» یک روز پس از آغاز ریاست جمهوری بایدن به بازگردانده شود.

فاکس نیوز تأکید کرده «طبق اسناد به دست آمده توسط کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، وکیل ستاره درخشش و سازمان رسانه‌های جهانی ایالات متحده هر دو [از مواضع قبلی خود] عقب‌نشینی کرده‌اند.»

مک‌کال معتقد است طی سه سال گذشته «سازمان رسانه‌های جهانی ایالات متحده» نهاد ناظر بر «صدای آمریکا» و «رادیو فردا» در بررسی تخلفات مدیر سابق بخش فارسی صدای آمریکا ناموفق عمل کرده و به اندازه کافی به موارد تخلف وی رسیدگی نکرده است.

این نماینده در همین ارتباط به فاکس‌ نیوز می‌گوید، «پرونده درخشش نشانه یک موضوع بزرگتر است، این نگران‌کننده است که سازمانی که معمولاً افراد تحصیلکرده خارجی را استخدام می‌کند، فرآیند قوی‌تری برای بررسی وضعیت کارمندان و امکان شناسایی مدارک جعلی که ارائه می‌شوند ندارد… پرونده درخشش صلاحیت و اعتبار کل سازمان رسانه‌های جهانی آمریکا را زیر سؤال می‌برد و و پیامدهای این شکست باید بررسی شود.»

بخشی از تحقیقات کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا عمدتاً روی اتهامات درخشش مربوط به جعل مدرک دکترا و مدارک تحصیلات عالی وی متمرکز است. درخشش ادعا کرده بود از دانشگاه معتبر سوربن فرانسه مدرک دکترا دریافت کرده اما مسئولان این دانشگاه اعلام کرده بودند مدرکی که به وی ارائه شده یک مدرک دانشگاهی و تحصیلی  نیست بلکه فقط یک تأییدیه برای ساعت‌های دوره‌های آموزشی است که وی گذرانده است. این دانشگاه اطمینان داده بود که درخشش هیچگونه مدرک دکترا از این دانشگاه دریافت نکرده است.

طبق گزارش فاکس‌نیوز در فوریه سال ۲۰۲۲ یکی از مقامات سفارت فرانسه به صورت رسمی به کمیته روابط خارجی آمریکا اعلام کرد که درخشش مدرک دکترا دریافت نکرده است.

در بخشی از گزارش ۶۸ صفحه‌ای کمیته روابط خارجی آمریکا به مواردی پرداخته شده که مربوط به سوء مدیریت و هدر رفتن بودجه‌‌هایی است که از جیب مالیات‌دهندگان آمریکایی تأمین می‌شود. به عنوان مثال در صفحه ۱۱ گزارش آمده: الیزابت رابینز معاون پیشین مدیرعامل سازمان رسانه‌های جهانی ایالات متحده صدای آمریکا گزارش داده بود که درخشش ۹۵ هزار دلار از بودجه دولت را با سوء مدیریت خرج کرده است. این مورد شامل قرارداد با شرکت «Abstraction Media» عمدتاً برای تولید محتوای تلویزیونی می‌شد که اگر توسط پرسنل صدای آمریکا تولید شده بود هزینه کمتری می‌داشت. یکی دیگر از این موارد ساخت برنامه‌ای به مناسبت نوروز بود که قبلاً در صدای آمریکا تولید می‌شد که موفقیتی به مراتب بیشتر داشت و آمار بازدید آن در یوتیوب نشان می‌داد که از برنامه‌ای که تولید آن به شرکت Abstraction Media واگذار شد مخاطب بسیار بیشتری داشت.

از دیگر اسنادی که کمیته آن را بررسی کرده، دادن اضافه‌کاری به برخی کارمندان خاص، دخالت تأثیرگذار در استخدام افراد، طفره رفتن از پاسخ به سؤالات، هدر دادن بودجه‌ها در سفرها و مأموریت‌های غیرضروری است.

ستاره درخشش از سال ۲۰۱۴ تا ژانویه ۲۰۲۱ به عنوان مدیر بخش فارسی صدای آمریکا فعالیت می‌کرد. بر اساس گزارش‌ این کمیته، «درخشش دست‌کم در یک مورد با یک کارمند رفتار متفاوتی داشته و برادر آن کارمند را برای یک موقعیت شغلی سطح بالا استخدام کرده است.»

فاکس‌نیوز در گزارش خود درباره این پرونده می‌نویسد، شماری از مدیران ارشد USAGM تلاش کردند از راه‌های مختلف روند تحقیقات در مورد پرونده درخشش را متوقف کنند. برای مثال، «آماندا بنت مدیرعامل سازمان رسانه‌های جهانی آمریکا تلاش کرده تا کارکنان با مک‌کال ارتباط مستقیم نداشته باشند. وی از این نماینده درخواست یک ملاقات شخصی داشته  و استدلال کرد که تمرکز تحقیقات روی یک کارمند خاص از منابع خبری آژانس است که توانایی آن را برای انجام مأموریت حیاتی خود در سیاست خارجی محدود می‌کند.»

با این حال، در گزارش کمیته روابط خارجی آمده «اصرار او [آماندا بنت] مبنی بر اینکه تحقیقات از یک کارمند خاص هدر دادن منابع بوده، حاوی چند نکته است: درخشش یک کارمند اداری سطح پایین نبود، بلکه رئیس بخش فارسی صدای آمریکا بوده که یکی از واحدهای بسیار مهم سازمان رسانه‌های جهانی آمریکاست و یکی از کلیدهای منافع قدرت نرم آمریکا در خاورمیانه است. درخشش توانست بازرسان قبلی وزارت خارجه و متخصصان امنیت و منابع انسانی USAGM را فریب دهد، تشخیص اینکه کجای کار غلط بوده، کلید جلوگیری از تکرار چنین سوء استفاده‌هایی توسط دیگران است.»

این کمیته همچنین اعلام کرد، «انتشار وسیع این پرونده فرصتی برای بازدارندگی ایجاد می‌کند، اما همزمان خطر اخلاقی نیز به وجود می‌آورد: اگر درخشش به پاسخگویی کشانده شود، کسانی که همچنان دروغ می‌گویند و بودجه‌های دولتی را هدر می‌دهند ممکن است در عملکردشان تردید کنند؛ اما اگر او از پاسخگویی امتناع کند، آنها [سوء استفاده‌کنندگان] ممکن است جسور شوند. در نهایت شناسایی آن مقامات USAGM مهم است که در طرح سؤال‌های درست کوتاهی کرده‌اند و می‌بایست پاسخگو شوند».

