انتشار گزارشی از شکنجه های جسمی کودکان در مرکزی با مربیان طلبه

0

روزنامه اعتماد چاپ تهران به نقل از منابع آگاه از شکنجه‌های جسمی و آزار شدید کودکان در یک مرکز نگهداری کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست در منطقه تهرانپارس خبر داده که مربیان آن «آخوند» هستند.

روزنامه اعتماد در شماره روز یکشنبه ۲۱ خرداد گزارشی با عنوان «داغ ماندگار» منتشر کرده، نوشت که یک کودک هفت، هشت‌ساله در یک مرکز موسسه خیریه زنجیره مهر ماندگار به خاطر «شب‌ادراری» مورد شکنجه قرار گرفته است.

این روزنامه بر اساس اظهارات یکی از مربیان پیشین این مرکز نوشت: «نخست با همکاری رییس و یکی از مربیان، دست‌وپای این کودک با اتو سوزانده می‌شود و بعد هم در حمام ساختمانی قدیمی که پر از سوسک است، زندانی شده و غذایش به نان‌ خشک و آب محدود می‌شود و این روند یک هفته ادامه پیدا می‌کند.»

اعتماد نوشت که صحت این گزارش و «دست‌کم سوزاندن دست‌و‌پای این بچه» از طریق چند منبع دیگر هم تأیید شده و «تصاویری هم صحت آن را اثبات می‌کنند».

این روزنامه اضافه کرد: «این تنها یکی از قصه‌های وحشتناک این مرکز است و منابعی می‌گویند ماه‌هاست که روزگار ۲۴ بچه بی‌سرپرست و بدسرپرست ساکن در این مرکز همین است.»

شرح کامل این گزارش را میتوانید در زیر بخوانید؛

مشاور رییس و مدیر کل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی: اتفاق ناگواری رخ داد و برخورد حداکثری انجام شد حقی، مدیرعامل موسسه خیریه زنجیره مهر ماندگار: اینکه همه باید اخراج شوند، درست نیست بهزیستی به ما گفت مسوول فنی را تغییر دهید!

توضیح «اعتماد»: حدود چهار روز پیش منابعی در تماس با خبرنگار اعتماد از رفتارهای به شدت تلخ و آزارهای مختلف کودکان یک مرکز نگهداری کودکان بدسرپرست و بی سرپرست گفتند که خبرنگارما هم این موضوع را به شیوه های مختلف بررسی کرده و پس از جمع آوری و بررسی صحت اسناد این آزارها، موضوع را با بهزیستی در میان گذاشت و حالا از بهزیستی خبر رسیده که موضوع بررسی و پس از تایید شدن خطا، این مرکز به طور موقت خلع ید شده و اخطار گرفته است. گزارش پیش رو جزییات این پیگیری و تشریح این پرونده است. به عبارتی ساده تر این گزارش روایت پیگیری یک پرونده تا رسیدن به نتیجه مطلوب است. انتشار و خواندن آن از این جهت حایز اهمیت است که می تواند مانع از تکرار این کودک آزاری ها شود.

محمد باقرزاده: کودکی هفت، هشت ساله دچار شب ادراری می شود و این آغاز ماجراست: روز که برمی آید زندگی اش رنگ می بازد؛ آن طورکه یکی از مربیان این مرکز می گوید، نخست با همکاری رییس و یکی از مربیان، دست وپای این کودک با اتو سوزانده می شود و بعد هم در حمام ساختمانی قدیمی که پر از سوسک است، زندانی شده و غذایش به نان خشک و آب محدود می شود و این روند یک هفته ادامه پیدا می کند. ماجرا را یکی از مربیان پیشین موسسه خیریه زنجیره مهر ماندگار به خبرنگار اعتماد اطلاع می دهد و صحت آن و دست کم سوزاندن دست و پای این بچه از طریق چند منبع دیگر هم تایید می شود، تصاویری هم صحت آن را اثبات می کنند. این تنها یکی از قصه های وحشتناک این مرکز است و منابعی می گویند ماه هاست که روزگار ۲۴ بچه بی سرپرست و بدسرپرست ساکن در این مرکز همین است. پس از تماس منابعی با خبرنگار اعتماد و روایت این آزارها، موضوع پیگیری می شود و صحت دست کم بخشی از آزارها تایید می شود. همان روز این پرونده به منابعی در بهزیستی استان تهران و کشور هم منتقل می شود که بهزیستی پس از بررسی و تایید تخلفات صورت گرفته، به شیوه خود با این مرکز برخورد می کند. فارغ از این مرکز خاص که در ادامه بیشتر و دقیق تر به آن پرداخته می شود، چند سالی است که اخبار آزار و تنبیه کودکان ساکن در مراکز نگهداری خصوصی و همچنین مراکز نگهداری از معلولان، معتادان و اقشار فرودست نیازمند زندگی در چنین مراکزی شدت یافته و ماهی نیست که خبری از این مراکز به رسانه های رسمی راه پیدا نکند. جست وجوی ساده در اخبار خبرگزاری ها و رسانه های رسمی داخل کشور هم این موضوع را تایید می کند؛ از خبر منتشرشده در خبرگزاری مهر با تیتر «گزارشی از تعرض به کودکان معلول در پرورشگاه» تا خبر «ایراد صدمات بدنی به معلولان (کودک آزاری) در یک مرکز در شیراز» که درنهایت منجر به بازداشت رییس همین مرکز در خرداد امسال شد تا ده ها و حتی صدها خبر مشابه که در چند سال گذشته رسانه ای شده است. دلیل هر چه هست اما به نظر می آید از اواخر دهه هشتاد و واگذاری بسیاری از مراکز بهزیستی به موسسات و خیریه های خصوصی تعداد این اخبار هم افزایش یافته و حتی کار به جایی رسیده که حالا بهزیستی در کنار بررسی های رسمی و فرستادن ناظران خود، در سامانه ای تازه از مردم خواسته که هرگونه تخلف و آزار در این موسسات را اطلاع دهند؛ موضوعی که مشاور رییس سازمان بهزیستی در گفت وگو با «اعتماد» هم آن را تایید و بر اهمیت آن تاکید می کند. گزارش پیش رو روایت وضعیت ساکنان یکی از این موسسات و پیگیری و بررسی آن است که البته در نهایت به نتیجه هم می رسد و دست کم تاکنون این موسسه اخطار دریافت کرده و به طور موقت از سرپرستی این کودکان خلع ید شده است. پرونده اما جزییات فراوان دیگری هم دارد که در ادامه به آن پرداخته می شود.

