پس از سجاد امیری، یکی دیگر از پاسداران ولایت در کرمانشاه توسط پارتیزان ها به هلاکت رسید

0

در حالی که سپاه پاسداران از کشته شدن یکی از نیروهایش در عملیات جست‌وجوی «یک مظنون» خبر داده، منابع محلی اعلام کرده‌اند که نیروهای سپاه پاسداران در این عملیات به دنبال پارتیزان هایی هستند که سجاد امیری را به هلاکت رسانده اند.

سپاه پاسداران استان کرمانشاه ۲۴ خرداد از کشته شدن پاسدار مهدی شاه‌ملکی، یکی از نیروهایش در «درگیری با فردی مظنون در شهرستان اسلام آبادغرب» خبر داد. در اطلاعیه سپاه «نبی اکرم» کرمانشاه در این زمینه آمده که این فرد و تعداد دیگری از نیروهای سپاه پاسداران شامگاه سه‌شنبه برای دستگیری «یک نفر مظنون به شهرک جهاد واقع در شهرستان اسلام آبادغرب» اعزام شدند.

این در حالی است که پایگاه خبری هه‌نگاو که اخبار حقوق‌بشری شهرهای کردنشین ایران را پوشش می‌دهد، محل وقوع درگیری را «روستای لُر از توابع اسلام‌آباد غرب» اعلام کرده است. این پایگاه حقوق بشری نوشت که این درگیری برای بازداشت کسانی بود که سپاه پاسداران مدعی است سجاد امیری، را کشته‌اند.

۷۰ هزار کودک کار در خیابان‌های تهران

0

سوده نجفی، عضو شورای شهر تهران با اشاره به روز مبارزه با کار کودکان گفت: « در تهران تا ۷۰ هزار نفر کودک کار وجود دارد».

نجفی خاطرنشان کرد: «یکی از مشکلات شهر تهران کودکان خیابان و کار است که با آزارهای متعددی روبه رو هستند و دچار مشکلات جسمی و روحی می‌شوند و از سویی دیگر حضور آنها در خیابان‌ها مشکلاتی برای شهروندان ایجاد می‌کند.»

اتهام توهین به روحانیت برای تهیه کنندگان شکنجه کودکان توسط آخوندها

0

پس از انتشار گزارشی درباره کودک آزاری در یک مرکز نگهداری کودکان، که مربیانش از میان طلبه‌ها انتخاب می‌شوند، منابع این گزارش برای پس گرفتن اظهارات خود تحت فشار قرار گرفته‌ و تهدید شدند «به اتهام و جرم توهین به روحانیت» با آنها برخورد می‌شود.

محمد باقرزاده، روزنامه‌نگار، با اعلام این خبر در پی انتشار گزارش در روزنامه اعتماد درباره موسسه «زنجیره مهر ماندگار» در توییتر نوشت: «دست‌کم یکی از این منابع امروز به قوه‌قضائیه احضار شد. از او خواستند که با فیش حقوقی حاضر شود.»

امیر فخرآور، رئیس سنای کنگره ملی ایرانیان در خصوص این گزارش گفت: «آخوندها این کودکان را از والدینشان میگیرند ‌و برای وادار کردن این کودکان به بردگی جنسی، آنها را شکنجه میدهند. این کودکان همان هایی هستند که در گزارش سازمان ملل اعلام شد، زیر نظر حوزه های علمیه و فراجا، توسط سپاه پاسداران در اختیار سیاستمداران منطقه گذاشته میشوند تا به نفع رژیم اسلامی حاکم بر ایران تصمیم گیری کنند».

حمله پارتیزانی به آخوند بسیجی در خیابان رودکی تهران

0

به گزارش خبرگزاری های داخل ایران، صبح امروز، آخوند بسیجی جابر رضایی، که از وی به عنوان امام جماعت سازمان بازنشستگی شهرداری نام برده میشود، در خیابان رودکی تهران هدف حمله پارتیزانی قرار گرفت.

خبرگزاری های داخلی در شرح ماجرا نوشته اند؛ ساعت ۱۰:۱۴ دقیقه صبح امروز جابر رضایی امام جماعت سازمان بازنشستگی شهرداری در خیابان رودکی هدف ضربات شئی نوک تیز قرار گرفت.