توافق جامع همکاری بین رژیم ملاها و ‌روسیه تعلیق شد

0

یک مقام وزارت خارجه روسیه می‌گوید «توافقنامه جامع همکاری‌های ایران و روسیه» به‌طور موقت به حالت تعلیق در آمده، اما سفیر رژیم اسلامی در مسکو این خبر را «کذب» خوانده است.

خبرگزاری دولتی ریانووستی روسیه روز سه‌شنبه ۲۲ خرداد به نقل از ضمیر کابُلوف، مقام وزارت خارجه روسیه، گزارش داد که توافقنامه جدید بین مسکو و تهران در مورد همکاری جامع «به‌دلیل مشکلاتی که شرکای ایرانی با آن مواجه هستند»، به‌طور موقت به حالت تعلیق درآمده است.

او افزود که «این یک تصمیم راهبردی رهبران دو کشور است… این فرایند به‌دلیل مشکلاتی که شرکای ایرانی ما دارند متوقف شده است».

کابولوف که نماینده ویژه رئیس‌جمهور روسیه در امور افغانستان و مدیر بخش دوم آسیایی وزارت خارجه این کشور است، در مصاحبه دیگری با خبرگزاری روسی «تاس» در توضیح بیشتری گفت که کار روی توافق جامع بین روسیه و رژیم اسلامی حاکم بر ایران به‌دلیل درگیر بودن تهران برای انتخابات ریاست‌جمهوری به حالت تعلیق درآمده است.

او اظهار داشت: «ما با در نظر گرفتن آخرین اصلاحات طرف ایرانی که در آغاز سال دریافت شد، پیشنهادهای متقابل خود را ارائه کرده‌ایم که در اختیار طرف ایرانی است. اما از آن‌جا که رهبری ایران در حال حاضر مشغول آماده شدن برای انتخابات ریاست‌جمهوری است، منتظریم تا آن‌ها این روند را تکمیل کنند».

کار بر روی یک «توافق بزرگ» جدید بین مسکو و تهران در سپتامبر ۲۰۲۲ در جریان دیدار ولادیمیر پوتین و ابراهیم رئیسی اعلام شد.

ابراهیم رئیسی ۲۴ شهریور ماه در دیدار با پوتین گفته بود که قرارداد بزرگ جدید بین رژیم اسلامی حاکم بر ایران و روسیه منجر به «صعود روابط دوجانبه» می‌شود. وب‌سایت رسمی ریاست جمهوری نیز در گزارشی از این سفر در همان روز نوشت که هفته آینده یک هیات بزرگ از نمایندگان تجاری روسیه شامل ۸۰ شرکت عازم تهران می‌شوند.

وب‌سایت «تجارت نیوز» در پنجم دی‌ماه سال ۲۷۰۰ و با مطرح شدن مذاکرات دو کشور برای توافق ۲۰ ساله نوشت که منافع اقتصادی روسیه از نزدیکی به رژیم اسلامی حاکم بر ایران هم تا حدی روشن هستند. به نوشته این وب‌سایت اقتصادی در جریان اکتشاف «میدان گازی چالوس» گفته می‌شد این میدان ایران را به جایگاه نخست در زمینه منابع گاز طبیعی در جهان ارتقا داده است پس روس‌ها پا پیش گذاشتند و قول صادرات از این میدان گازی به اروپا را دادند تا به اصطلاح، «شیر صادرات» گاز ایران به اروپا دست خودشان باشد.

در این گزارش همچون سایر رسانه‌ها سیاست ایران پس از نزدیک به یک دهه، بازگشت به «نگاه به شرق» عنوان شده بود.

گروه هفت به بانک‌های چینی در مورد تجارت با روسیه هشدار می‌دهد

0

مقامات آمریکایی پیش‌بینی می‌کنند هفت دموکراسی‌ ثروتمند جهان موسوم به «گروه هفت» در چند روز آینده به بانک‌های کوچک‌ چین هشدار شدید جدیدی بدهند تا آنها از کمک به روسیه برای دور زدن تحریم‌های غرب خودداری کنند. این مطلب را دو منبع آگاه به خبرگزاری رویترز اعلام کردند.

به نوشته رویترز پیش‌بینی می‌شود رهبرانی که در اجلاس ۲۴ تا ۲۶ خرداد به میزبانی ایتالیا گرد هم‌می‌آیند، در طول جلسات خصوصی خود به شدت بر تهدید ناشی از تجارت رو به رشد چین و روسیه و اثری که بر تهاجم مسکو به اوکراین دارد و اقداماتی که باید در مورد آن انجام دهند، تمرکز کنند.

به گفته یک مقام آمریکایی و یک منبع دیگر، این گفتگوها احتمالا منجر به صدور بیانیه‌های آشکار در مورد بانک‌های چینی می‌شود.

گمان نمی‌رود که آمریکا و شرکای آن در گروه هفت (بریتانیا، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا و ژاپن) در طول اجلاس سران این گروه هیچ اقدام تنبیهی فوری علیه هیچ بانک چینی، مانند محدود کردن دسترسی آنها به سامانه ارتباطات بانکی سوئیفت یا قطع دسترسی به دلار، انجام ندهند.

طبق این گزارش گمان می‌رود تمرکز سران گروه هفت بر بانک‌های کوچکتر چین خواهد بود و نه بانک‌های بسیار بزرگ‌تر چین.

به گفته افرادی که نخواستند نامشان در مورد اقدامات دیپلماتیک جاری منتشر شود مذاکرات درباره شکل و محتوای دقیق هشدار به موسسات مالی چین همچنان ادامه دارد.

مقامات ارشد دولت بایدن می‌گویند واشنگتن و شرکای آن آماده استفاده از تحریم‌ها و کنترل‌های سخت‌تر صادرات برای کاهش توانایی روسیه در دور زدن تحریم‌های غربی، از جمله تحریم‌های ثانویه هستند که از آنها می‌توان علیه بانک‌ها و سایر مراکز مالی استفاده کرد.

یک منبع آگاه گفت که واشنگتن در چند روز آینده آماده اعلام تحریم‌های جدید «قابل توجهی» بر امور مالی و غیرمالی خواهد بود.

چین و روسیه در پی حمله پوتین به اوکراین به استفاده از یوآن به جای دلار روی آورده‌اند، امری که ممکن است اقتصاد آنها را از تحریم‌های احتمالی آمریکا تا حدی حفظ کند.

گروگان اسراییلی در خانه خبرنگار الجزیره قطر محبوس بود

0

بر اساس گزارش مدیر یک سازمان ناظر بر مسائل خاورمیانه در ژنو، در عملیات نجات چهار شهروند ربوده‌شده اسراییل در غزه، نیروهای این کشور وارد خانه فردی به نام «عبدالله الجمل» که یک روزنامه‌نگار بوده شده‌اند.
‏این گزارش تایید می‌کند که حامیان تروریست های حماس در زندانی کردن گروگان‌های اسراییلی نقش داشته‌اند.