افشاگری بر اثر درگیری داخلی؟

روایت منبعی که پیش تر در این موسسه به مربیگری مشغول بوده چنان هولناک و حیرت آور است که مدام خبرنگار را وادار می کند این پرسش را مطرح کند که «خاطرات زندانیان مخوف ترین زندان ها را می گوید یا شیوه برخورد با کودکان یک موسسه خیریه؟ چقدر این روایت ها واقعی است و آیا ممکن است ناشی از اختلاف با مدیران این مرکز باشد؟» او که حالا با این موسسه بر سر جنگ است و کارشان به شکایت هم کشیده شده، اما می گوید عین واقعیت را می گوید و حتی می گوید به دلیل عذاب وجدان دیدن چنین برخوردهایی کارشان به جدایی کشیده شد. ماجرا اما دقیقا چیست؟ براساس روایت منابعی که دست کم همکاری آنها با این موسسه برای خبرنگار اعتماد اثبات شده، آزار کودکان در موسسه نگهداری از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست در تهرانپارس به یکی، دو مورد خاص خلاصه نمی شود هر چند مورد آخر یعنی سوزاندن دست و پای یک کودک و زندانی کردن او، منجر به اختلاف مربیان و این افشاگری شده است. ۲۴ کودک در این موسسه به زندگی مشغولند؛ ۱۲ نفر با سن پایین تر در طبقه همکف و ۱۲ نفر دیگر هم در طبقه بالا که روایت ها می گوید تقریبا تمام این کودکان تنبیهات مختلفی از محرومیت از دریافت غذا تا برخورد شدید فیزیکی را تجربه کرده اند. یکی از مربیان پیشین این مرکز در توضیح این آزارها به «اعتماد» می گوید: «در چند ماهی که من آنجا بودم انواع آزار و تنبیه کودکان را به چشم دیدم تا اینکه اتفاقی رخ داد که دیگر به هیچ وجه قابل تحمل نبود؛ این جور که من مطلع شدم یکی از بچه ها شب ادراری داشت که البته پیش تر هم شیطنت هایی داشت و شرایط درسی اش هم خوب نبود. اینها این بچه را تهدید کردند که اگر یک بار دیگر شب ادراری داشته باشد با اتو دستت را می سوزانیم و نمی دانم از روی عمد یا سهو دست و پایش را سوزاندند. من با مدیر صحبت کرده بودم که چرا این کار را کردی و می گویند من واقعا چنین قصدی نداشتم. با کمک یکی از مربیان بچه را گرفته و مدیر هم این بلا را سرش آورد.» او این روایت حیرت آور را به این شکل ادامه می دهد که «من روز بعد در کلاس درس متوجه شدم. موقعی که متوجه شدم با همین خانم صحبت کردم و گفت من از قصد این کار را نکردم و می گفت حتی به دست و پایش نخورده اما مگر می شود به دست و پایش نخورده باشد، اما رد اتو مانده باشد. بعد از این نه تنها بچه را به مراکز درمانی نبردند که برای تسکین عذاب وجدان خودشان بچه را به مدت یک هفته در حمام نگه داشتند. بچه را حدود یک هفته در حمام تاریک زندانی کرده بودند و غذایش در همین حمام تاریک نان خشک بود.» او می گوید دیدن این شرایط منجر به جدایی اش از این موسسه شده است: «من این شرایط را که دیدم دچار عذاب وجدان شدم؛ بچه ۷-۶ ساله را یک هفته با دست و پای سوخته داخل حمام تاریک زندانی کرده و غذایش نان خشک بوده است (یک چهارم نان خشک) حمام هم که پر از سوسک بود، چون ساختمان بسیار قدیمی است.» او می گوید چون این کودک را از حمام خارج کرده با او برخورد کردند: «شیفت آخر من جمعه بود و صبح شنبه به من زنگ زدند که آقای فلانی چرا فلانی را از حمام بیرون آوردید و من باید چه می گفتم و به همین خاطر من را توبیخ کردند؛ من دیده بودم بچه ضعف پیدا کرده و زیر چشمانش کبود است و با خودم کمی عسل بردم اما روز شنبه زنگ زدند که چرا عسل با خودت بردی و همین داستان را پیش گرفتند.» اما این مربی چرا حدود شش ماه تمام این برخوردهای به روایت خودش هولناک را به چشم دیده و به همکاری با این مرکز ادامه داده است و اگر او را در همین مورد آخر توبیخ نمی کردند باز هم به همکاری با این موسسه ادامه می داد؟ او در پاسخ به این پرسش می گوید: «اتفاقا به من گفتند بیایید صحبت کنیم ولی من حتما و در هر صورت گزارش می دادم. من دوست داشتم با اینها ادامه بدهم، اما در این مدت هم شگرد خودم را داشتم.» گمان می کردید حضورتان در این مرکز تاثیر مثبت دارد یا درآمد مالی آن دلیل همکاری تان بود؟ این مربی در این باره هم می گوید: «صادقانه هر دو مورد؛ من هم به حقوقش نیاز داشتم و هم اینکه احساس می کردم وجودم هر چند که تاثیر اساسی نداشته باشد، اما مفید است و بهتر از نبود من است. البته در برخی موارد من هم به خاطر سکوتم مقصر و مجرمم.»

