ایالات متحده در واکنش به حملهای پهپادی که بر اثر آن سه سرباز آمریکایی مجروح شدند، دست به عملیاتی تلافیجویانه زده و تروریست های تحت حمایت رژیم اسلامی حاکم بر ایران در عراق را مورد حمله قرار داد.
لوئید آستین، وزیر دفاع بایدن دوشنبه ۲۵ دسامبر (۴ دیماه) در این رابطه از “حملاتی ضروری و درخور” سخن گفت و اعلام کرد که نیروی هوایی این کشور به سه قرارگاه کتائب حزبالله و گروههای مرتبط با آن در عراق حملاتی انجام دادند.
او در این بیانیه تصریح کرد که حملات ایالات متحده واکنشی به حملههای متعدد تروریست های تحت حمایت رژیم اسلامی حاکم بر ایران به نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه بوده است.
واکنش و حملات هوایی ایالات متحده چندی پس از آن صورت گرفت که محل استقرار نظامیان آمریکایی در نزدیکی فرودگاه اربیل مورد حملهای پهپادی قرار گرفته بود.
پنتاگون مجروح شدن سه سرباز آمریکایی در پی این حمله را تأیید کرد. گفته میشود که یکی از این سربازان در وضعیتی وخیم به سر میبرد.
از آغاز جنگ میان اسرائیل و سازمان تروریستی حماس (۷ اکتبر) حملات به پایگاهها و نظامیان آمریکایی مستقر در عراق و سوریه بشدت افزایش یافته است.
طبق اعلام ارتش آمریکا از اواسط ماه اکتبر سال جاری میلادی تا کنون بیش از ۱۰۰ مورد از چنین حملاتی به ثبت رسیدهاند که اکثر آنها توسط نترو تروریست های تحت حمایت رژیم اسلامی حاکم بر ایران از جمله حشدالشعبی صورت گرفتهاند.
در حال حاضر حدود ۲۵۰۰ نظامی آمریکایی در عراق مستقر هستند. شمار سربازان و نظامیان آمریکایی مستقر در سوریه بر ۹۰۰ نفر بالغ میشود.
حملات ارتش آمریکا به مواضع تروریست های نیابتی رژیم اسلامی حاکم بر ایران در عراق
هلاکت رییس اطلاعات فراجا شهرستان فیروزآباد توسط پارتیزانها
احسان بخشنده، رییس اطلاعات فراجا شهرستان فیروزآباد در استان فارس که ۲۵ شهریور ۲۷۰۲ ایرانی، توسط پارتیزان های مسلح مجروح شده بود، پس از سه ماه بستری در بیمارستان، به هلاکت رسید.
مطابق وب سایت “شهدای ناجا” بخشنده به عنوان کادر اطلاعاتی استخدام شده بود و زمانی که توسط پارتیزان ها شناسایی شد رییس اطلاعات فراجا فیروزآباد بوده است.
در سالگرد کشته شدن مهسا امینی و شروع فاز سوم انقلاب قانون اساسی، همزمان دو عملیات تعیقب، مراقبت و حذف در استان فارس توسط پارتیزان ها شکل گرفت. در شهرستان نورآباد ممسنی ۴ نفر از مزدوران بسیجی زخمی شدند که دو نفرشان به هلاکت رسیدند. در شهرستان فیروزآباد، سه نفر از پرسنل فراجا مورد اصابت گلوله پارتیزان ها قرار گرفته اند که هر سه مجروح شدند که یکی از آنها سرهنگ پاسدار احسان بخشنده امروز به جهنم اعزام شد.
یکی از گوریلهای ولایت در تهران توسط پارتیزانها به هلاکت رسید
بنابر گزارش رسیده به خبرگزاری کنگره ملی ایرانیان، در ادامه عملیات های تعقیب، مراقبت و حذف توسط پارتیزان های ایرانی، محمدمهدی خدیوی رئیس یکی از پایگاههای سرکوبگر بسیج در تهران، به هلاکت رسید.
خدیوی در سرکوب اعتراضات تهران نقش اصلی را برای سازماندهی اوباش برعهده داشت.
گروهی از معلمان آموزش و پرورش: دانش آموزان علاقه ای به درس دینی ندارند/در مورد حقوق اساسی بحث میکنند
سه معلم آموزش و پرورش در گفتگو با خبرآنلاین از چالش هایی که این روزها با دانش آموزان دارند گفته اند. دانشآموزانی که دو سال در دوره کرونا به اجبار بجای فضای کلاس و مدرسه، در کنج خانه از صفحههای کوچک تلفن همراهشان درس خواندند، در کنار آموزش آنلاین، با جهان دیگری هم آشنا شدند، جهانی که آزادانه و بدون هیچ فیلتر و سختگیری یادشان میدهد، چطور فکر کنند، چطور حرف بزنند و اصلا چطور ببینند. همین دانشآموزان در سال تحصیلی گذشته شاهد اعتراضاتی بودند که حتی در مقاطعی به کلاسهای درسشان هم رسید. این دانشآموزان قطعا با این تجربهها هرگز آن دانشآموزان گذشته نشدند، تا آنجا که در یک سال گذشته نامشان را به عنوان نسل Z بارها از زبان تحلیلگران و کارشناسان حوزههای سیاسی و اجتماعی شنیدیم.
در ادامه مشروح گفتگو با محمد داوری، نرگس ملکزاده و محمدرضا نیکنژاد را بخوانید:
در سالهای اخیر اتفاقات زیادی رقم خورده که تاثیرات زیادی روی نوجوانان، جوانان، فضای مدارس و دانشآموزان کشور داشته، اما دو مقطع و اتفاق احتمالا شاخصهای مهمترین در این مورد بهحساب میآیند، یکی دوره شیوع ویروس کرونا و دیگری اعتراضات سال گذشته بعد از خانم مهسا امینی، این دو چه تغییراتی در دانشآموزان ایجاد کردهاند؟
داوری: بیتردید تغییراتی وجود دارد، نشانههایی در کنش و واکنش دانشآموزان وجود دارد که متاثر از چند سال گذشته است، از جمله ارتباطی که آنها با شبکههای اجتماعی گرفتند، جذابیت رسانه و شبکههای اجتماعی علیرغم مخالفت و کنترل خانواده و مدرسه همچنان برای دانشآموزان ادامه دارد و آنها میجنگند تا سهم خودشان را از این فضا داشته باشند. همراه داشتن موبایل در مدرسه و ساعاتی که دانشآموزان در فضای مجازی هستند چالش مشترک خانه و مدرسه است.