‏بر اساس این گزارش، نیروهای اسراییلی پس از ورود با نردبان به خانه، عبدالله الجمل، روزنامه‌نگار ۳۶ ساله و نیز پدرش «دکتر احمد الجمل»، یک پزشک ۷۴ ساله را کشته‌اند. عبدالله الجمل در شبکه «الجزیره» و نیز نشریات فلسطینی فعالیت می‌کرده است. در سوابق او همچنین سخنگویی وزارت کار غزه نیز دیده می‌شود.

‏گروه تروریستی حماس در بیانیه‌ای پس از عملیات آزادسازی گروگان‌ها تهدید کرد که گروگان‌های بیشتری خواهد گرفت.

خامنه ای دلیل حمله تروریستی هفتم اکتبر حماس به اسراییل را “نیاز منطقه” دانست

0

خامنه ای، امروز صبح در جریان سخنرانی‌ به‌ مناسبت سی‌وچهارمین سالگرد مرگ خمینی، حملات ترویستی هفتم اکتبر حماس به اسراییل را که موجب کشته شدن دست‌کم ۱۲۰۰ نفر و گروگان ‌گرفتن بیش از ۲۵۰ نفر شد، «نیاز منطقه» عنوان کرد.

علی خامنه‌ای با بیان اینکه «منطقه ما به عملیات طوفان الاقصی نیاز داشت»، گفت که «حمله گروه تروریستی حماس ضربه تعیین‌کننده‌ای به اسراییل زد، ضربه‌ای که هیچ علاجی برای آن وجود ندارد و این رژیم از ابتلائات آن نجات پیدا نخواهد کرد.»

ولی مطلقه فقیه دلیل رخ دادن حمله تروریستی هفتم اکتبر را مقابله با تلاش قدرت‌های دنیا و «بعضی دولت‌های منطقه» برای عادی‌سازی روابط با اسراییل دانست و گفت که مقصود آن‌ها از برقراری ارتباط با اسراییل این است که «مناسبات و معادلات منطقه تغییر پیدا کند.» 

تروریست های وابسته به رژیم اسلامی حاکم بر ایران حملات علیه مراکز دیپلماتیک اسراییل در سوئد را سازماندهی کردند

0

موساد اعلام کرد که طراح اصلی حملات سازمان یافته علیه سفارت و ساختمان‌های دیپلماتیک اسراییل در سوئد و دیگر کشورهای اروپایی پس از هفت اکتبر، رژیم اسلامی حاکم بر ایران بوده است.

‏رئیس سرویس امنیتی سوئد هم گفته که اطلاعات نشان می‌دهد که رژیم پشت حملات است و از دو باند جرائم سازمان‌یافته‌ FOXTROT و RUMBA برای انجام این حملات استفاده می‌کند.

‏بر اساس گزارش برخی منابع اسراییلی، رژیم اسلامی از طریق «ره‌وا مجید» رهبر FOXTROT، با نام مستعار “روباه کرد” بودجه این حملات رو تأمین می‌کند.

‏«روباه کرد» متولد ایران و شهروند ایرانی-سوئدی است که چند ماه پیش پس از فرار به ترکیه توسط اطلاعات سپاه دستگیر و بعد توسط خود رژیم استخدام و برای انجام حملات در سوئد و خاک اروپا به کار گرفته شد.

علم‌ الهدی: عامل خارجی در حادثه سقوط بالگرد رییس‌ جمهور شناسایی نشده است

0

سید احمد علم‌الهدی نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی روز چهارشنبه در سومین نشست شورای اداری استان به ریاست استاندار خراسان رضوی گفت: کارشناسان عوامل مختلف سقوط بالگرد رییس جمهور شهید را پیگیری و بررسی کردند و تا کنون هیچ عاملی برای سقوط شناسایی نشده است.

فرضیه‌های مختلفی پیرامون سقوط بالگرد مطرح بود که آیا این حادثه طبیعی بود و یا نشان از عوامل خارجی وجود داشت.

وی با اشاره به تقدیر الهی در این حادثه اظهار کرد: خداوند مصلحت ابدی انسان‌ها را می‌داند و اگر به خدا باور داشته باشیم باید به او نیز اعتماد کنیم و این موضوع آرامش بخش است.

نقش محمد مخبر در حمله خونین به دانشگاه جندی شاپور اهواز؛ از تجاوز به دختران تا انداختن دانشجویان به کارون

0

دو تن از دانشجویان دانشگاه جندی‌شاپور اهواز در گفتکو با وب سایت رادیو زمانه شهادت می‌دهند که محمد مخبر جلودار صف قمه‌کشانی بود که در سال ۵۹ به دانشگاه جندی‌شاپور حمله کردند. یک تن از شاهدان تأیید می‌کند که او به یک قبضه سلاح کمری و مسلسل یوزی مسلح بود و از فاصله نزدیک به گروهی از دانشجویان شلیک کرد.

اطلاعات زیادی درباره مخبر و فعالیت‌های او در بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام در دست است، اما به نقش او در دوران دانشجویی‌اش در سرکوب و قتل دانشجویان دگراندیش در جریان درگیری‌ها در جریان انقلاب فرهنگی و در حوادث خونین اردیبهشت ۵۹ در دانشگاه جندی‌شاپور کمتر پرداخته شده است.

محمد مخبر، فرزند شیخ عباس امام جمعه موقت دزفول که در تیر ۳۴ در دزفول متولد شده، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه‌ها بود و هنگام سرکوب خونین دانشجویان دانشگاه جندی‌شاپور ۲۳ سال داشت.

 مخبر در سال‌های منتهی به کودتای ۵۷ همراه با افرادی مانند محمد جهان‌آرا، علی شمخانی و محسن رضایی و همچنین احمد آوایی عضو گروه «منصورون» بود. منصورون در خوزستان شکل گرفت و علیه حکومت پهلوی فعالیت می‌کرد. او پس از تأسیس سپاه پاسداران در خوزستان به‌عنوان مسئول بهداری سپاه دزفول گماشته شد و در جنگ ایران و عراق هم این سمت را بر عهده داشت. نبی صمیمی، از دانشجویان دانشگاه جندی‌شاپور اهواز در گفت‌وگو با خبذنگار رادیو زمانه می‌گوید: مخبر عضو گروه منصوریون بود. آوایی هم عضو همین گروه بود. منصورون در اهواز هم فعالیت داشتند. یک آخوندی هم عضو این گروه بود که در سال ۵۲ که من زندانی بودم در زندان فوت کرد.