منابعی که همکاری آنها با این موسسه تایید شده است، روایت های حیرت آور متعددی را مطرح می کنند؛ مثلا می گویند بچه های مرکز به شکل عجیبی از مسوول فنی ترس داشتند و خود این فرد دلیل این ترس را به این صورت توضیح داد که «من همان ابتدا چنان زهر چشمی از این بچه ها گرفتم که دیگر همیشه از من حساب می بردند. در همان ابتدا یکی از بچه ها را چنان ترساندم و گفتم زبانت را می برم و چنان به دهنش پشت سر هم زدم که دهانش خونی شد و حالا این بچه ها مثل مرگ از من می ترسند.» روایت های این منابع می گوید که «حتی یکی از مربی های بچه های نوجوان یک بار یکی از بچه ها را چنان زده و هل داده که با شیشه از پنجره به بیرون پرتاب شد که واقعا خاطره عجیب و تلخی است یا یکی از مدیران خانم یک بار یکی از این بچه ها را داخل راه پله چنان می اندازد که از دهان و صورت بچه خون می آید و چنان با روح و روان این بچه بازی شده بود که می خواست خودکشی کند. آن شب دو، سه ساعت با بچه صحبت کردیم و بچه را از هر اقدام خطرناک منصرف کردیم و با یک قرص او را خواباندیم و صبح هم ماجرا را به شکلی ختم به خیر کردیم اما مگر این آثار به راحتی از بین می رود.» این مربیان می گویند که در این مرکز هدف آرام نگه داشتن ۲۴ کودک و نوجوان در یک محیط کوچک و صد متری است و با همین هدف مدام بچه ها را می ترسانند که «اگر امتیازت فلان شود از ناهار فردا محرومی و تنبیهاتی این جوری، آن هم درحالی که در هر طبقه ۱۴-۱۳ بچه را در یک محیط صد متری نگه می دارند.» این منابع می گویند که این مرکز حتی روانشناس مشخص برای چنین کودکان آسیب دیده ای هم ندارد: «حدود یکسال و یکسال و نیم است که روانشناس دایم و مستقر نداشته اند درحالی که جزو الزامات مرکز است که براساس آن باید پایش شوند. هیچ کس نمی آمد و فقط برخی بچه ها را که موردش بسیار حساس می شد یک جلسه پیش روانشناس می بردند.» اما چرا باید مربیانی چنین تنبیهاتی را انجام دهند؟ آن هم تنبیهاتی چنین وحشتناک؟ توضیحات این افراد در پاسخ به این پرسش را می توان به این صورت خلاصه کرد که بعضی از این کودکان به دلایل شرایط خاص خود و دشواری که پشت سر گذاشتند، بیش فعال هستند یا اینکه شیطنت و رفتارهای منحصر به خود را دارند و چون محیط کوچک است و امکانات مرکز هم به شدت پایین و هیچ کدام از مربیان هم برای چنین شرایطی آموزش ندیده اند، مجبور به انجام چنین تنبیهاتی می شوند.