آخوند رضایی ۴۱ ساله پس از خارج شدن از مترو برای تمدید قرار داد به محل کارش در حال حرکت بود که پسر جوان در خیابان رودکی وی را از ناحیه گردن هدف ضربات جسم نوک تیزی قرار می‌دهد و پا به فرار می‌گذارد.

در تحقیقات مشخص شد که پسر جوان امام جماعت سازمان بازنشستگی شهرداری را از داخل مترو تعقیب کرده و در یک فرصت مناسب به جابر رضایی حمله کرده است که روحانی جوان از ناحیه گردن مصدوم و به بیمارستان خمینی منتقل شده است. پسر جوان پس از حمله به داخل مترو بازگشته و ناپدید شده است.

پارتیزان ها، گوریل ولایت را در کرمانشاه تیرباران کردند

0

یکی از سرکوبگران رژیم اسلامی حاکم بر ایران به نام پاسدار بسیجی سجاد امیری توسط پارتیزان ها در یکی از شهرک‌های حاشیه کرمانشاه تیرباران شد.

این گوریل ولایت، سابقه مشارکت در جنایات دیکتاتور بشار اسد در جنگ سوریه را نیز در کارنامه خود دارد.

تصاویر دیگری از این پاسدار ولایت را میتوانید در زیر ببینید؛

چهارمین سرکوبگر استان مرکزی، توسط پارتیزان ها کشته شد

0

بنابر اعلام خبرگزاری های وابسته به رژیم، سرگرد رسول مهدوی پور، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر شهرستان زرندیه، شب گذشته به هلاکت رسید.

چندی پیش در اتوبان ساوه ـ تهران، خودروی مهدوی پور توسط پارتیزان ها شناسایی و مورد حمله قرار می‌گیرد. وی که به شدت مجروح شده بود، به بیمارستان ولیعصر فراجا منتقل میشود که بعد از چند روز بستری و حالت کما، شب گذشته به هلاکت میرسد.

در استان مرکزی از شروع فاز سوم انقلاب قانون اساسی، تاکنون سه سرکوبگر دیگر به نام های سروان احمد کشوری نیا، سرهنگ دوم مظفر مرشدی مرام و ستواندوم شهید محمد احمدی نیز توسط پارتیزان ها به هلاکت رسیده بودند.

افشاگری مادر زهرا جلیلیان، نابغه فیزیک، درباره مرگ مشکوک او در دانشکده فنی

0

هفت ماه پس از مرگ مشکوک دکتر زهرا جلیلیان دانشجوی نخبه دانشکده فنی تهران و نابغه فیزیک، خانواده و وکیل او به روزنامه حکومتی «اعتماد آنلاین» گفتند دانشگاه بدون مدرک، علت مرگ را خودکشی اعلام کرد و با اینکه ساختمان ۱۳ دوربین دارد حراست هیچ وقت فیلم دوربین ها را به ما نشان نداد.

زهرا جلیلیان، ۳۲ساله اهل اسلام آباد غرب، دانشجوی نخبه دوره دکترای رشته برق دانشگاه تهران، از مخترعان و مبتکران رشته نانو الکترونیک بود. او دفاع از رساله دکتری و آزمون جامع را با معدل بالای ۱۹.۵۰ به پایان رساند. زهرا جلیلیان داوری ۳۰ مقاله بین‌المللی در خارج از کشور را به عهده داشت. دعوتنامه‌ها و ایمیل‌های ارسالی بسیاری از اروپا داشت. زهرا جلیلیان از کشور آلمان بورسیه تحصیلی گرفته بود.

زهرا جلیلیان در تاریخ ۱۱ آذرماه ۱۴۰۱ در ساعت ۸.۳۰ صبح وارد اتاق کار شخصی خود شد و ساعت ۱۰.۳۰ همان روز با برانکارد توسط نیروهای اورژانس به بیمارستان شریعتی در خیابان کارگر هدایت شد. این نابغه فیزیک بعد از ساعاتی در بیمارستان جان باخت.