درخصوص اعتراضات هم باید گفت، بهدلیل اینکه دانشآموزان برای اولین بار به کنشهای اجتماعی و سیاسی ورود کردند همچنان تبعات این کنشگری را میشود در مدارس احساس کرد، بهویژه درخصوص موضوعاتی که در کتابهای درسی هست و بهطریقی در حوادث سال گذشته مطرح شده بود، مثلاً واژه زن و تصویر زنان در کتاب، بحث حجاب، شخصیتها و مسئولین، همچنان تداعی کننده حوادث سال گذشته است، دانشآموزان هم جسارت بالایی دارند طوریکه حتی اگر معلمان بخواهند وارد این مباحث نشوند، آنها تلاش میکنند معلم را وارد این مباحث کنند، برای نمونه در درسی مانند علوم اجتماعی وقتی به رابطه دولت و ملت، بحث تفکیک قوا، اصول قانون اساسی، انتخابات، مشارکت مردم پرداخته میشود دانشآموزان بلافاصله وارد بحث میشوند و درباره آزادیها یا مسئله حجاب صحبت میکنند، حتی در جلسات اولیا که در مدرسه برگزار میشود مسائلی از این دست مطرح میشود، بنابراین احساس میکنم فضای مدارس همچنان متاثر از کرونا و اعتراضات سال گذشته است.
آقای نیکنژاد، شما نسبت میان دانشآموزان، ویروس کرونا و حوادث سال گذشته را چهطور صورتبندی میکنید؟
درخصوص ورود دانشآموزان به حوادث سال گذشته نباید استفاده از تلفن همراه و شبکههای مجازی را که به دلیل شیوع ویروس کرونا میان دانشآموزان گسترده شد، نادیده بگیریم، از دبستان تا دبیرستان دانشآموزان از تلفن همراه استفاده کردند، درحالیکه تا قبل از شیوع ویروس کرونا استفاده از این وسایل میان آنها یکجورهایی تابو بود، اما بعد از شیوع کرونا کلاس درس بدون تلفن همراه معنا پیدا نکرد، هنوز هم بعضی از معلمها برای آموزش بیشتر از این ابزار و فضای مجازی استفاده میکنند که اتفاق مثبتی است. از طرفی فضای مجازی توانست آگاهیها به حقوق انسان و حقوق دانشآموزان را در یک بستر غیررسمی افزایش دهد، درحالیکه تمرکز آموزشوپروش در کشور ما بهخصوص درباره پرورش بر روی آموزههای ایدئولوژیک خودش است، یعنی دوست دارد دانشآموز مدنظر خودش را پرورش دهد اما ارتباط دانشآموزان با فضای مجازی آنها را خارج از خواست آموزش و پرورش با یکسری از حقوق خودشان آشنا میکند لذا از این حیث هم اتفاق مثبتی است.
در اعتراضات سال گذشته تصاویری از حضور دانشآموزان هم به چشم میخورد، حضور دانشآموزان در چنین فضاهایی درست بود؟ خیلیها معتقدند به آنها آسیب زد، نظرتان چیست؟
نیکنژاد: شاید درست باشد که بگوییم به آموزش آسیب زد، اما ورود و عدم ورود دانشآموزان به مسائل اجتماعی و سیاسی خارج از کنترل شهروندان، خانوادهها و حاکمیت بود، بهتعبیری سیاست مثل هوا است، شما از آن تنفس میکنید، در فضایی قرار دارید که شما را تحت تاثیر قرار میدهد، وقتی خانواده و جامعه، بحث سیاسی میکند از دانشآموز چه انتظاری داریم؟ وقتی آن بحث سیاسی مستقیم یقه دانشآموز را میگیرد، از او چه انتظاری داریم؟ بنابراین ورود دانشآموز به این مسائل آسیب دارد اما اجتنابناپذیر است.
درباره آسیبهایی که متوجه برخی دانشآموزان در حوادث سال گذشته شد، اطلاعی دارید؟
نیکنژاد: بسیاری از بچهها همچنان درگیر آن مسائل هستند، برخی از آنها گرفتار زندان شدند. مثلا در جایی مانند خوزستان تعدادی از دانشآموزان هم با حکم دادگاه و هم با حکم غیررسمی آموزشی از حضورشان در کلاس درس جلوگیری میشد. درحالی که این مشکلِ دانشآموزان نیست، این مشکل از طرف نگاه حاکمیت به کنش سیاسی دانشآموزانی هست که زیر سن قانونی هستند.
جناب داوری خیلیها معتقدند دانشآموزان با تناقض مواجه هستند، در واقع فاصله معناداری میان آنچه که در جامعه یا خانواده یا مثلا در شبکههای اجتماعی دریافت میکنند و آنچه که در فضای آموزشی و کتابهای درسی به آنها گفته میشود، وجود دارد، در مواجهه با این فاصلهها معلمان چطور رفتار میکنند؟
این تناقض در نظام آموزشی ما ریشه دارد و روز به روز شکاف آن بیشتر میشود، آنهم به دلیل رشد رسانهها و شبکههای اجتماعی است. هرچقدر دریچههای فضای مجازی روی دانشآموزان گشوده شده؛ با دنیای جدید و واقعیتها آشنا شدند. درواقع میان آنچه که در شبکههای اجتماعی دریافت میکنند با محتوای کتاب درسی فاصله زیادی میبینند و به شکلهای مختلفی به آن واکنش نشان میدهند، مثلاً اگر از دانشآموزان پرسیده شود کدام درسها محبوب هستند یقیقنا درسهایی برایشان محبوب است که شکاف کمتری با واقعیتهای بیرونی دارد، و درسهایی که با واقعیت جامعه شکاف بیشتری دارد در انتهای لیست درسهای محبوب جای میگیرند؛ دین و زندگی و هدیههای آسمانی جز درسهایی هستند که در پایین این لیست قرار دارد، حتی معلمهای این درسها در ته لیست محبوبیت دانشآموزان قرار دارند، اگر این کتابها را ورق بزنیم در رفتاری که دانشآموزان با تصاویر این کتابها دارند، واکنش آنها را به این درسها متوجه میشویم.