منصورون سال‌ها بعد در ائتلاف با شش گروه دیگر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند و در سرکوب کردستان و سیستان و بلوچستان مشارکت داشتند. این موضوع برای درک حد آشنایی محمد مخبر با سلاح اهمیت دارد. نبی صمیمی می‌گوید: مخبر به عنوان یک دانشجوی حزب‌اللهی معروف بود. دزفول دو ویژگی داشت: از یک طرف محل تجمع نیروهای ذخیره حزب‌اللهی برای عملیات ضربتی سرکوب در کل خوزستان بود؛ اگر می‌خواستند جایی را سرکوب کنند از دزفول نیرو می‌بردند. و از طرف دیگر نیروهای چپ آنجا پایگاه داشتند.

به لحاظ سیاسی مخبر در فاصله بین بهمن ۵۷ تا انقلاب فرهنگی در سال ۵۹ در حلقه‌ای از نیروهای حزب‌اللهی فعالیت می‌کرد. از افراد حلقه «دزفولی ها» که بعدها هریک مدارج ترقی در «نظام» را طی کردند، می‌توان از این اشخاص نام برد: محمد علی رامین، عزت‌الله ضرغامی، علیرضا آوایی رئیس کل دادگستری استان تهران و از عوامل سرکوب در زندان یونسکوی دزفول و زندان اهواز، احمد آوایی سـردار سـپاه پاسداران و عضـو سپاه قـدس و نماینده اسبق دزفول و محمد رضا مخبر دزفولی دبیر «شورای عالی انقلاب فرهنگی» که پسر عمویِ اوست.

باید توجه داشت که احمد جنتی که در آن ایام در فاصله بین سال‌های ۵۷ تا ۵۸ به عنوان حاکم شرع در استان خوزستان حکم اعدام‌ها را صادر می‌کرد، در اردیبهشت ۵۹ که جنایت دانشگاه جندی‌شاپور اتفاق افتاد امام جمعه موقت اهواز بود و از آن پس بود که مدارج ترقی در ارکان نظام را طی کرد؛ ابتدا به امامت جمعه تهران منصوب شد و سرانجام هم به ریاست مجلس خبرگان رهبری رسید. عوامل سرکوب در اهواز بر اساس یک الگوی تکرارشونده در همه شهرهای ایران گوش به فرمان او بودند. دکتر جواد یوسف‌معمار که در آن زمان در صف اول با نیروهای مهاجم با دانشگاه درگیر شده بود، در یک گفت‌وگوی تلفنی با نگارنده تأیید می‌کند که مخبر همراه با چند نفر دیگر مسلح بود و هدایت و رهبری مهاجمان به دانشگاه را به عهده داشت: من دانشجوی پزشکی دانشگاه جندی‌شاپور بودم. از دانشجویان پیشگام بودم و شرکت فعال داشتم. مستقیماً آیت‌الله احمد جنتی و آیت‌الله احمد خزعلی و محمد مخبر سرکوب دانشجویان [دانشگاه اهواز] را هدایت می‌کردند.

آنچه که به عنوان «انقلاب فرهنگی» از آن یاد می‌کنند، رسماً با صدور فرمان خمینی در یکم فروردین ۵۹ با این مضمون آغاز شد: باید انقلاب اسلامی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به‌وجود آید، تا اساتیدی که در ارتباط با شرق یا غرب‌اند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی.

ابتدا نیروهای حزب‌اللهی سازمان‌یافته به دانشجویان دگراندیش در دانشگاه تبریز هجوم بردند و سپس به‌تدریج موج سرکوب به سایر دانشگاه‌ها از جمله دانشگاه تهران و دانشگاه اهواز رسید. خمینی در ۲۹ فروردین ۵۹ در سخنانی تند گفت: ما از محاصره اقتصادی و تجاوز نظامی نمی‌هراسیم. ما از دانشگاه‌های غربی و آموزش جوانان ما در جهت منافع شرق و غرب است می‌هراسیم.

سپس شورای انقلاب به احزاب و گروه‌های سیاسی سه روز مهلت داد که دفاتر خود را در دانشگاه‌های سراسر کشور تعطیل کنند. در پی اطلاعیه شورای انقلاب، همان روز درگیری‌های گسترده‌ای میان انجمن‌های اسلامی و دیگر گروه‌های سیاسی در مراکز آموزش عالی در تهران، شیراز، مشهد، بابلسر، کرج و جهرم رخ داد. در تهران سخت‌ترین این درگیری‌ها در دانشگاه تربیت معلم روی داد.

پیش از آن اما در جریان جنگ پاوه، دانشگاه رازی کرمانشاه در تابستان ۵۸ سرکوب شده بود. سناریویی که در آن زمان اجرا شد، یک سال بعد در سایر دانشگاه‌ها الگوی سرکوب قرار گرفت: شناسایی رهبران دانشجویی و دانشجویان با گرایش چپ، سازماندهی اراذل و اوباش از محلات محروم شهر، هجوم با سلاح سرد و گرم به دانشگاه‌ها، کتک زدن دانشجویان دگراندیش و سپس قتل رهبران دانشجویی به شیوه‌های مختلف مانند پرت‌کردن از بالای بلندی، شلیک گلوله یا به ضربات چاقو و سربه‌نیست کردن جنازه‌های آنان همراه با بازداشت‌های گسترده و صدور حکم‌های اعدام توسط حاکم شرع.

برخی از کسانی که در حلقه دولت احمدی‌نژاد و دولت رئیسی مشارکت داشتند و همچنان هم در عرصه سیاسی و اقتصادی حضور دارند یا در سرکوب‌های دانشگاه‌ها در فاصله بین ۵۸ تا ۵۹ و یا اینکه در سرکوب کردستان، خوزستان و سیستان و بلوچستان دست داشته‌اند. برای مثال می‌توان از اسفندیار رحیم مشایی یاد کرد که در جوانی در مازندران به اطلاعات سپاه پیوست و سپس به دعوت محمدرضا نقدی برای مشارکت در سرکوب مبارزات کُردها در کُردستان با نام مستعار مرتضی محب‌الاولیاء به این منطقه اعزام شد. نقشی که سرکوب دانشجویان دانشگاه جندی‌شاپور اهواز در زندگی سیاسی محمد مخبر ایفا کرد، بیش و کم در حد نقش سرکوب کردستان در زندگی سیاسی اسفندیار رحیم مشایی در کردستان است. هر دو در آن سال‌ها جوانان نوخطی بیش نبودند.