خانواده زهرا جلیلیان می گویند مسئولین دانشگاه تهران در این فاصله و قبل از فوت او با سراسیمگی و بدون در اختیار داشتن منابع مطمئن، با مصاحبه‌های گوناگون، علت حادثه را خودکشی اعلام کردند و این حادثه خیلی سریع رسانه‌ای کردند.

برادر زهرا می‌گوید‌: «مساله‌ای که وجود دارد این است که حراست و مسوولان دانشگاه می‌گویند؛ فیلم دوربین‌ها را نداریم. شاهدی هم وجود ندارد که گواهی دهد زهرا خودکشی کرده است. کنار ورودی ساختمان اتاقکی است که نیروهای حراست در آن هستند. نیروی حراست هم می‌گوید؛ در آن لحظه در اتاقش نبود و به طبقه دیگری برای ریختن چای رفته بود. همه‌چیز دست به دست هم داده که بدون هیچ شواهدی اعلام کنند؛ خواهرم از طبقه همکف خودش را به زیرزمین انداخته است.

ارتفاع همکف تا زیرزمین تقریبا سه متر است. زهرا با قد ۱۶۵ افتاده و دچار این همه ضربه شده؟ گزارشات پزشکی قانونی نشان می‌دهد که طحال دچار پارگی شده است. طحال بخشی نیست که به راحتی دچار ضربه یا پارگی شود. پروژه‌ای که زهرا روی آن کار می‌کرد پروژه خیلی مهمی بود. هرچند زهرا در پروژه‌های دیگر هم فعالیت داشت.

مسلما ما نظرمان این است که زهرا به قتل رسیده و شکی هم در آن نداریم. فقط علت قتل و شخص یا اشخاصی که این عمل را مرتکب شدند برای ما مشخص نشده است. طبق گزارشات پزشکی قانونی روی دست خواهرم خراش‌هایی وجود داشته، ولی دانشگاه در نظر ندارد موضوع را مشخص کند و تا به حال هم هیچ همکاری از سوی دانشگاه با ارگان‌های مختلف صورت نگرفته است.»

مادر او نیز در این باره در نامه ای گفت:‌ «دختر یکی یک دانه ما از همان کودکی فردی شاد و فوق‌العاده باهوش بود. هرگز به یاد نداریم که سختی و مشکلات او را از انجام کاری مایوس کرده باشد. برعکس؛ هرچه موانع بزرگ‌تر می‌شد او سعی و تلاشش را بیشتر می‌کرد. او برای فکر و عملش ارزش بسیاری قائل بود… پس از اتمام موفقیت‌آمیز در مقطع کارشناسی ارشد، توانست رشته فیزیک جامد را به اتمام برساند… می‌توانست بدون کنکور در رشته فیزیک جامد مقطع دکترا شرکت کند، اما کنکور داد و در رشته نانوالکترونیک با رتبه یک قبول شد… او توانست مقطع دکترای رشته نانوالکترونیک را در سه ترم تمام کند و ۳۵ مقاله جهانی را داوری کند…

مرداد‌ماه ۲۷۰۰ مقاله زهرا با موضوعی که تمام دانشمندان جهان روی آن چالش داشتند و از حل آن عاجز مانده بودند، تصویب شد، ولی پس از آن نیز اوضاع بر وقف مراد پیش نرفت و دستگاهی که زهرا با آن نمونه‌هایش را آنالیز می‌کرد، شکستند و همین باعث شد مدتی کار او متوقف شود… سرانجام مقاله او در معتبرترین نشریه جهانی پذیرفته شد. زهرا به کشف مهمی رسیده بود، اما شادی او خیلی زود با مرگش به پایان رسید.