اگرچه مسوولان این مرکز تماس و برخورد بهزیستی با آنها را تایید می کنند، اما روایت های آزار این کودکان را رد می کنند و می گویند از سر رقابت دیگر موسسات یا تخلف یک مربی خاص است. «حامد حقی»، مدیرعامل و عضو هیات موسس موسسه خیریه و نیکوکاری زنجیره مهر ماندگار در این باره به «اعتماد» می گوید: «این موارد درست نیست، اتفاقا مرکز ما مرکز نمونه تهران است. از سال ۹۴ بچه ها دراختیار ما بودند و درواقع ما در خدمت بچه ها بودیم؛ یعنی این ۲۴ نفر الان ۸ سال است که در این موسسه هستند. ما جزو مراکز نمونه کشور هستیم و وقتی بهزیستی و رییس جمهوری می خواهند به موسسه سر بزنند سراغ ما می آیند. شب عید بچه های ما در افطار با رییس جمهوری حضور داشتند. آقای قالیباف آنجا آمدند. منظورم این است که ما مرکزی نمونه هستیم و این روایت ها درست نیست.»

او می گوید که تخلفی صورت گرفته اما مساله حل شده است: «یک نفر یک خطایی کرده بود که ما آن یک نفر را اخراج کردیم و با بهزیستی مشکل مان را حل کردیم؛ اولا بچه های ما حق صحبت با خبرنگار را ندارند و دوم اینکه من روی خدمت به بچه ها شک ندارم. اتفاقا بچه های ما سرحال ترین و مودب ترین بچه های بهزیستی هستند و مدام در مراسم های مختلف بچه های ما را صدا می کنند. ما یک نفر را اخراج کردیم به خاطر اینکه بچه ها را کتک زده بود و از او به دلیل کودک آزاری شکایت هم کردیم. ما اصلا اجازه هیچ گونه برخوردی با بچه ها را نمی دهیم و اگر کسی تخلفی کند مثل همین مورد او را اخراج می کنیم.» این سخنان مدیرعامل موسسه خیریه و نیکوکاری زنجیره مهر ماندگار درحالی است که منابعی در بهزیستی استان و کشور در گفت وگو با «اعتماد» از برخورد شفاف و حتی خلع ید این موسسه درباره کودکان سخن می گویند؛ حقی در سخنان خود البته بخشی از این برخورد را روایت و تایید می کند: «از بهزیستی به ما گفتند مسوول فنی را عوض کنید. اینکه همه باید اخراج شوند درست نیست و فقط همان مسوول فنی باید تغییر کند. مسوول فنی همه کاره است و وقتی تغییر کند مربی و بقیه موارد هم عملا تغییر رفتار می دهند و تغییر ایجاد می شود. ما یک مربی را که خودمان اخراج کردیم و یک مربی دیگر را به دلیل اینکه این موضوع را گزارش نکرده بود، اخراج کردیم و مسوول فنی هم قرار است که تغییر کند و زمان خواستیم چون در لحظه نمی شود این اتفاق رخ دهد.» اما چرا باید در موسسه خیریه تنبیه کودکان آن هم با چنین شدتی رخ دهد؟ حقی در پاسخ به این پرسش هم می گوید: «این بچه ها همه شان بچه های آسیب هستند و تا زمانی که کنارشان زندگی نکنید، نمی دانید چه سیستمی دارند و چه اتفاقی برای مربی ها رخ می دهد و تا پیش از اینکه این موارد را ندانید، قضاوت درست نیست ولی بعضی وقت ها اتفاقاتی رخ می دهد که از دست مربی هم خارج است و مربی در شرایط خاص و موارد استثنا ممکن است تنبیهی را انجام دهد ولی این طور نیست که شما فکر کنید شکنجه انجام می شود. نه این طور نیست. ما قراردادی با شهرداری داریم و از استخرهای شهرداری و پارک های مختلف استفاده می کنیم. هر سال بچه ها را به زیارت و سفر مشهد می بریم.» او می گوید که همه مربیان این مرکز تاکنون از طلبه ها انتخاب می شدند و الگوی مناسبی هم بوده اند: «ما از الگویی استفاده می کردیم که الگوی بدی نبود و از طلبه ها برای مربی استفاده کردیم؛ مثلا همین فرد طلبه از ارتباطاتش استفاده کرد و با شما تماس گرفت. بله تا الان همه مربیان ما طلبه بودند و فکر می کردیم بهترین گزینه برای آموزش و پرورش هستند. این اتفاقی که در مرکز رخ داد باید خود را جای آن فرد قرار دهید که ۲۴ ساعت آنجا بوده و چنین مساله ای پیش آمد و نباید راحت آن را قضاوت کرد. این گزارش که به شما دادند غلط است و من آن را تکذیب می کنم. ما داریم کار خیر می کنیم و برای کار خیرمان دنبال چیز خاصی نیستیم، اما مراکز دیگر می بینند و می گویند چرا بچه های حقی پیش رییس جمهور می روند، چرا رییس مجلس آنجا می رود و این مسائل پیش می آید.»