سرکوب در دانشگاه جندی‌شاپور با صدور اطلاعیه احمد جنتی به عنوان امام جمعه اهواز در سه‌شنبه ۲ اردیبهشت ۵۹ چهار روز بعد از سخنرانی شدیدالحن خمینی آغاز شد. جنتی در این اطلاعیه که چندین بار هم از رادیو و تلویزیون پخش شد، از حامیان حکومت و از نیروهای سرکوبگر خواسته بود که در دانشگاه جندی‌شاپور برای اقامه نماز گرد بیایند. در میان این افراد نیروهایی که به سلاح‌های سرد و گرم مجهز بودند نیز حضور داشتند.

محله کمپلو (کوی انقلاب) در غرب اهواز، از سمت شرق به لشکرآباد و پل راهنمایی و رانندگی و از سمت غرب به خیابان شیخ بهایی و چهار راه شیخ بها محدود می‌شود. احمد جنتی در مسجدی در لشکرآباد مستقر می‌شود. جواد یوسف‌معمار که به خاطر توانایی‌های جسمانی و ویژگی‌های شخصیتی‌اش در صف اول مقاومت قرار داشت در یک گفت‌وگوی تلفنی با نگارنده تأیید می‌کند که مخبر همراه با چند نفر دیگر مسلح بود و هدایت و رهبری مهاجمان به دانشگاه را به عهده داشت: من دانشجوی پزشکی دانشگاه جندی‌شاپور بودم. از دانشجویان پیشگام بودم و شرکت فعال داشتم. مستقیماً آیت‌الله احمد جنتی و آیت‌الله احمد خزعلی و محمد مخبر سرکوب دانشجویان را هدایت می‌کردند. من در آن زمان در لشکرآباد اجاره‌نشین بودم. جنتی در مسجد لشکرآباد رفته بود بالای منبر. می‌گفت مسلمان‌ها، کافران دانشگاه را گرفته‌اند. وظیفه شماست که دانشگاه را آزاد کنید. اراذل و اوباش را هم به چوب و چماق و زنجیر و باتون و چاقو و قمه مسلح و بسیج کردند و به طرف دانشگاه به راه افتادند.

این افراد از محله‌های اغلب محروم در همه شهرها، هسته اصلی گروه‌های ضربت را تشکیل می‌دادند. از قبل هم تدارکات لازم را دیده بودند: به بهانه بمب‌گذاری، بیمارستان شماره یک اهواز را تخلیه کرده بودند و نیروهای نظامی را هم در اطراف دانشگاه مستقر کرده بودند و تردد خودروها به دانشگاه نیز محدود شده بود. نبی صمیمی در گفت‌وگو با نگارنده تأیید می‌کند که نیروهای سرکوب را از میان اراذل لشکرآباد بسیج کرده بودند: جنتی اراذل و اوباش لشکرآبادی را بسیج کرده بود. با قمه می‌زدند. هیچگونه ملاحظه‌ای نداشتند. حمله بعد از ظهر اتفاق افتاد. من یک چاپخانه مخفی داشتم. برادرم وقتی خبر حمله را شنید رفت به دانشگاه.

یوسف معمار میگوید: من با دوچرخه از لشکرآباد به دانشگاه می‌رفتم. در راه زنان محروم عرب را می‌دیدم که کنار جاده شیر می‌فروختند. بعضی هم گاوهاشان را با خود می‌آوردند. مخبر عضو انجمن اسلامی بود و هر موقع جنتی یا خزعلی می‌خواستند دانشجویان انجمن اسلامی را بسیج کنند برای کاری، سر و کله مخبر در مسجد لشکرآباد پیدا می‌شد.

بر اساس این گفت‌وگو، از بلندگوهای مساجد در سراسر اهواز به ویژه در نادری، زیتون کارگری و همین لشکرآباد مداوماً از مردم خواسته می‌شد که برای «نجات دانشگاه» به مهاجمان بپیوندند. از بالای منابر از بلندگوها ادعا می‌کردند که دانشجویان کمونیست، مسلمانان را دارند می‌کشند. یوسف‌معمار که مدتی هم عضو پزشکان بدون مرز در رواندا مشغول خدمت به مردم بوده، این وضعیت یعنی شوراندن آگاهانه مردم ناآگاه و محروم علیه نیروهای مترقی را با جنگ داخلی رواندا مقایسه می‌‌‌‌کند.

 سازمان دانشجویان پیشگام در دانشکده علوم پزشکی مستقر بود. برای رسیدن به آنجا اما مهاجمان می‌بایست ابتدا از دانشکده کشاورزی عبور می‌کردند. یوسف‌معمار می‌گوید: دانشگاه جندی شاپور یک در ورودی آهنی بزرگ داشت. از این در که وارد شویم، ابتدا به دانشگاه کشاورزی می‌رسیم. آن‌ها هجوم آورده بودند و دانشجویان هم مقابلشان ایستاده بودند و شعار می‌دادند. این آقا [محمد مخبر] همراه با پنج شش نفر دیگر دست به سلاح بردند و شروع کردند به شلیک کردن به بچه‌ها.

در همان حال از قبل راهی را که از دانشکده کشاورزی به محل سکونت استادان دانشگاه می‌رسید و از آنجا به طرف اهواز می‌رفت مسدود کرده بودند. یوسف‌معمار می‌گوید: مخبر از کسانی بود که اول از همه دست به کمر برد و کلت کشید و به طرف بچه‌ها شلیک کرد. هفت هشت نفر از بچه‌های اهواز افتادند و به خون درغلتیدند. بعضی از بچه‌ها به طرف خوابگاه فرار کردند و بعضی‌ها هم به سلف سرویس پناه بردند. سلف‌سرویس را بستند و شروع کردند به کتک زدن بچه‌ها. مخبر، هم کلت داشت و هم مسلسل. یادم است دستش یک مسلسل یوزی بود.

در هر حال طبعاً زیر فشار نیروهای سرکوبگر به هدایت محمد مخبر، دانشجویانی که در حال مقاومت بودند مجبور به عقب‌نشینی شدند. عده‌ای به بیمارستان گلستان رفتند.

یوسف معمار میگوید: همه توی بیمارستان بودیم. روپوش‌های سفید را بین دانشجویان توزیع می‌کردند که نتوان آن‌ها را به راحتی شناسایی کرد. بیمارستان را محاصره کردند و ریختند و عده‌ای را از طبقه سوم از پنجره پرت کردند پایین و باقی را هم بازداشت کردند و به ساختمان شهرداری منتقل کردند. بعدش هم به بیمارستان رازی در خیابان نادری اهواز هجوم بردند.