پزشکی قانونی آثار ضربه به قسمت شکم، پهلو و ضربه‌های محکم به سر و مهره کمر، همچنین ضربه های محکم به کبد و کلیه و پارگی طحال را تایید می‌کند. آن ساختمان ۱۳ دوربین دارد، اما حراست دانشگاه هیچ‌وقت فیلم دوربین‌ها را به ما نشان نداد و به مراجع قضایی گفتند دوربین‌ها چند ماهی می‌شد که خراب شده بودند و فیلم نگرفتند. زهرا دو شب قبل از حادثه به ما و یکی از دوستانش گفته بود: «به کشفی رسیدم که جایزه نوبل فیزیک را می‌گیرد. می‌ترسم اگر کسی بفهمد، آن را به زور از چنگم درآورد یا بلایی سرم بیاورند.»

ایران، کره شمالی نیست که مردم به تحمیل سیستم بسته حکومتی تن بدهند

0

روزنامه جمهوری اسلامی با اشاره به سرنوشت شوروی که با شعار اجرای عدالت تاسیس شد، هشدار داد، ایران کره شمالی نیست که مردم آن به تحمیل سیستم بسته حکومتی تن بدهند.

به گزارش جمهوری اسلامی، سرنوشت شوروی باید درس عبرتی برای نظام رژیم اسلامی حاکم بر ایران باشد که با شعار اجرای عدالت تاسیس شد ولی خیلی زودتر از شوروی شاهد ظهور طبقه جدیدی گردید که با این شعار در تضاد است. شوروی با حرف معروف لنین که دین را افیون توده‌ها می‌دانست، با ستیز علیه دین و بستن کلیساها، مساجد و کنیسه‌ها استقرار یافت و به یک حکمرانی قدرتمند تبدیل شد ولی نظام جمهوری اسلامی با شعار دین، عامل رهائی توده‌ها از ظلم و تبعیض و بی‌عدالتی است تاسیس شد و توجه ملت‌های آزادیخواه را جلب کرد. با اینکه این دو نظام حکمرانی از نظر بنیان فکری در تضاد کامل بودند، هر دو به یک سرنوشت که گرفتار «طبقه جدید» شدن باشد مبتلا شدند.

این در ادامه روزنامه با بیان اینکه «انحصار طلبی، مهم‌ترین محصول کارخانه‌ایست که «طبقه جدید» تاسیس کرده و با نادیده گرفتن قانون و اصول اولیه حقوق سیاسی – اجتماعی مصرح در قانون اساسی این روش را به شئون مختلف جامعه تعمیم می‌دهد» نوشت: ایران، کره شمالی نیست که مردم آن به تحمیل یک سیستم بسته حکومتی تن بدهند. مهم‌تر اینکه تعالیم اسلام به مردم ایران اجازه پذیرش چنین طبقه جدیدی را نمی‌دهد. بنای نظام جمهوری اسلامی و بنیانگذار آن نیز رسیدن به چنین وضعیتی نبود. این نوع حکمرانی قطعاً قابل دوام نیست و برای تداوم نظام جمهوری اسلامی باید دست «طبقه جدید» از حکمرانی کاملاً قطع شود.

نتانیاهو: اسرائیل به توافق بین آمریکا و رژیم اسلامی حاکم بر ایران متعهد نخواهد بود

0

به گزارش جروزالم پست، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل گفت که او شامگاه پنجشنبه ۸ ژوئن (۱۸ خرداد) در تماس تلفنی با آنتونی بلینکن، وزیر خارجه دولت بایدن، به تکرار تأکید کرده است که کشورش “به هیچ توافقی با ایران متعهد نخواهد بود” و افزوده است: «با توافق یا بدون توافق، ما به انجام تمام کارهای لازم برای دفاع از کشور اسرائیل ادامه خواهیم داد.»

نتانیاهو افزود: «بازگشت به توافق هسته‌ای با ایران، برنامه هسته‌ای ایران را متوقف نمی‌کند و تنها به این کشور اجازه می‌دهد تا به سازمان‌های تروریستی تحت حمایت خود در خاورمیانه و اطراف مرزهای اسرائیل پول ارسال کند.»

این اظهارات در بحبوحه نگرانی اسرائیل مبنی بر نزدیک شدن رژیم اسلامی حاکم بر ایران و آمریکا به توافقی “حداقلی” بیان شد که بر اساس آن رژیم اسلامی حاکم بر ایران در ازای دسترسی به برخی از دارایی‌های مسدود شده یا سایر دارایی‌های اقتصادی خود، پیشرفت برنامه هسته‌ای خود را تنها متوقف می‌کند، اما آن را به عقب برنمی‌گرداند.