مشاور رییس و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور در گفت وگو با «اعتماد» اما از برخورد جدی با این موسسه خبر می دهد و می گوید سیاست تازه بهزیستی برخورد شفاف با چنین پرونده هایی است. «سید محمدجواد حسینی» درباره این پرونده می گوید: «طبق قانون اگر موسسه سابقه تخلف نداشته باشد در مرحله اول اخطار می گیرد و اگر این اخطار تکرار شود منجر به لغو مجوز خواهد شد. این موسسه به دلیل همین پرونده اخطار اول را گرفته و پس از آن به سمت لغو مجوز می رود؛ چون سابقه ای نداشته پس اخطار گرفته است.» حسینی در توضیح این برخورد هم می گوید: «برخورد حداکثری انجام شده و اگر کار فوری انجام نشده و مرکز کامل خالی نشده به خاطر شرایط بچه هاست که امکان جابه جایی سریع وجود ندارد و ممکن است موضوع به زندگی بچه ها آسیب وارد کند.» آن طور که آقای حسینی می گوید سیاست و مصوبه سازمان بهزیستی در سال جدید برخورد شدید و شفاف با چنین پرونده هایی است: «در بازرسی بهزیستی کشور که ما یک ماه پیش همایشی را داشتیم، اعلام شد که اگر بحرانی در یکی از مراکز رخ دهد، در اولین فرصت موضوع به مراکز شهرستانی و استانی گزارش شود و در این مورد هم موضوع به گزارش بهزیستی رسید و بررسی انجام شد. خود آن حادثه و پیگیری آن برای ما ارزش بیشتری از این دارد که کار را پنهان کنیم.» مشاور رییس و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور درباره جزییات همین پرونده و بررسی های صورت گرفته هم می گوید: «درباره این موضوع و مرکز، بهزیستی شهرستان و استان وارد شدند و موضوع را بررسی کردند و در فاصله کمی هم موضوع را به ستاد گزارش دادند. قاعدتا اتفاق ناگواری است، اما سابقه و شرایط باید بررسی شود. اتفاقی که رخ داد یکی از مربیان با یکی از فرزندان بدرفتاری کرده اما برخورد بهزیستی به یک فرد محدود نشده برخورد حداکثری انجام شد؛ چون موضوع مهم است و ما بچه های این مراکز را بچه های خودمان می دانیم و به همین دلیل برخورد با یک فرد یا یک مسوول فنی نبوده و برخورد جدی تر بوده است. بچه ها اینجا را خانه خود می دانند و جابه جایی بچه ها آن هم در این شرایط که فصل امتحانات است، درست نیست اما پروانه فعالیت مسوول فنی لغو شد، تولیت نگهداری بچه ها تا اطلاع ثانوی از موسسه گرفته شد و همکاران دولتی در آن مرکز مستقر شدند تا بچه ها در آن موسسه بمانند، اما تمام مسوولان آن موسسه خلع ید شدند تا فصل امتحانات رفع و در شرایط مناسب تصمیم ثانویه گرفته شود. با وجود سابقه خوب موسسه، این موسسه خلع ید شده و پرسنل هم غالب شان تغییر کرده و مربیان بخش دولتی مستقر شده اند.»

آزارها قابل پیشگیری است؟

اگرچه به نظر می آید با ورود مناسب و سریع بهزیستی به این پرونده خاص حالا کودکان این مرکز شرایط مناسبی پیدا کردند اما چگونه می توان مانع از تکرار چنین حوادثی در این همه مرکز نگهداری از محروم ترین و آسیب دیده ترین افراد شد؟ راهکاری برای پیشگیری وجود دارد؟ اگرچه چنین برخوردهایی می تواند جنبه پیشگیری هم به خود بگیرد اما به نظر می آید شدت یافتن چنین آزارهایی از ریشه هایی دیگری نشات می گیرد که شاید نیازمند راه حلی اساسی تر است. مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور درباره این موضوع هم به «اعتماد» می گوید: «درخصوص واگذاری های بخشی از فعالیت های موسسه های نگهداری بچه های معلول یا بی سرپرست و بدسرپرست به مراکز خصوصی، دستورالعمل ها و پروتکل های مشخصی شکل گرفت و بازدیدها هم براساس آن دستورالعمل ها صورت می گیرد. در حقیقت می توان گفت دفترچه راهنمای مشخصی وجود دارد. این دستورالعمل ها در بازدیدهای سرزده و دیگر موارد بررسی بود که در دولت جدید بازدیدهای شبانه هم اضافه شد.» حسینی می گوید درباره نوع تخلفات و مجازات مرتبط، شرایط شفافی وجود دارد و حتی تغییر شرایط مجوز یا افزایش یا کاهش حوزه فعالیت یک موسسه هم قواعد مشخصی تعریف شده است اما در کنار همه این قواعد، او به یک راهکار تازه هم اشاره می کند: «در یکسال گذشته ما موضوعی را فراتر از این دستورالعمل ها تعریف کردیم و آن نظارت های مردمی است. چون خانواده ها، مربیان، خیر ها به شیوه های مختلف با این موسسات ارتباط دارند، می توانند ناظر هم باشند و از طریق سامانه دیدبان بازخورد خود را منتقل کنند. در واقع بررسی محدود به بازدید همکاران نمی شود و مردم هم اگر نکته ای داشته باشند، می توانند موضوع را پیگیری کنند.»