خانم ملکزاده، نظر شما درباره این تناقض چیست؟
این روزها که سرکلاس میروم تدریس به دانشآموزان سختتر از گذشته شده است، وقتی ما کتابی برای دانشآموزان تدریس میکنیم دوست داریم مطالب آن مورد علاقه و توجه آنها باشد، اما اینطور نیست. مثلاً در درس مطالعات اجتماعی مخصوصاً وقتی بخش مدنی آن را تدریس میکنم و درباره حقوق اساسی صحبت میکنیم، با دانشآموزان چالش داریم، وقتی به آنها درباره قانون اساسی میگوییم بلافاصله سراغ آن را در واقعیت بیرونی کتاب میگیرند، میپرسند مگر در کتاب نگفته من باید آزادی بیان داشته باشم پس چرا در جامعه آن را نمیبینم. یعنی ما طبق کتاب به دانشآموزان اطلاعات میدهیم اما اطلاعاتی که بهنظر آنها با نظم اجتماعی جامعه متفاوت است.
کلاسهای درس برای دانشآموزان مثل فضای خانواده شده است، همانطور که الان مردم در جامعه آرام هستند اما در خانواده خودشان درباره مسائل صحبت میکنند، جو مدرسهها هم آرام شده اما دانشآموزان در کلاسهای درس خیلی راحتتر درباره همهچیز صحبت میکنند و اعتراض دارند. دانشآموزان به درسهایی مانند دینی علاقه ندارند چراکه از ابتدا در دوران ابتدایی به این درسها بها داده نشده و در سنین بالاتر هم پذیرش آن برای دانشآموزان ممکن نیست و بیشتر با شبهههای خودشان درگیر هستند. تدریس در چنین شرایطی سخت است، چون گاهی مجبور میشوی چیزی را مطابق کتاب برای دانشآموزان توضیح بدهی که شاید خودت هنوز به درست یا غلط بودن آن نرسیدهای.
اتفاقات سال گذشته دراین باره چقدر تاثیرگذار بوده؟
ملکزاده: امسال کمی آرامش و سکوت هست اما دانشآموزان حرفهای خودشان را میزنند، دیگر آن ترس و اضطراب گذشته را ندارند، فضای مجازی هم خیلی به آنها کمک میکند که این دروس را به چالش بکشند، بنابراین کسانیکه محتوای کتابها را تولید میکنند باید به دنبال روشهای دیگر باشند و برای دانشآموزان جذابیت ایجاد کنند، اگر قرار باشد همین روند ادامه پیدا کند دانشآموزان این درسها را کنار میگذارند و حتی برای نمره هم آنها را مطالعه نمیکنند.
نیکنژاد: بعد از جریانات سال گذشته جسارت اجتماعی در لایههای مختلف جامعه زیاد شد، در بین دانشآموزان هم همینطور، طوریکه اگر امروز کسی به آنها در خیابان تذکر حجاب بدهد بلافاصله واکنش نشان میدهند و فرد تذکر دهنده را در موقعیت دفاعی قرار میدهند؛ این حاصل یک کنش کلی در سطح جامعه است، جامعه کاملاً موضع گرفته و در جایگاه حمله است اگرچه مجبور به سکوت شده؛ حالا شما همین وضعیت را در سر کلاسها دارید، دانشآموزان در کلاس درس کاملاً بهشکل تهاجمی فکرها را نقد میکنند، دانشآموزان امسال با دانشآموزان سالهای قبل خیلی فرق کردهاند، این نوع برخورد دانشآموزان حاصل یک روند است که از گذشته شروع شده و عوامل مختلفی دارد، یکی از آن عوامل رفتارهای خود آموزش و پرورش و اصرار آنها بر روشهای ناکارآمد و شکستخورده است.
داوری: واکنش دانشآموزان در مدارس به دوره ابتدایی هم کشیده شده است، سال گذشته در اوج اعتراضات وارد یک مدرسه ابتدایی شدم و متوجه شدم شعار توپ، تانک، فشفشه میدهند، یعنی آنها متاثر از فضا واکنشی نشان میدهند که برایشان مفهوم نیست. در مقطع متوسطه اول و دوم کمی فرق دارد، این واکنشها به شکل دو قطبی آگاهانه شده است، تجربهای در یک مدرسه وجود دارد که بچهها با یک دانشآموز بسیجی درگیر شدند، یعنی خود آموزش و پرورش از طرفی اعتراض میکند چرا دانشآموزان وارد اعتراضات سال گذشته شدند و از طرفی خودش دانشآموزان را در قالب نیروی بسیج سازماندهی میکند. لذا دوگانه دانشآموزان مدافع وضع موجود و منتقد وضع موجود در مدرسه ایجاد شده است که بسیار آسیب زننده است. در این شرایط مدافعین وضع موجود در مدرسهها در اقلیت هستند و سایرین با تمسخر و تحقیر و چون آموزش ندیدند حتی بهصورت غیر مدنی به آنها واکنش نشان میدهند و آن بچههای مدافع وضع موجود با عبارتهای مختلفی مورد خطاب قرار میگیرند.