انتشار گزارشی از شکنجه های جسمی کودکان در مرکزی با مربیان طلبه

0

روزنامه اعتماد چاپ تهران به نقل از منابع آگاه از شکنجه‌های جسمی و آزار شدید کودکان در یک مرکز نگهداری کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست در منطقه تهرانپارس خبر داده که مربیان آن «آخوند» هستند.

روزنامه اعتماد در شماره روز یکشنبه ۲۱ خرداد گزارشی با عنوان «داغ ماندگار» منتشر کرده، نوشت که یک کودک هفت، هشت‌ساله در یک مرکز موسسه خیریه زنجیره مهر ماندگار به خاطر «شب‌ادراری» مورد شکنجه قرار گرفته است.

این روزنامه بر اساس اظهارات یکی از مربیان پیشین این مرکز نوشت: «نخست با همکاری رییس و یکی از مربیان، دست‌وپای این کودک با اتو سوزانده می‌شود و بعد هم در حمام ساختمانی قدیمی که پر از سوسک است، زندانی شده و غذایش به نان‌ خشک و آب محدود می‌شود و این روند یک هفته ادامه پیدا می‌کند.»

اعتماد نوشت که صحت این گزارش و «دست‌کم سوزاندن دست‌و‌پای این بچه» از طریق چند منبع دیگر هم تأیید شده و «تصاویری هم صحت آن را اثبات می‌کنند».

این روزنامه اضافه کرد: «این تنها یکی از قصه‌های وحشتناک این مرکز است و منابعی می‌گویند ماه‌هاست که روزگار ۲۴ بچه بی‌سرپرست و بدسرپرست ساکن در این مرکز همین است.»

شرح کامل این گزارش را میتوانید در زیر بخوانید؛

مشاور رییس و مدیر کل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی: اتفاق ناگواری رخ داد و برخورد حداکثری انجام شد حقی، مدیرعامل موسسه خیریه زنجیره مهر ماندگار: اینکه همه باید اخراج شوند، درست نیست بهزیستی به ما گفت مسوول فنی را تغییر دهید!

توضیح «اعتماد»: حدود چهار روز پیش منابعی در تماس با خبرنگار اعتماد از رفتارهای به شدت تلخ و آزارهای مختلف کودکان یک مرکز نگهداری کودکان بدسرپرست و بی سرپرست گفتند که خبرنگارما هم این موضوع را به شیوه های مختلف بررسی کرده و پس از جمع آوری و بررسی صحت اسناد این آزارها، موضوع را با بهزیستی در میان گذاشت و حالا از بهزیستی خبر رسیده که موضوع بررسی و پس از تایید شدن خطا، این مرکز به طور موقت خلع ید شده و اخطار گرفته است. گزارش پیش رو جزییات این پیگیری و تشریح این پرونده است. به عبارتی ساده تر این گزارش روایت پیگیری یک پرونده تا رسیدن به نتیجه مطلوب است. انتشار و خواندن آن از این جهت حایز اهمیت است که می تواند مانع از تکرار این کودک آزاری ها شود.