با این توضیحات به نظر می آید نهادهای ناظر هم افزایش چنین آزارهایی را تایید می کنند و راهکارهایی هم برای آن لحاظ کرده اند؛ حالا باید منتظر ماند و دید که چقدر این برخوردها و روش های پیشگیری می تواند نتیجه بخش باشد

آتنا دائمی: سپیده فرهان توسط جمهوری اسلامی کشته شد

0

پیکر بی‌جان سپیده فرهان (فرح‌آبادی)، زندانی سیاسی سابق، از معترضان دی‌ماه ۹۶ ایران، روز جمعه ۱۹ خرداد در منزل شخصی‌اش در کرج پیدا شد. به گفته سعید سیفی جهان، زندانی سیاسی سابق، هنگامی که پیکر بی‌جان سپیده فرهان کشف شد، هیچ نشانه‌ای از خودکشی وجود نداشت و از بینی و دهان او خون جاری شده بود.

آتنا دائمی، زندانی سیاسی سابق، در این خصوص در توییترش نوشته: «از زندان آزاد شدم با او صحبت کردم، خاطراتمان را مرور کردیم…گفت از ایران رفته و در ترکیه است، گفت وقتی در ترکیه بود پدر عزیزش را از دست داده، زندگی و کار بسیار سختی در ترکیه داشت، افسرده شده بود یک بار گفت قصد دارد به ایران بازگردد، او را منصرف کردم اما گویا حدود سه ماه پیش بیخبر به ایران بازگشته بود و دیروز کشته شد». خانم دائمی در ادامه نوشته است: «میگویم کشته شد چون در ایران تحت اشغال جمهوری اسلامی حتی تصادف، خودکشی و مرگ بر اثر بیماری هم سیاسی‌ست و جمهوری اسلامی مسئول آن».

سپیده فرهان ۹ دی ۹۶ به همراه عده دیگر از دوستانش در جریان اعتراضات مقابل دانشگاه تهران شرکت کرد و همان روز توسط پاسداران ولایت به شدت مورد ضرب‌ وشتم قرار گرفت. چند روز بعد، در تاریخ ۱۲ دی ماه هنگامی که برای چندمین بار در اعتراضات شرکت کرده بود، به همراه چند تن از دوستانش بازداشت و به بازداشتگاه «دفتر پیگیری»، یکی از ساختمان‌های معروف وزارت اطلاعات در نزدیکی چهار راه ولی‌عصر تهران منتقل شد. او نهایتا پس از بازجویی در دفتر پیگیری، با چشم‌بند و دستبند به زندان اوین مننقل شد.

سپیده فرهان در بازداشت اولیه خود جمعا ۲۱ روز در سلول انفرادی سپری کرد و در نهایت توسط بازپرسی شعبه هفت اوین با «شاه‌محمدی» تفهیم اتهام شد. وی ۲۸ بهمن ۹۶ با قرار وثیقه موقتا تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.

شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمدزاده مسئولیت رسیدگی به اتهام‌های مطرح‌شده علیه سپیده را به عهده داشت و او به اتهام «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «اخلال در نظم عمومی» به شش سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

بعدها به سپیده فرهان گفته شد اشتباهی تایپی در برگه صدور حکم وجود داشته و حکم پنج سال زندان او به اتهام «اجتماع و تبانی» به دو سال کاهش پیدا کرد و از اتهام «اخلال در نظم عمومی» هم تبرئه شد.

نهایتا دی ماه ۹۸ خانم فرهان جهت گذراندن محکومیت خود به زندان اوین برده شد. این زندانی سیاسی سابق پس تحمل یک سال و نیم حبس در زندان‌های اوین و قرچک ورامین، تیر ماه ۲۷۰۰ با مرخصی متصل به آزادی به صورت کامل آزاد شد.