با توجه به صحبتهایی که شد به نظر میرسد معلمها دچار چالشهای عدیده در ارتباط با دانشآموزان هستند، یا باید تسلیم دانشآموزان باشند و یا وارد چرخه بحث و جدل، مواجهه غالب معلمان با این شرایط کلاس چگونه است؟
داوری: اینکه در این شرایط معلم چه کاری باید انجام دهد به خود معلم برمیگردد و هر معلم با توجه به ویژگیهایی که دارد نقش خودش را تنظیم میکند، بنابراین در شرایط فعلی معلمها را به چند دسته میشود تقسیم کرد؛ یک دسته معلمهایی هستند که فقط به کتاب درسی اکتفا میکنند و از ورود به سایر بحثها خودداری میکنند، این گروه بهشدت رابطهای پرچالش با دانشآموزان دارند و محبوب آنها نیستند. یک گروه از معلمها هستند که اصطلاحاً کاسه داغتر از آش هستند و البته تعدادشان محدود است، این گروه به همان محتوای کتاب چیزی هم اضافه میکنند وتحویل دانشآموز میدهند، در واقع سبب افزایش شکاف میشوند، این معلمها نه تنها محبوب نیستند بلکه مغضوب دانشآموزان هستند. یک گروه از معلمها هستند که جزو این دو گروه نیستند، نه کاسه داغتر از آش میشوند و غلظت ایدئولوژیک و سیاسی مطالب را افزایش میدهند و نه فقط به کتاب اکتفا میکنند، آنها قدری سعی میکنند که این شکاف را پر کنند، برخی از معلمها که احساس مسئولیت اجتماعی دارند واقیعتها را توضیح میدهند البته که آنوقت با سیستم آموزشوپرورش، حراست و حتی خارج از حراست مواجه میشوند.
خانم ملکزاده شما جزو کدامیک از این گروه از معلمها هستید؟
من تلاش میکنم خودم را همراه دانشآموزان نشان دهم اما به آنها میگویم هنوز به این سن نرسیدهاید که تحلیل داشته باشید. گاهی به دانشآموزان میگویم من هم مانند پدر و مادرهای شما ناراضی هستم، جالب اینکه یکبار یکی از بچهها در جواب این جمله من گفت اتفاقاً پدر و مادر من راضی هستند، اما من ناراضی هستم، بنابراین میخواهم بگویم حتی در خانوادههایی که از شرایط موجود رضایت دارند دانشآموز آن خانواده برخلاف پدر و مادرش احساس نارضایتی میکند. همانطور که گفتم تلاش میکنم کنار دانشآموزان باشم اما از آنها میخواهم آگاهانه صحبت کنند و پشتوانه اطلاعاتشان فراتر از فضای مجازی باشد.
طی یک سال اخیر بیشتر از همیشه از تفاوت نسلها در ایران با عناوین مختلف میشنویم، بحث درباره خصوصیات نسل زِد هم بسیار مطرح شده، حتی مدتی قبل آقای علویتبار از فعالان سیاسی گفته بود نسل زِد، نسلی سطحی هستند و مطالعه ندارند، شما موافق هستید؟
ملکزاده: من تا حدودی با صحبتهای علویتبار موافق هستم، دقیقا مانند بزرگترها که همگی تحلیل سیاسی خوبی ندارند و اهل مطالعه نیستند دانشآموزان هم همین وضعیت را دارند، اینطور نیست که بگوییم چون در نسل تکنولوژی هستند ما باید خیلی بیشتر روی آنها حساب کنیم، این بچهها نسبت به سن خودشان متفاوتتر از همسن خودشان در نسلهای گذشته هستند اما هنوز آن چیزی نیستند که خیلی آنها را بزرگ کنیم و بگوییم تغییرات اساسی ایجاد میکنند.
داوری: البته آقای علوی تبار یک روی سکه را گفته بود، یک روی دیگر سکه نسل جدید را نگفتند.
شما بگویید…
داوری: بهنظرم ایشان روی منفی سکه تصویر نسل جدید را گفتند، احساس میکنم ایشان شناخت دقیقی از نسل جدید ندارند، چراکه روی دیگر سکه تصویر نسل جدید پرسشگری، جسارت و جهانبینی دقیقتر و گستردهتر آنها است، از طرفی واقعبینی نه آرمانگرایی، و زندگی، از ویژگی آنها است، به همین دلیل با جنبش زن،زندگی،آزادی همراهی کردند، چراکه برای دانشآموزان دوره هفتم، هشتم، نهم، زن و آزادی هنوز مفهومبندی نشده است، اما آنها زندگی را بیشتر از زن و آزادی میفهمند، بنابراین شاید بیشتر با واژه زندگی همراه بودند. این نسل، نسلی است که برخلاف نسل گذشته تظاهر و ریا ندارد، این نسل زندگی و عشق را با همان مفهوم زمینی آن میفهمد، همان مفاهیمی که یک عدهای آن را در آسمانها جستوجو کردند و الان در سنین پیری در زمین بهدنبال آن هستند.
نیکنژاد: یکی از کارکردهای آموزشوپرورش در جهان امروز آموزش عقل انتقادی است، یعنی آموزش و پرورش وظیفه دارد سنجشگرایانه اندیشی را به دانشآموز منتقل کند. میخواهم بگویم این بچهها اگر هم سطحی هستند بهخاطر نوع آموزش ما است، ما نتوانستیم به دانشآموزان یاد بدهیم این خبرهایی که به شما میرسد باید یک فیلتر داشته باشد که به کمک آن بخشهایی از واقعیت به دست شما برسد، الان بچهها تحت تاثیر فضای مجازی هستند، یک جنبه متاثر شدن از فضای مجازی این است که این دانشآموزان جسور شدند، آگاهیهای آنها بالا رفته و عمیق شدند، اما یک بخشی از آگاهیهای ناقص و دستچین شده توسط همین فضای مجازی در اختیار همه افراد جامعه از جمله دانشآموزان قرار میگیرد، این آشفتگی ذهنی و عدم تمرکزی که برای بچهها درست میکنند ممکن است سبب یک جنبش شود اما در مقابل ممکن است کنش آنها ریشه هم نداشته باشد. در خیلی از کشورها این وضعیت ایجاد میشود. بهنظرم ما به عنوان معلم و مجموعه آموزش و پرورش باید به سمتی حرکت کنیم که عقل انتقادی را به دانشاموزان آموزش دهیم، درحالیکه این مسیر مسدود شده است. اما در شرایطی که آموزش عقل انتقادی در مدارس محدود است بهنظر من فضای مجازی و انفجار اطلاعات آن در نهایت به سود جامع تمام شده است.
داوری: یک موضوع مهم که تحلیلگران در نسل جدید نمیبینند جایگاه هنر در این نسل است. نسل جدید هنر و موسیقی را به معنای ضرورت برای یک زندگی خوب فهمیده است، این نسل فیلم میبیند و با مفاهیم زیباشناختی زندگی به معنای واقعی آن ارتباط برقرار کرده است، به همین دلیل وقتی آقای علویتبار که ممکن است خودشان اینها را تجربه نکرده باشند وقتی بخواهند نسل جدید را قضاوت کنند آنها را آنقدر که زیبا هستند، نمیبینند.