محمد باقرزاده: کودکی هفت، هشت ساله دچار شب ادراری می شود و این آغاز ماجراست: روز که برمی آید زندگی اش رنگ می بازد؛ آن طورکه یکی از مربیان این مرکز می گوید، نخست با همکاری رییس و یکی از مربیان، دست وپای این کودک با اتو سوزانده می شود و بعد هم در حمام ساختمانی قدیمی که پر از سوسک است، زندانی شده و غذایش به نان خشک و آب محدود می شود و این روند یک هفته ادامه پیدا می کند. ماجرا را یکی از مربیان پیشین موسسه خیریه زنجیره مهر ماندگار به خبرنگار اعتماد اطلاع می دهد و صحت آن و دست کم سوزاندن دست و پای این بچه از طریق چند منبع دیگر هم تایید می شود، تصاویری هم صحت آن را اثبات می کنند. این تنها یکی از قصه های وحشتناک این مرکز است و منابعی می گویند ماه هاست که روزگار ۲۴ بچه بی سرپرست و بدسرپرست ساکن در این مرکز همین است. پس از تماس منابعی با خبرنگار اعتماد و روایت این آزارها، موضوع پیگیری می شود و صحت دست کم بخشی از آزارها تایید می شود. همان روز این پرونده به منابعی در بهزیستی استان تهران و کشور هم منتقل می شود که بهزیستی پس از بررسی و تایید تخلفات صورت گرفته، به شیوه خود با این مرکز برخورد می کند. فارغ از این مرکز خاص که در ادامه بیشتر و دقیق تر به آن پرداخته می شود، چند سالی است که اخبار آزار و تنبیه کودکان ساکن در مراکز نگهداری خصوصی و همچنین مراکز نگهداری از معلولان، معتادان و اقشار فرودست نیازمند زندگی در چنین مراکزی شدت یافته و ماهی نیست که خبری از این مراکز به رسانه های رسمی راه پیدا نکند. جست وجوی ساده در اخبار خبرگزاری ها و رسانه های رسمی داخل کشور هم این موضوع را تایید می کند؛ از خبر منتشرشده در خبرگزاری مهر با تیتر «گزارشی از تعرض به کودکان معلول در پرورشگاه» تا خبر «ایراد صدمات بدنی به معلولان (کودک آزاری) در یک مرکز در شیراز» که درنهایت منجر به بازداشت رییس همین مرکز در خرداد امسال شد تا ده ها و حتی صدها خبر مشابه که در چند سال گذشته رسانه ای شده است. دلیل هر چه هست اما به نظر می آید از اواخر دهه هشتاد و واگذاری بسیاری از مراکز بهزیستی به موسسات و خیریه های خصوصی تعداد این اخبار هم افزایش یافته و حتی کار به جایی رسیده که حالا بهزیستی در کنار بررسی های رسمی و فرستادن ناظران خود، در سامانه ای تازه از مردم خواسته که هرگونه تخلف و آزار در این موسسات را اطلاع دهند؛ موضوعی که مشاور رییس سازمان بهزیستی در گفت وگو با «اعتماد» هم آن را تایید و بر اهمیت آن تاکید می کند. گزارش پیش رو روایت وضعیت ساکنان یکی از این موسسات و پیگیری و بررسی آن است که البته در نهایت به نتیجه هم می رسد و دست کم تاکنون این موسسه اخطار دریافت کرده و به طور موقت از سرپرستی این کودکان خلع ید شده است. پرونده اما جزییات فراوان دیگری هم دارد که در ادامه به آن پرداخته می شود.