یکی از پزشکان شاغل در بیمارستان نادری دکتر اسماعیل نریمیسا، رزیدنت جراحی اورتوپدی و از طرفداران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود. جواد یوسف‌معمار در گفت‌وگو با نگارنده شهادت می‌دهد که محمد مخبر او را شخصاً بازداشت و به ساختمان شهرداری منتقل کرد. نریمیسا را با ضربات چاقو مجروح کرده بودند: اسماعیل نریمیسا را سه روز بعد از بازداشت در خانه پیشاهنگی زیتون کارگری اعدام کردند. با چاقو زده بودند توی روده‌‌هاش. قبل از اینکه تیر خلاص بزنند او را آش‌ولاش کرده بودند.

باید همین‌جا یادآوری کرد که نریمسیا در محله زیتون کارگری یک درمانگاه را برای کمک به مردم محروم اداره می‌کرد. احمد جنتی رسماً از مردم خواسته بود به این درمانگاه که به تعبیر او «درمانگاه کمونیست‌ها» بود مراجعه نکنند. بنابراین او یک چهره شناخته‌شده و به یک معنا نشان‌شده بود.

در ساعت‌ها و روزهای نخست بعد از تهاجم به دانشگاه، اهواز در وحشت فرورفته بود. اگر یوسف‌معمار، تصویری از وقایع از درون دانشگاه و از داخل بازداشتگاه ارائه می‌دهد، نبی صمیمی از بیرون شاهد وحشتی‌ بوده است که بر شهر حاکم شده بود: برادرم را دستگیر کرده بودند. وحشتناک بود. همه جا در ترس و وحشت فرورفته بود. حتی خانواده‌ها جرأت نمی‌کردند سراغ بچه‌هاشان را بگیرند.

در بین دانشجویان و در دفترهای احزاب سیاسی در دانشگاه‌ها به ویژه اغلب در میز کتاب دانشجویان «پیشگام» دانش‌آموزانی هم حضور داشتند. طاهره حیاتی که فقط چهارده سال داشت یکی از این دانش‌آموزان بود. سینه او را با قمه شکافتند. 

مهناز معتمدی، یکی از دانشجویان را با چشمان بسته سینه دیوار گذاشتند و وقتی که او اعتراض کرد، موهای سرش را گرفتند و او را روی زمین کشیدند، سپس با مشت و لگد او را به گوشه‌ای انداختند و به رگبار مسلسل بستند.

روایت‌هایی هم از تجاوز جنسی به دانشجویان دختر وجود دارد و برخی حتی ادعا می‌کنند که مخبر در این تجاوزها دست داشته است. جواد یوسف معمار شهادت میدهد: دستشان را باز گذاشته بودند که هر غلطی می‌خواهند بکنند. دختری را لخت کردند و با چاقو پستان‌های او را بریدند. اسمش هم یادم است: پروین. این صحنه از ذهنم هرگز بیرون نرفته.

اگر در سرکوب دانشگاه رازی کرمانشاه در سال ۵۸ جنازه برخی دستگیرشدگان در گونی در بیابان‌های اطراف رودخانه قره‌سو یافت می‌شد، در اهواز جسد تعدادی دستگیرشدگان نیز در روزهای بعد در نخلستان‌های اهواز و یا رودخانه کارون پیدا شد. نبی صمیمی در گفت‌وگو با نگارنده تأیید می‌کند که جنازه برخی دانشجویان را به رود کارون انداخته بودند. یوسف‌معمار می‌گوید احمد جنتی هم در جمع بازداشتی‌ها گفته بود: «حیف است که شما را اعدام کنند. بهتر است توی کارون بیندازند که لااقل کوسه‌ها سیر شوند.»

گفته می‌شود که تا یک‌هفته مردم جنازه‌ روی آب کارون می‌دیدند. اسامی برخی کشته‌شدگان برای همیشه فراموش شده اما اسامی برخی در دست است. علاوه بر طاهره حیاتی و جبراییل هاشمی می‌توان از غلام سعیدی، فرزانه رضوان، حمید درخشان، فرهنگ انصاری، محمود لرستانی (کارگر شرکت نفت)، سعید مکوند، محمد عزیزپور، مهناز معتمدی، مهدی علوی شوشتری و احسان الله آبفشانی نام برد. از این جمع، قتل جبراییل هاشمی توسط دانشجویانی که در محل حضور داشتند به محمد مخبر نسبت داده می‌شود. بسیارانی بعدها اعدام شدند.

 به گفته یوسف‌معمار تنها در بیمارستان گلستان دست‌کم ۳۰ تا ۴۰ دانشجو با دست و پای شکسته بستری بودند. آن‌ها را با ضربات میله آهنی ناکار کرده بودند. یوسف‌معمار می‌گوید مجروحان را از بیمارستان گلستان با اتوبوس‌هایی که از قبل سازماندهی شده بود به ساختمان شهرداری که به بازداشتگاه موقت تبدیل شده بود منتقل کردند.

همین‌جا باید یادآوری کنیم که بیش‌و‌کم همزمان با سرکوب دانشجویان دانشگاه اهواز، در دانشگاه رشت هم همین نیروها به سرکردگی امامی کاشانی و هادی غفاری که بعدها به اصلاح‌طلبان پیوست به دانشگاه حمله کرده و با کشتن ۱۲ نفر و بازداشت بسیاری دیگر از دانشجویان، دانشگاه را به تصرف خود درآوردند.

به این ترتیب محمد مخبر که به گواه شاهدان ما از همان آغاز به عنوان یک دانشجوی «حزب‌اللهی» یک چهره کاملا شناخته‌شده و از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه اهواز بود، با تکیه بر چنین سابقه‌ای – مانند سایر حلقه خوزستانی‌های حکومت – در پناه احمد جنتی و با تکیه بر پشتوانه مذهبی خانوادگی، به‌زودی راه خود را به بنیاد مستضعفان به عنوان یکی از ارکان اقتصادی حکومت باز کرد و در سال‌های دهه ۱۳۸۰ و در میانسالی به آن حد از اعتبار رسید که رهبر جمهوری اسلامی او را به سرپرستی امپراطوری مالی خود [ستاد احیای فرمان امام] با میلیاردها دلار ثروت منصوب کرد و به یک معنا کلید «گنج» را به او سپرد.

احتمال مشارکت همه طیف‌ها و جناح‌های سیاسی در انتخابات ۸ تیر عملاً وجود ندارد. انتخابات مجلس رژیم هم نشان داد که رقابت انتخاباتی در میان جناح حاکم، تخریبی و آکنده از خشونت و افشاگری‌ها و لذا پرهزینه است. می‌ماند تداوم راه کنونی که آن هم ممکن است صرفاً با مخبر میسر باشد.