ملکزاده: پارسال در جریان اعتراضات همه گفتند باید به سمت گفتوگو با دانشآموزان برویم و با آنها صحبت کنیم، اما بعد از آن دوران که مدرسهها آرام شدند دیگر خبری از گفتوگو با دانشآموزان مطرح نشد، درصورتیکه ما هنوز با دانشآموزانی مواجه هستیم که پر از سوال هستند، الان چرا از این فرصت برای گفتوگو با دانشآموزان استفاده نمیکنیم، آنقدر مسیر گفتوگو دارد بسته میشود که شاید یکی دو سال آینده بچهها برافروخته شوند و دوباره به اعتراضات قبلی برگردیم. الان چرا مدرسه را رها کردید و به سمت گفتوگو با دانشآموزان نمیآیید؟ چرا وقتی سال گذشته از حوزه علمیه برای گفتوگو با دانشآموزان افرادی را فرستادید و به آنها نقد شد و درخواست شد تا به جای آنها از دانشگاه کسانی را بفرستید تا مواضعشان به بچهها نزدیکتر باشد پذیرفتید، اما چرا بعداً رها کردید. هنوز هم افراد طرح امین در مدرسه هستند.
به طرح امین یعنی حضور نمایندگانی از حوزه علمیه و جامعه الزهرا اشاره کردید، ارتباط دانشآموزان با این افراد چهطور است؟
ملکزاده: حضورشان بهعنوان کادر مدرسه در حال عادی شدن است. کسی که به عنوان مجری طرح امین در مدرسه انتخاب شده هر روز در مدرسه هست طوریکه دانشآموزان او را به عنوان کادر مدرسه میشناسند. اطلاعات و آگاهی آنها بیشتر درباره علوم دینی است و از نظر مسائل سیاسی، گفتوگو کردن با دانشآموزان، کلاسداری کردن افراد قویای نیستند، افرادی هستند که نسبت به دیدگاه دانشآموزان موضع دارند و دانشآموزان هم نسبت به آنها موضع دارند. تاکید زیاد من این است که چرا تلاش برای گفتوگو با دانشآموزان را کنار گذاشتند، ایدههایی که آن زمان مطرح میشد مانند شادابسازی مدرسه و اینکه به دانشاموزان خوش بگذرد رها شد، چرا دیگر نمیگویند این کارها را برای بچهها انجام دهید، فقط برای همان مقطع بود که مدارس شلوغ بود و میخواستند به عنوان یک مسکن استفاده کنند مطرح شد؟
نیکنژاد: حاکمیت در بخش آموزش شکست خورده و نیاز به یک دگرگونی دارد و پایههای این دگرگونی باید مبتنی بر دستاوردهای جهانی باشد. آموزههای امروز مدرسه را دانشآموزان قبول ندارند. وقتی فعالیت اقتصادی بخش زیادی از افراد جامعه با درسی که خواندهاند تفاوت دارد نشان دهنده شکست یک ساختار آموزشی است. امروز در مدرسهها درس دینی دینی است، هدیههای آسمانی دینی است، قرآن، تعلیمات اجتماعی و دفاعی دینی است، به فیزیک و ریاضی هم رحم نکردند طوریکه در فیزیک یک بخش «بیشتر بدانید» دارند و یک حادثه تاریخ اسلام را به فیزیک ارتباط دادند، این نگاه در آموزش اتفاقاً به ضد خودش تبدیل شده است و عمل میکند. وضعیت خانوادهها و فضای مجازی با چیزی که آموزش و پرورش در مدرسه از بچهها انتظار دارد، در تضاد است، چنین وضعیتی بُعد آموزشی مدرسه را هم سست کرده است، سبب شده دانشآموزان از مدرسه گریزان شوند.
داوری: احساس میکنم در دو سال اخیر یک تفکر به مدرسه حمله کرده است، یعنی یک اراده کلانی هست که دارد مدرسه را از کارکرد خودش خارج میکند، پشت این تفکر چند انحراف جدی وجود دارد، اینکه با فلسفه تعلیم و تربیت سازگار نیست، اینها یا عامدانه یا جاهلانه رویکردی را انتخاب کردند و مدرسه را به سمتی سوق میدهند که با فلسفه تعلیم و تربیت ناسازگار است. دوم اینکه اینها درک درستی از روانشناسی کودک و نوجوان ندارند، سوم اینکه گمان میکنند، آموزش کودکان و نوجوانان حق آنها است، درصورتی این حق دانشآموز است و وظیفه آموزش و پرورش این است که آنچه حق کودکان و نوجوانان هست در مدرسه تبلور پیدا کند، با این وضعیت مدرسهها دارد به سمتی حرکت میکند که به هیئت و پادگان تبدیل شود و چنین مدرسهای از کارکرد اصلی خودش دور میشود و بیتردید این مدرسه به بن بست میرسد و در این بن بست قربانیان اصلی کودکان و نوجوانان هستند.
یکی از سرداران سپاه پاسداران در پی حمله ارتش اسراییل به دمشق به هلاکت رسید
رسانههای رژیم اسلامی حاکم بر ایران اعلام کردند که در جریان حمله ساعاتی قبل ارتش اسراییل به منطقه زینبیه در حومه دمشق، «رضی موسوی معروف به سیدرضی» از افراد نزدیک به قاسم سلیمانی و از قدیمیترین نیروهای سپاه پاسداران در سوریه، به هلاکت رسید.
اوایل ماه دسامبر نیز «محمدعلی عطایی شورچه» و «پناه تقی زاده» از فرماندهان سپاه قدس در جریان حملات اسرائیل کشته شدند.