افشاگری بر اثر درگیری داخلی؟

روایت منبعی که پیش تر در این موسسه به مربیگری مشغول بوده چنان هولناک و حیرت آور است که مدام خبرنگار را وادار می کند این پرسش را مطرح کند که «خاطرات زندانیان مخوف ترین زندان ها را می گوید یا شیوه برخورد با کودکان یک موسسه خیریه؟ چقدر این روایت ها واقعی است و آیا ممکن است ناشی از اختلاف با مدیران این مرکز باشد؟» او که حالا با این موسسه بر سر جنگ است و کارشان به شکایت هم کشیده شده، اما می گوید عین واقعیت را می گوید و حتی می گوید به دلیل عذاب وجدان دیدن چنین برخوردهایی کارشان به جدایی کشیده شد. ماجرا اما دقیقا چیست؟ براساس روایت منابعی که دست کم همکاری آنها با این موسسه برای خبرنگار اعتماد اثبات شده، آزار کودکان در موسسه نگهداری از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست در تهرانپارس به یکی، دو مورد خاص خلاصه نمی شود هر چند مورد آخر یعنی سوزاندن دست و پای یک کودک و زندانی کردن او، منجر به اختلاف مربیان و این افشاگری شده است. ۲۴ کودک در این موسسه به زندگی مشغولند؛ ۱۲ نفر با سن پایین تر در طبقه همکف و ۱۲ نفر دیگر هم در طبقه بالا که روایت ها می گوید تقریبا تمام این کودکان تنبیهات مختلفی از محرومیت از دریافت غذا تا برخورد شدید فیزیکی را تجربه کرده اند. یکی از مربیان پیشین این مرکز در توضیح این آزارها به «اعتماد» می گوید: «در چند ماهی که من آنجا بودم انواع آزار و تنبیه کودکان را به چشم دیدم تا اینکه اتفاقی رخ داد که دیگر به هیچ وجه قابل تحمل نبود؛ این جور که من مطلع شدم یکی از بچه ها شب ادراری داشت که البته پیش تر هم شیطنت هایی داشت و شرایط درسی اش هم خوب نبود. اینها این بچه را تهدید کردند که اگر یک بار دیگر شب ادراری داشته باشد با اتو دستت را می سوزانیم و نمی دانم از روی عمد یا سهو دست و پایش را سوزاندند. من با مدیر صحبت کرده بودم که چرا این کار را کردی و می گویند من واقعا چنین قصدی نداشتم. با کمک یکی از مربیان بچه را گرفته و مدیر هم این بلا را سرش آورد.» او این روایت حیرت آور را به این شکل ادامه می دهد که «من روز بعد در کلاس درس متوجه شدم. موقعی که متوجه شدم با همین خانم صحبت کردم و گفت من از قصد این کار را نکردم و می گفت حتی به دست و پایش نخورده اما مگر می شود به دست و پایش نخورده باشد، اما رد اتو مانده باشد. بعد از این نه تنها بچه را به مراکز درمانی نبردند که برای تسکین عذاب وجدان خودشان بچه را به مدت یک هفته در حمام نگه داشتند. بچه را حدود یک هفته در حمام تاریک زندانی کرده بودند و غذایش در همین حمام تاریک نان خشک بود.» او می گوید دیدن این شرایط منجر به جدایی اش از این موسسه شده است: «من این شرایط را که دیدم دچار عذاب وجدان شدم؛ بچه ۷-۶ ساله را یک هفته با دست و پای سوخته داخل حمام تاریک زندانی کرده و غذایش نان خشک بوده است (یک چهارم نان خشک) حمام هم که پر از سوسک بود، چون ساختمان بسیار قدیمی است.» او می گوید چون این کودک را از حمام خارج کرده با او برخورد کردند: «شیفت آخر من جمعه بود و صبح شنبه به من زنگ زدند که آقای فلانی چرا فلانی را از حمام بیرون آوردید و من باید چه می گفتم و به همین خاطر من را توبیخ کردند؛ من دیده بودم بچه ضعف پیدا کرده و زیر چشمانش کبود است و با خودم کمی عسل بردم اما روز شنبه زنگ زدند که چرا عسل با خودت بردی و همین داستان را پیش گرفتند.» اما این مربی چرا حدود شش ماه تمام این برخوردهای به روایت خودش هولناک را به چشم دیده و به همکاری با این مرکز ادامه داده است و اگر او را در همین مورد آخر توبیخ نمی کردند باز هم به همکاری با این موسسه ادامه می داد؟ او در پاسخ به این پرسش می گوید: «اتفاقا به من گفتند بیایید صحبت کنیم ولی من حتما و در هر صورت گزارش می دادم. من دوست داشتم با اینها ادامه بدهم، اما در این مدت هم شگرد خودم را داشتم.» گمان می کردید حضورتان در این مرکز تاثیر مثبت دارد یا درآمد مالی آن دلیل همکاری تان بود؟ این مربی در این باره هم می گوید: «صادقانه هر دو مورد؛ من هم به حقوقش نیاز داشتم و هم اینکه احساس می کردم وجودم هر چند که تاثیر اساسی نداشته باشد، اما مفید است و بهتر از نبود من است. البته در برخی موارد من هم به خاطر سکوتم مقصر و مجرمم.»