مقاله امیر فخرآور در فاکس نیوز: من در ایران زندانی سیاسی بودم میدانم چقدر وحشتناک بود که بایدن به قصاب تهران احترام گذاشت

0

امیر فخرآور، رئیس هیات رئیسه سنا کنگره ملی ایرانیان در مقاله ای که در فاکس نیوز منتشر شده به احترام دولت بایدن و سازمان ملل که تحت کنترل چین و روسیه می باشد به مرگ ابراهیم‌رئیسی، واکنش نشان داده و آن را وحشتناک توصیف کرده است.

در این مقاله که با عنوان “من در ایران یک زندانی سیاسی بودم. می‌دانم چقدر وحشتناک بود که بایدن به «قصاب تهران» احترام گذاشت” در ۲۴ می ۲۰۲۴ در وب سایت رسمی شبکه فاکس نیوز آمریکا منتشر شده آمده است؛

بایدن و سازمان ملل هر دو از رئیس جمهور «قصاب» رژیم تجلیل کردند، انگار نه انگار که او یک هیولا بود نه یک رهبر منتخب مردم.

تمامی نمایندگان شورای امنیت سازمان ملل متحد از جمله آمریکا، انگلیس و فرانسه به احترام درگذشت رئیس جمهور رژیم اسلامی حاکم بر ایران یک دقیقه سکوت کردند. این سکوت طولانی در سطح جهان طنین انداز شد و تامل عمیقی را برانگیخت که آیا ارزش های بنیادی بشریت که این سازمان بر اساس آن بنا نهاده شده در حال فرسایش است.

مارکو روبیو، سناتور جمهوری خواه از فلوریدا، به سرعت بیانیه ای منتشر کرد و اعلام کرد: “رژیم تهران یکی از خونخوارترین تندروهای خود را از دست داده است. رئیسی حتی در سالهای قبل از انتخابات دروغین جمهوری اسلامی، مردم ایران را سال‌ها تحت سرکوب قرار داده بود و آنچه از خود بجا گذاشت حکومت وحشت بود. به خاطر حمایت‌های او از تروریسم بین الملل، کشتار جمعی مردم ایران و سایر موارد نقض حقوق بشر، جهان به این زودی ها جنایات رئیسی را فراموش نخواهد کرد.»

در حالی که ایرانیان در سراسر جهان مرگ ناگهانی این قصاب را جشن میگرفتند، تام کاتن، سناتور جمهوری‌خواه از آرکانزاس، با ابراز ناامیدی از تسلیت گویی دولت بایدن، در پلتفرم ایکس اظهار داشت: «در زمانِ قصاب تهران، رژیم اسلامی حاکم بر ایران دستش به خون آمریکایی‌ها آلوده بود زیرا برای تروریست‌ها کمک و تسلیحات می‌فرستاد. تسلیت به خاطر مرگ این هیولا مایه شرمساری است.

زمانی که آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه جو بایدن، در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنا در پاسخ به جان باراسو سناتور جمهوری‌خواه از وایومینگ از «ابراز تسلیت برای رئیسی» دفاع کرد، وضعیت بسیار تیره‌تر شد. بلینکن تا آنجا پیش رفت که اینکار را روالی عادی دانست که این باعث شد بحث بیشتر بالا بگیرد.

نمایندگان شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز برای مرگ ابراهیم رئیسی یک دقیقه سکوت کردند.

روز یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت، خبری فوری منتشر شد که هلیکوپتر حامل رئیسی، وزیر امور خارجه کابینه او، حسین امیرعبداللهیان که اتفاقاً وی هم یک فرمانده سپاه پاسداران بود، و چند نماینده دیگر سقوط کرده است.

آنها بعد از مراسم افتتاحیه سد قیزقالاسی که پروژه برق آبی مشترکی با کشور همسایه یعنی جمهوری آذربایجان در کنار رود ارس بود، از شمال غربی کشور یعنی استان آذربایجان شرقی ایران باز می‌گشتند.

ازجمله افراد حاضر در این مراسم، الهام علی اف، رئیس جمهور آذربایجان بود و احتمالا چندین مامور مخفی موساد.

البته همانطور که انتظار می‌رفت اسرائیل هرگونه دخالت در چنین حمله‌ای را انکار کرد اما این خبر به سرعت در شبکه های اجتماعی پخش شد و ایرانیان در سراسر جهان با پیام‌هایی مانند «اسرائیل متشکرم!» قدردانی خود را به اسرائیل نشان دادند.

رژیم اسلامی حاکم بر ایران علت سقوط این هواپیما را شرایط نامساعد جوی اعلام کرد. با این حال، با توجه به روابط قوی میان اسرائیل و آذربایجان، گمانه زنی هایی در مورد احتمال حمله موشکی ارتش توانمند اسرائیل به وجود آمده است. اسرائیل احتمالا این اقدام را به تلافی حملات اخیر رژیم با شلیک سیصد موشک و پهپاد به سمت اسرائیل انجام داده است.

از زمان به روی کار آمدن رژیم اسلامی در سال ۱۹۷۹ میلادی، ایران هرگز انتخاباتی واقعی را تجربه نکرده است. روحانیون حاکم تاکتیک‌هایی را از روسیه شوروی و چین کمونیستی برای دستکاری در انتخابات، کنترل رسانه ها و سرکوب مخالفان و تضمین تسلط دائمی خود بر قدرت اتخاذ کرده‌اند.

قانون اساسی رژیم اسلامی حاکم بر ایران شاخه‌های دیگر حکومتی را بالاتر از سه قوه سنتی مجریه، مقننه و قضائیه معرفی می‌کند تا ماهیت استبدادی خود را مبهم سازد.

شایان ذکر است که روسیه و چین، مانند رژیم اسلامی حاکم بر ایران، به اصول واقعی یک جمهوری پایبند نیستند.

همه این حکومت‌ها را می توان در دسته «جمهوری های آلوده» طبقه بندی کرد؛ مفهومی که من به طور کامل در کتاب جدیدم «روح قانون اساسی» در مورد آن بحث کرده‌ام.

این حکومت‌ها دیکتاتوری‌هایی هستند که عنوان «جمهوری» را یدک می‌کشند و از سیستم‌های انتخاباتی ساختگی برای فریب دادن جامعه بین المللی و شهروندان استفاده می‌کنند تا کسی نتواند بفهمد که ماهیت واقعی این حکومت چیست.

در حالی که انتخابات ریاست جمهوری ظاهرا هر چهار سال یکبار برگزار می‌شود، نامزدها باید ابتدا تأییدیه مقام معظم رهبری را کسب کنند که قدرت مطلق در ایران دارد.