ضرب و شتم نیروی اورژانس تهران به دلیل آمبولانس بدون پلاک

0

یک نیروی اورژانس تهران روز جمعه ۱۹ خرداد پس از اینکه در محل ماموریت خود در منطقه ستارخانه حضور یافت، به دلیل آنچه «نداشتن پلاک آمبولانس» عنوان شده، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

محمد اسماعیل توکلی، سرپرست اورژانس استان تهران، خبر داد که یک پسر جوان کارشناس اورژانس را در حین ماموریت، با این سوال که «چرا آمبولانس بدون پلاک است؟» و «اینجا برای چه کاری آمده‌اید؟»، کتک زده است.

سرپرست اورژانس استان تهران، گفت که «به دلایل گوناگون مانند عمر بالای آمبولانس‌ها تا به امروز پلاک‌گذاری به تاخیر افتاده است».

همزمان با آغاز فاز سوم انقلاب قانون اساسی مردم ایران، عکس‌ها و ویدئوهای متعددی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نشان می‌داد، پاسداران ولایت از آمبولانس‌های بدون پلاک برای انتقال معترضان بازداشت‌شده به کلانتری‌ها استفاده می‌کنند.

مردم دو امامزاده در آبدانان و دهلران را به آتش کشیدند

0

به گزارش خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران، در ۲۴ ساعت گذشته فرد یا افرادی اقدام به آتش زدن مقبره دو امامزاده در شهرستان‌های دهلران و آبدانان به صورت هم زمان کرده‌اند.

تسنیم نوشته: «این دو امامزاده که سید یوسف و سید حبیب که در فاصله ۶ کیلومتری از هم قرار دارند، توسط این افراد مورد حمله قرار گرفت».

افشای مسیر انتقال پهپادهای سپاه پاسداران به روسیه

0

جان کربی، هماهنگ‌کننده ارتباطات راهبردی شورای عالی امنیت ملی کاخ سفید، در یک به‌روز‌رسانی مطبوعاتی با اشاره به «جنگ وحشیانه روسیه» در اوکراین، جزئیاتی از ابعاد پنهان همکاری‌های نظامی «فزاینده و تمام عیار» بین روسیه و رژیم‌ اسلامی حاکم بر ایران را تشریح کرد.

جان کربی با نمایش تصاویر ماهواره‌ای گفت که روسیه تا ماه مه صدها فروند پهپاد تهاجمی انتحاری و همچنین تجهیزات مرتبط با تولید پهپاد را از رژیم اسلامی حاکم بر ایران تحویل گرفته است.

دسترسی حکومت کمونیستی چین به اطلاعات کاربران تیک تاک

0

یک کارمند سابق شرکت چینی «بایت‌دنس» (ByteDance)، مجموعه مالک شبکه اجتماعی تیک‌تاک، با شکایت در دادگاه اعلام کرد حکومت کمونیستی چین در مقیاس وسیع و با اهداف سیاسی به داده‌های کاربران این پلتفرم دسترسی داشته است.

مقامات ایالات متحده آمریکا در سال‌های گذشته بارها مدعی احتمال دسترسی حزب کمونیست چین به اطلاعات کاربران تیک‌تاک شده بودند. ادعایی که پیش از این تاریخ صرفا به عنوان حدس و گمان مطرح می‌شد، حالا به نظر می‌رسد سندی برای اثبات دارد.

به گزارش سی‌ان‌ان، بینتائو یو، کارمند سابق بایت‌دنس با ثبت شکایتی در دادگاهی در ایالت کالیفرنیا مدعی است حزب کمونیست چین در سال ۲۰۱۸ با استفاده از دسترسی «در پشتی»، از معترضان دموکراسی‌خواه هنگ‌کنگ به قصد نظارت بر ارتباطات و مکانشان جاسوسی کرده است.

چند کارشناس امنیتی به سی‌ان‌ان گفتند این احتمالا اولین ادعای گزارش شده رسمی درباره دسترسی چین به داده‌های تیک‌تاک است.

فقط ۹ درصد تهرانی ها حاضر به شرکت در انتخابات مجلس رژیم هستند

0

درحالی‌که تقریبا ۹ ماه تا برگزاری انتخابات مجلس رژیم زمان باقی مانده، احمد وحیدی، وزیر کشور دولت رئیسی در اظهارنظری از ترسیم افق مشارکت ۶۰ درصدی مردم در این انتخابات خبر داده است.

وب سایت خبر فوری، در واکنش به ادعای وحیدی، در مقاله ای نوشته است: «اصول‎گرایان در شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اقدام به برگزاری افکارسنجی در سطح شهر تهران کرده‌اند که نتیجه این بوده که تنها ۹ درصد از تهرانی‌ها گفته‌اند حاضر به شرکت در انتخابات مجلس دوازدهم هستند. البته از دو عضو شورای ائتلاف نیروهای انقلاب پیگیر صحت و سقم برگزاری این افکارسنجی شدیم که هر دو نفر، آن را نه تایید و نه تکذیب کردند».