حسین اکبری سفیر رژیم اسلامی حاکم بر ایران در سوریه در گفتوگو با خبرگزاری مهر: “امروز ساعت ۲ ایشان در سفارت بودند و در محل دفتر کارشان حضور داشتند و سپس در بعد از ظهر به محل اقامت و منزلشان در محله زینبیه رفتند. منزل ایشان ظاهرا با سه موشک رژیم صهیونیستی هدف قرار میگیرد و ساختمان تخریب میشود پیکر این شهید به حیاط پرتاب میشود. صهیونیستها ضمن اینکه این جنایت را مرتکب شدند به حوزه امنیت کشور سوریه نیز تعدی کردند زیرا که تامین امنیت دیپلماتها به عهده کشور میزبان است”.
ناصر نوبری: روسها نگرانی جدی برای رفتارهایشان در مورد جزایر سه گانه ندارند
ناصر نوبری، سفیر سابق رژیم اسلامی حاکم بر ایران در شوروی میگوید: روسها نگرانی جدی ندارند. آنها در دو اجلاس سران در مسکو، از طرف ایرانی این ارزیابی را پیدا کرده اند که ایران در راه یکطرفه در قبال شرق قرار گرفته است. آنها اطمینان یافته اند که ایران در شرایطی قرار دارد که جز هیاهو قادر به اتخاذ اقدامات جدی عملیاتی نیست. بله روسها در این حد انتظار داشته اند که هیاهوها و فشارهای رسانهای از دور قبل بیشتر شده و اینچنین گسترش یابد، اما مطمئین هستند که اینها نمیتواند بطور جدی به تغییر رویکرد منجر شود، زیرا آنگاه گفتمان اصلی سیاست خارجی دولت خدشه دار میشود.
در ادامه مشروح گفتگوی خبرگزاری انتخاب با ناصر نوبری را میخوانیم:
اظهار نظرات اخیر روسها و اعراب درباره جزایر سه گانه به امروز ختم نمیشود و سابقه دارد؛ به نظر شما تداوم این گفتمان در میان بیانیههای اعراب و روسیه تا چه حد یک هدف اصلی از این نشستها و فشار بر ایران است؟
قطعا اعراب با هدف اعمال فشار بر ایران برای کسب نتیجه نهایی در خصوص سه جزیره، این موضوع را دنبال میکنند. اعراب در زمان جنگ ایران و عراق این تجربه را دارند که با اینگونه تحرکات بین المللی و بالاخره حتی در دوران جنگ سرد و جهان دوقطبی در شورای امنیت بنفع صدام اجماع ایجاد کردند و از آن، قطعنامه ۵۹۸ را برای نجات صدام حاصل کردند که در آن شرط ما بابت اخذ غرامت جنگی نادیده گرفته شد.
در شرایطی که حتی کیهان شریعتمداری نیز علیه روسیه موضع میگیرد، آیا روسها نگران عواقب احتمالی این رفتارها از جمله تغییر رویکرد ایران نیستند؟
خیر، روسها نگرانی جدی ندارند. آنها در دو اجلاس سران در مسکو، از طرف ایرانی این ارزیابی را پیدا کرده اند که ایران در راه یکطرفه در قبال شرق قرار گرفته است. آنها اطمینان یافته اند که ایران در شرایطی قرار دارد که جز هیاهو قادر به اتخاذ اقدامات جدی عملیاتی نیست. بله روسها در این حد انتظار داشته اند که هیاهوها و فشارهای رسانهای از دور قبل بیشتر شده و اینچنین گسترش یابد، اما مطمئین هستند که اینها نمیتواند بطور جدی به تغییر رویکرد منجر شود، زیرا آنگاه گفتمان اصلی سیاست خارجی دولت خدشه دار میشود.
ایران در مقابل این اتفاقات چه ابزارهای تقابلی دارد؟
ایران ابزارهای تقابلی فراوان و بسیار قوی و موثری دارد. ایران یک قدرت بزرگ منطقهای است. حیات و ممات روسها در منطقه در دست ایران است. روسها از منطقه جارو شده بودند اما سوار مرکب ایران شدند و وارد منطقه ما شدند. دولت فعلی خودش دست خودش را بسته است.
انتهای مسیری که اعراب در پی این بیانیهها دنبال میکنند چیست؟
بسیار بعید است که آنها به درگیری نظامی فکر کنند. آنها شیشه ایتر و شکستنیتر از آن هستند که حتی فکر درگیری نظامی به سرشان خطور کند. در صورت وقوع یک درگیری نظامی با ایران، آنها همه چیزشان را از دست میدهند. همانطور که گفتم آنها روشهای دیپلماسی و ایجاد اجماع بین المللی و طی مسیرهائی مانند شورای امنیت و یا دیوان و دادگستری بین المللی را در فکر و هدفشان دارند.
تداوم این رفتار از سوی روسیه تا چه حد ممکن است سبب تغییر رویکرد ایران شود؟
این سم مهلک در سیاست خارجی است که ما بخواهیم بخاطر این رفتار روسها، حالا از نگاه به شرق بسوی نگاه به غرب حرکت کنیم. دولت قبلی نگاه به غرب کرد و سرخورده شد، بعد از آن دولت فعلی در عکس العمل به آن سرخوردگی در مسیر نگاه به شرق افتاد. حالا در اثر اینگونه سرخوردگیها نباید دوباره بسوی نگاه به غرب روی بیاوریم. اینگونه تجربیات تاریخی باید یک بار برای همیشه ما را به این نتیجه اساسی و استراتژیک برساند که تنها مسیر درست برای ایران، فقط و فقط نگاه به منافع ملی ایران است و بر اساس آن برقراری روابط متوازن با غرب و شرق و استواری و پایداری بر سیاست غیرمتعهد واقعی و مستقل واقعی از غرب و شرق است. اینکه گفته میشود روسها خیانت کردند کاملا اشتباه است. آقای پوتین فردی ملی برای روسهاست. خیانت پوتین باید بر اساس منافع ملی روسیه سنجیده شود نه منافع ملی ایران. سیاستهای غلط ما باعث ارزیابی غلط روسها شده که اکنون آنها فکر میکنند میتوانند روی منافع ملی ما و سه جزیره ما با شیوخ عرب معامله کنند. اکنون هم میگوئیم اشتباه کردیم که به لاوروف اعتماد کردیم. بنده بارها تصریح و تاکید کرده ام که در روابط بین الملل امروز، چیزی بعنوان اعتماد وجود ندارد. روابط بین الملل امروز بر اساس برقراری توازن و تعادل در منافع متقابل است.