شورای نگهبان که متشکل از ۱۲ یار وفادار او است کنترل تمام فرآیندهای انتخاباتی را بر عهده دارد در نتیجه هرگز در ایران رئیس جمهور منتخب وجود نداشته است بلکه همه آنها توسط ولی فقیه، ارکستر اصلی استبداد در تهران، انتخاب و منصوب شده‌اند.

با توجه به این حقایق، این سوال مطرح می‌شود: چگونه بلینکن نتوانست این واقعیت آشکار را تشخیص دهد؟ رئیسی رئیس جمهور منتخب نبود، بلکه منصوب خامنه‌ای بود و به خاطر نقشش به عنوان یک قاتل زنجیره‌ای که زیر نظر رهبر معظم علی خامنه‌ای کار می‌کرد، شهرت داشت. مایه تاسف است که درگذشت رئیسی را «تسلیت» بگوییم و آن را «روال عادی» بدانیم، به ویژه زمانی که اکثریت مردم ایران مرگ ناگهانی او را جشن گرفتند.

پرچم سازمان ملل متحد در روز سه‌شنبه بیست و یکم می ۲۰۲۴ برای یادبود رئیس جمهور رژیم ایران، ابراهیم رئیسی نیمه افراشته شد! در اینجا چند نکته بیشتر برای کسانی که به دنبال درک عمیق‌تری از رئیسی هستند آورده شده است؛ رئیسی در نوزده سالگی و در زمان استقرار رژیم اسلامی آخوندها در ایران در سال ۱۹۷۹ سیر سیاسی خود را آغاز کرد. در سن بیست سالگی بدون هیچ گونه صلاحیت حقوقی یا تحصیلی به عنوان قاضی منصوب و مأموریت داشت که حکم اعدام صدها نفر از افسران سابق ارتش که به رژیم وفادار نبودند را امضا کند.

همانطور که در کتاب من «رفیق آیت الله» شرح داده شده است، رئیسی مهره‌ای کلیدی در حلقه مخفی قاتلان خامنه‌ای بود که در تسهیل رسیدن وی به قدرت نقش اساسی داشت، خامنه‌ای ابتدا در سال ۱۹۸۱ رئیس جمهور شد و بعد در سال ۱۹۸۹ به عنوان دومین مقام معظم رهبری در رژیم جمهموری اسلامی شناخته شد.

همکار رئیسی یعنی محسنی اژه‌ای که اکنون از سوی خامنه‌ای به عنوان رئیس قوه قضائیه منصوب شده، نامه ای مهم را در هشت اردیبهشت ۱۹۸۶ امضا کرد. این نامه عملا تحقیقات درباره احتمال دخالت خامنه‌ای در ترور دادستان کل محمد بهشتی، رئیس جمهور محمدعلی رجایی و نخست وزیر محمدجواد باهنر و دیگر انقلابیون برجسته در تابستان ۱۹۸۱ را متوقف کرد.

این ترورها راه را برای تثبیت قدرت خامنه‌ای و رسیدن او به مقام ریاست جمهور بعدی در اواخر همان سال باز کرد. رئیسی در سال ۱۹۸۸ به دلیل نقشش در سازماندهی اعدام‌های دسته جمعی هزاران زندانی سیاسی، لقب بدنام «قصاب تهران» را به خود اختصاص داد. در طول این سال‌ها او همچنان از اختیارات مرگبار خود برای از بین بردن مخالفان و حفظ سیطره رهبر بر مسند قدرت استفاده می‌کرد.

در سال ۲۰۱۹، رئیسی که به عنوان رئیس قوه قضائیه توسط خامنه‌ای منصوب شده بود، سرکوب وحشیانه هزاران معترض جوان در بیش از دویست شهر را نظارت کرد. سال گذشته، پس از انتخاب او به عنوان رئیس‌جمهور توسط ولی فقیه، صدها معترض جوان دیگر در بیش از ۵۰۰ شهر، به دنبال کشته شدن مهسا امینی توسط مقامات رژیم، جان خود را از دست دادند.

آیا رئیسی مستحق یک دقیقه سکوت پیشنهاد شده توسط روسیه و چین در سازمان ملل بود؟ این سوالی است که شما و دولت بایدن باید در نظر بگیرید.

مقاومت بی‌بی‌سی فارسی در برابر حقیقت سرانجام در هم شکست

0

با وجود اینکه امیر فخرآور در مصاحبه های متعدد با شبکه آمریکایی نیوزمکس برای نخستین بار در فضای سیاسی ایران و جهان از حمله ارتش اسراییل به هلی کوپتر حامل رئیسی سخن گفت اما رسانه‌های فارسی مثل همیشه با مطرح کردن انواع تئوری‌های بی پایه سعی داشتند مانع از پی بردن مردم به واقعیت شوند.

در همین ارتباط بی‌بی‌سی فارسی امروز سرانجام مجبور شده طی مقاله‌ای این واقعیت را مطرح کند هرچند به عنوان یک تئوری درباره آن صحبت کرده است.

فراموش نمی‌کنیم که همانگونه که امیر فخرآور اولین بار مواردی نظیر حضور خامنه‌ای در پاتریس لومومبا و جاسوسی وی برای روس‌ها، خبر دادن از اینکه قاسم سلیمانی قرار است توسط آمریکا حذف شود، نگاه روسیه و خامنه‌ای به رئیسی برای جانشینی خامنه‌ای، قرارداد ۲۵ ساله رژیم با چین، فروش جزایر سه گانه به امارات و دهها مورد دیگر را مطرح کرد و مورد بایکوت و اهانت قرار گرفت اما دیری نگذشت که همان توهین کنندگان، داعیه دار همان اخبار شدند و به عنوان خبر جدید و شوک خبری منتشرش کردند.

این بار هم پس از مقاومتی چند روزه سرانجام رسانه‌ها هرچند به مرور و ناگزیر اما در حال تسلیم شدن در برابر حقیقت و بازنشر آن هستند هرچند باز هم بی‌بی‌سی فارسی دست از کثافتکاری برنداشته و منبع این خبر را حامیان رژیم معرفی کرده است آنهم با وجود اینکه رژیم حاضر به مطرح شدن هرگونه فرضیه و تئوری هست به جز اینکه واقعیت حمایت اسرائیل از مردم و حذف رئیسی توسط این کشور مطرح شود زیرا که در صورت فراگیر شدن واقعیت ماجرا، حقارت و ضعف رژیم خامنه‌ای بیش از پیش نمایان و خوشحالی و امید مردم مضاعف خواهد شد.

شبکه‌های اجتماعی

5,745FansLike
139,000FollowersFollow
11,244FollowersFollow
2,700SubscribersSubscribe
- Advertisement -

پربیننده‌ترین‌ها