خبرگزاری فارس: جایگاه امام جماعت مسجد افول کرده است/ مردم به طلبه ها دختر نمی‌دهند

0

خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران در مطلبی با انتقاد از «طلبه‌های جوان» برای حرکت به سمت مسیر «شهرت» و کسب «هویت» نوشت: «طلبه‌ها بعد از تحصیل، حاضر نیستند به عنوان امام جماعت به مساجد بروند و این جایگاه رفیع را آخرین اولویت خود قرار می‌دهند.» این خبرگزاری در ادامه افزود: «جایگاه امام جماعت مسجد تا جایی افول کرده که مردم حاضر نیستند با این تبار وصلت کنند و از همین رو بخش اندکی از خروجی حوزه‌ها برای مساجد می‌ماند.» ‌

حجت‌الاسلام رضا غلامی، قائم‌مقام بنیاد هدایت در گفتگو با خبرگزاری فارس گفته است: «طلبه‌های علاقه‌مند به فعالیت به عنوان هیأت علمی، هیأت تألیف، قاضی، سیاسی ـ عقیدتی هستند و بخش اندکی هم از خروجی حوزه برای مساجد می‌ماند.» با این روند می‌توان گفت طلبه‌های از همه جا مانده به سراغ مسجد می‌روند. بنابراین جزو آن دسته که علاقه ذاتی به تبلیغ دارند، انتظاری از قشر باقی مانده نمی‌توان داشت».

فارس نوشت: به نظر می‌رسد ورودی امام جماعت از حوزه دچار اشکال است و باید اصلاح شود و این زمانی اصلاح می‌شود که برای مسجد و امامت مسجد، شأنیّت و هویت ایجاد کنیم. چرا طلبه خودش را به زمین و زمان می‌زند که یک کرسی تدریس در دانشگاه داشته باشد؟ چون احساس می‌کند این یک هویت اجتماعی است. شاید اصلاً مساله اول او حقوق و درآمد نباشد، بلکه می‌خواهد احساس هویت کند. طلبه احساس می‌‌کند اگر برود دانشگاه درس بخواند و یک لقب دکتری داشته باشد، شهرت و هویّتی دارد! درصورتی که هویّت واقعی اینجاست و خروجی حوزه و ماحصل حوزه و عصاره همه در مسجد است. این ماجرا تاجایی پیش رفته که امام جماعت مسجد که روزی ملجأ و پناه اهل محل بود و خود واسطه برای ازدواج دختران می‌شد، در مراسم خواستگاری خودش سرزنش می‌شود و به او می‌گویند مگر امام جماعتی مسجد هم نان و آب دارد و من دختر به امام جماعت نمی‌دهم.

مرگ مشکوک دو دانشجوی دانشگاه امیرکبیر کمتر از یک هفته

0

به گزارش خبرگزاری امیرکبیر، شامگاه چهارشنبه هفته گذشته بود که بصیر ابراهیم‌پور در حین بازی مافیا در ساختمان ابوریحان دانشگاه صنعتی امیرکبیر دچار ایست قلبی شد و به دلیل عدم اعزام و رسیدگی به موقع اورژانس دانشگاه درگذشت.

حال خبر رسیده است که یوسف سویزی دانشجویان ارشد ورودی ۲۷۰۱ رشته مهندسی معدن دانشگاه صنعتی امیرکبیر امروز و کمتر از یک هفته، در خوابگاه شیخ الاسلامی مجدد دچار ایست قلبی شده و فوت نموده است.

چیزی که باعث شده است فرضیه کشته‌سازی با استفاده از غذای مسموم سلف سرویس دانشگاه مطرح شود.

«کاهش سن مهاجرت» در ایران؛ گزارش‌ها از مهاجرت دانش‌آموزان به کانادا و ترکیه

0

رسانه‌های ایران از کاهش سن مهاجرت از کشور، به رده سنی دانش‌آموزان خبر داده‌اند و دلایل آن را «ناامیدی» دانش‌آموزان از آینده خود در ایران دانسته‌اند

به نوشته اعتماد، در ماه‌های اخیر، «پرونده‌های مهاجرت برای دانش‌آموزان یکی پس از دیگری در دفاتر مهاجرتی باز می‌شود».

مهرماه سال گذشته، روزنامه دنیای اقتصاد در گزارشی نوشت: «موسسات اعزام دانش‌آموز به کشورهایی نظیر ترکیه در حال فعالیت هستند.»

پیشتر الهام یاوری، رئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان اعلام کرد: «۷۰ درصد دانش‌آموزان مدارس سمپاد به خارج کشور مهاجرت می‌کنند و تنها ۳۰ درصد آنان در داخل کشور می‌مانند.»

شبکه‌های اجتماعی

5,745FansLike
139,000FollowersFollow
11,244FollowersFollow
2,700SubscribersSubscribe
- Advertisement -

پربیننده‌ترین‌ها