وقتی ما طوری منفعل و منعطف رفتار کنیم که طرف مقابل طمع پیدا کند و تصور کند که میتواند از روی منافع ملی ما عبور کند و با رقبای ما معامله کند، در واقع اینجا تقصیر از ماست که با نوعی رفتار انفعالی مان طرف مقابل را به این ارزیابی اشتباه انداخته ایم. حالا بجای هیاهو و ناسزا به طرف مقابل باید خوب آسیب شناسی کنیم که کجای راه را غلط رفته ایم که کار به اینجا رسیده است. از این ماجرا باید یک درس بزرگ دیپلماسی بیاموزیم و آن اینکه انفعال و انعطاف بیجا و زیاده از حد نه تنها موجب توسعه روابط نمیشود بلکه همانطور که اکنون میبینیم میتواند موجب تنش در روابط شود.
اساسا علت اصلی وقوع جنگ جهانی دوم انعطاف نابجای طرفهای مقابل در برابر هیتلر بود که وی را زیاده خواه و متوهم کرد. در حالیکه طرفهای مقابل آن انعطافها و انفعال را با هدف حفظ صلح و ثبات انجام دادند.
بنده بارها تاکید و تصریح کرده ام که با قدرتهای بزرگ چه دوست و چه غیر دوست باید از موضع برابری و قدرت رابطه برقرار کرد. در واقع نه روسها بلکه انفعال در رویکردهای بخش سیاسی وزارتخارجه، عامل اصلی وقوع این رویداد تلخ است. اگر غیر از هیاهو و ناسزا به طرف مقابل، میخواهیم کاری واقعی انجام دهیم باید از این بخش شروع کنیم. در واقع این اقدام یک واکنش و نشانه موثر برای طرف مقابل است که متوجه میشود که ایران در صدد ترمیم واقعی روابط با هدف توسعه و تحکیم روابط بر اساس برابری و احترام متقابل است.
وحشت جوزپ بورل از قدرت گرفتن راستگرایان در انتخابات ژوئن اتحادیه اروپا
جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اظهار نگرانی کرد، رای دهندگان اروپایی از ترس تبعات جنگهایی که در نزدیکی این قاره اتفاق میافتند در انتخابات ماه ژوئن به انتخاب احزاب راستگرا برای کرسیهای پارلمان اروپا اقبال نشان خواهند داد.
جوزپ بورل در مصاحبهای با روزنامه گاردین گفت، انتخابات پارلمانی ماه ژوئن آتی اروپا به همان اندازه انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا مهم بوده و تاکید کرد، ترس رایدهندگان از عواقب ناشناخته رویدادها ممکن است آنها را به سمت حمایت از احزاب راستگرای پوپولیست سوق دهد.
این مقام اروپایی گفت: «من نگران ترس (رای دهندگان) هستم. من نگران هستم که اروپاییها از روی ترسشان رای بدهند. به لحاظ علمی ثابت شده که ترس ما در مواجهه با مسائل ناشناخته و بی اطمینانی باعث تولید یک هورمون میشود که دستور به پاسخی برای امنیت میدهد. این یک حقیقت است.»
بورل در این مصاحبه به وضعیت کنونی پروژه اتحادیه اروپا در آستانه پایان سال ۲۰۲۳، سالی که در آن دو جنگ یکی در اوکراین و دیگری در غزه اتفاق افتاد، پرداخت.
او خاطرنشان کرد هر دو جنگ آینده این بلوک را تهدید میکند و او گفت که نگران شکست اوکراین در جنگش با روسیه است مگر این که تغییری سریع در رویه جنگ رقم بخورد.
بورل مدعی شد نشانهای از اینکه ولادیمیر پوتین، بخواهد جنگ را متوقف کند یا حتی توافقی بر سر اجازه به حفظ شرق اوکراین توسط روسیه حاصل کند، نمیبیند.
او حماس در نوار غزه را نه یک نیروی نظامی بلکه یک ایده خواند و ادعا کرد: برای شکست حماس تنها بمبها کافی نیستند بلکه ایدههای بهتر لازم است.
اظهارات بورل در حالی مطرح شدند که احزاب دست راستی در سراسر اروپا در ماههای اخیر ظاهرا به دلیل نگرانی رای دهندگان در مورد مهاجرت و افت استانداردهای زندگی آنها، اقبال پیدا کردند.
به آتش کشیدن دفتر حاجی دلیگانی نماینده مجلس رژیم با کوکتل مولوتوف
شب گذشته دفتر حسینعلی حاجیدلیگانی نماینده خامنهای از شهرهای شاهینشهر، میمه و برخوار توسط پارتیزان ها در شاهینشهر با پرتاب کوکتلمولوتف به آتش کشیده شد.
در مورد علت حادثه و چگونگی آن هنوز اطلاعاتی در دست نیست؛ اما وقوع این حادثه توسط منابع محلی مورد تأیید شده است.
وی فرمانده سپاه شهرستان اصفهان، نجف آباد و زرین شهر بوده است.
عباس عبدی: بعد از ریاضی بیشترین کاهش نمرات در دروس دینی و قرآن است
عباس عبدی در اعتماد نوشت: ارزیابی از عملکرد دولت شاخصهای معینی دارد که اغلب قابل سنجش است. برخی از آنها حتی اگر گزارش رسمی هم منتشر نشود، مردم همگی آن را حس میکنند. در حالی که برخی از عملکردها به این دقت و روشنی قابل دیدن نیستند و مدتی زمان میبرد که آثار آن روشن شود، مگر اینکه گزارشهای بهروز و دقیقی از این حوزهها در دسترس باشد.
اخیرا گزارشی دیدم از «تحلیل نتایج آزمون نهایی خرداد ۱۴۰۲» آموزش و پرورش که گزارش رسمی این وزارتخانه بود. نتایج آن فوقالعاده عجیب است و آن احساسی را که داشتم درباره بدتر شدن وضع آموزش عمومی به خوبی میتوان دید. نتایج درباره تحلیل میانگین نمرات کشوری آزمون نهایی در سال ۱۴۰۲ و مقایسه آن با سال گذشته است.
اولین نکته این است که میانگین مذکور برای همرشتهها همان عدد ۱۰/۰ است. به عبارت دیگر احتمالا حدود نیمی از دانشآموزان و شاید هم بیشتر، معدلی زیر ده داشتهاند. این عدد برای رشته ادبیات و علوم انسانی ۸/۸ و برای علوم و معارف اسلامی ۱۰/۴ است، بیشترین مقدار هم برای علوم تجربی و برابر ۱۱/۲ و سپس ریاضی فیزیک ۱۰/۸ است. تا اینجا شاید چیز عجیبی نباشد، ولی مقایسه این ارقام با میانگین نمرات سال ۱۳۹۸ به بعد نشان میدهد که روند تغییرات بسیار نگرانکننده است.
نتایج روشن است. امسال نسبت به سال ۹۸ حدود ۲۰ درصد از معدل نمرات ۴ گروه درسی کاسته شده است. این رقم خیلی خیلی زیاد است. ولی کاهش اصلی در یکی، دو سال اخیر رخ داده. به عبارت دیگر در بخش اصلی این افت تحصیلی در دو سال و یکسال اخیر بوده است و معلوم نیست کاهش بیش از این مقدار چه معنایی خواهد داشت. نکته بسیار مهم برای سیاستگذاران حکومتی این است که بیشترین کاهش نمرات در هر چهار رشته در درس تعلیمات دینی و قرآن و عربی است که میان ۱۸ تا۲۴ درصد کاهش معدل دیده میشود. البته در دو رشته ادبیات و علوم انسانی و نیز علوم و معارف اسلامی بیشترین کاهش ابتدا مربوط به ریاضی و آمار است و سپس دو درس تعلیمات دینی و قرآن و عربی هستند.
با توجه به اینکه یادگیری این دروس چندان سخت و پیچیده نیست، این امر به منزله بیتوجهی یا بیرغبتی آنان در خواندن یا حتی پاسخ صحیح دادن به پرسشهای این دو درس است. در موارد زیادی دانشآموزان پاسخهای خود را به پرسشهای امتحانی میدهند که لزوما مطابق با نظر کتاب نیست و غلط شناخته میشود. این کاهش شدید معدل ناشی از سختتر شدن سوالها نیز نیست، زیرا همین مطالعه نشان میدهد که فقط ۱۱درصد سوالها سخت بودهاند و ۲۵ درصد آسان و بقیه متوسط بودهاند، پس حتما ناشی از کاهش سطح آموزشی آنان است.
تفاوت میانگین نمرات برحسب استانهای کشور قابل توجه است. از ۱۲/۰ یزد تا ۷/۷ سیستان و بلوچستان است که نشانهای از نقش تعدیلکننده آموزش عمومی در عدالت اجتماعی ندارد و چه بسا نقش تشدیدکننده نابرابری آموزشی آن بیشتر باشد.
در مجموع میتوان کارنامه دولت کنونی را در مساله آموزش و پرورش نیز از این طریق که نتیجه نهایی هر نوع سیاست و اجرایی است، مشاهده کرد. خیلی است که از این پایینتر هم بتوان رفت.
وزیر دفاع ایتالیا: اگر رژیم اسلامی حاکم بر ایران به تهدیدات خود ادامه دهد بهتر نیست از روابط بینالملل حذف شود؟
با ادامه حملات ایذایی علیه کشتیهای تجاری در آبراههای بینالمللی گوئیدو کروستو وزیر دفاع ایتالیا تهدید کرد که اگر رژیم اسلامی حاکم بر ایران به مسیر کنونی ادامه دهد باید آنرا از روابط بینالملل حذف کرد.
وزیر دفاع ایتالیا در مصاحبه با روزنامه «ایل فولیو» که ۳۰ آذرماه منتشر شد گفته «نقش [رژیم] ایران باید روشن شود. نمیتوان باور کرد کشوری که بنزین روی آتش میپاشد بدون هیچ مزاحمتی همچنان به کار خود ادامه دهد. من این را درباره مسئله خاورمیانه و حمایت از شبهنظامیان که درگیر جنگ نیابتی با اسراییل هستند و همچنین تنشها در دریای سرخ میگویم.»
وی با بیان اینکه «تنشها در دریای سرخ به بنادر ایتالیا هم آسیب میزند» توضیح داد: «جبهه جدیدی که در دریای سرخ باز شده، اکنون یکی از تهدیدکنندهترین مسائل برای منافع تجاری ایتالیا و اروپاست… ایتالیا سهم خود را برای مقابله با فعالیت بیثباتکننده تروریستی حوثیها و حفاظت از رونق تجارت با تضمین آزادی دریانوردی انجام خواهد داد.»
ایتالیا یکی از کشورهایی است که اعلام کرده به ائتلاف دریایی «گروه ۱۵۳» به رهبری آمریکا علیه حوثیها میپیوندد. وزیر دفاع این کشور تأکید کرده ایتالیا سهم خود را برای مقابله با تهدیدات حوثیها و رژیم اسلامی حاکم بر ایران ادا میکند.
گوئیدو کروستو در بخش دیگری از این مصاحبه تهدید کرد، که اگر رژیم اسلامی حاکم بر ایران بخواهد به این مسیر ادامه دهد و به همین ترتیب به تجارت بینالمللی آسیب برساند، «ناگزیریم از خود بپرسیم که آیا مناسب نیست آن را بطور کامل از روابط بینالملل حذف کنیم؟!»
وی با اشاره به اهمیت حفاظت از امنیت تجارت جهانی گفت، «با این مسئله نمیشود شوخی کرد… نمیشود با اصول غیرقابل مذاکره بازی کرد.»
اگرچه ایتالیا اعلام کرده بود به ائتلاف دریایی «گروه ۱۵۳» میپیوندد اما برخی منابع غیررسمی گزارش دادهاند که دولتهای اروپایی از جمله فرانسه، اسپانیا و ایتالیا چندان اشتیاقی به همکاری با آمریکا در این ساختار جدید ندارند و ترجیح میدهند با همکاری ناتو یا ائتلاف اروپایی عملیات دریایی بیشتری در دریای سرخ داشته باشند.