منابعی که همکاری آنها با این موسسه تایید شده است، روایت های حیرت آور متعددی را مطرح می کنند؛ مثلا می گویند بچه های مرکز به شکل عجیبی از مسوول فنی ترس داشتند و خود این فرد دلیل این ترس را به این صورت توضیح داد که «من همان ابتدا چنان زهر چشمی از این بچه ها گرفتم که دیگر همیشه از من حساب می بردند. در همان ابتدا یکی از بچه ها را چنان ترساندم و گفتم زبانت را می برم و چنان به دهنش پشت سر هم زدم که دهانش خونی شد و حالا این بچه ها مثل مرگ از من می ترسند.» روایت های این منابع می گوید که «حتی یکی از مربی های بچه های نوجوان یک بار یکی از بچه ها را چنان زده و هل داده که با شیشه از پنجره به بیرون پرتاب شد که واقعا خاطره عجیب و تلخی است یا یکی از مدیران خانم یک بار یکی از این بچه ها را داخل راه پله چنان می اندازد که از دهان و صورت بچه خون می آید و چنان با روح و روان این بچه بازی شده بود که می خواست خودکشی کند. آن شب دو، سه ساعت با بچه صحبت کردیم و بچه را از هر اقدام خطرناک منصرف کردیم و با یک قرص او را خواباندیم و صبح هم ماجرا را به شکلی ختم به خیر کردیم اما مگر این آثار به راحتی از بین می رود.» این مربیان می گویند که در این مرکز هدف آرام نگه داشتن ۲۴ کودک و نوجوان در یک محیط کوچک و صد متری است و با همین هدف مدام بچه ها را می ترسانند که «اگر امتیازت فلان شود از ناهار فردا محرومی و تنبیهاتی این جوری، آن هم درحالی که در هر طبقه ۱۴-۱۳ بچه را در یک محیط صد متری نگه می دارند.» این منابع می گویند که این مرکز حتی روانشناس مشخص برای چنین کودکان آسیب دیده ای هم ندارد: «حدود یکسال و یکسال و نیم است که روانشناس دایم و مستقر نداشته اند درحالی که جزو الزامات مرکز است که براساس آن باید پایش شوند. هیچ کس نمی آمد و فقط برخی بچه ها را که موردش بسیار حساس می شد یک جلسه پیش روانشناس می بردند.» اما چرا باید مربیانی چنین تنبیهاتی را انجام دهند؟ آن هم تنبیهاتی چنین وحشتناک؟ توضیحات این افراد در پاسخ به این پرسش را می توان به این صورت خلاصه کرد که بعضی از این کودکان به دلایل شرایط خاص خود و دشواری که پشت سر گذاشتند، بیش فعال هستند یا اینکه شیطنت و رفتارهای منحصر به خود را دارند و چون محیط کوچک است و امکانات مرکز هم به شدت پایین و هیچ کدام از مربیان هم برای چنین شرایطی آموزش ندیده اند، مجبور به انجام چنین تنبیهاتی می شوند.

اگرچه مسوولان این مرکز تماس و برخورد بهزیستی با آنها را تایید می کنند، اما روایت های آزار این کودکان را رد می کنند و می گویند از سر رقابت دیگر موسسات یا تخلف یک مربی خاص است. «حامد حقی»، مدیرعامل و عضو هیات موسس موسسه خیریه و نیکوکاری زنجیره مهر ماندگار در این باره به «اعتماد» می گوید: «این موارد درست نیست، اتفاقا مرکز ما مرکز نمونه تهران است. از سال ۹۴ بچه ها دراختیار ما بودند و درواقع ما در خدمت بچه ها بودیم؛ یعنی این ۲۴ نفر الان ۸ سال است که در این موسسه هستند. ما جزو مراکز نمونه کشور هستیم و وقتی بهزیستی و رییس جمهوری می خواهند به موسسه سر بزنند سراغ ما می آیند. شب عید بچه های ما در افطار با رییس جمهوری حضور داشتند. آقای قالیباف آنجا آمدند. منظورم این است که ما مرکزی نمونه هستیم و این روایت ها درست نیست.»

او می گوید که تخلفی صورت گرفته اما مساله حل شده است: «یک نفر یک خطایی کرده بود که ما آن یک نفر را اخراج کردیم و با بهزیستی مشکل مان را حل کردیم؛ اولا بچه های ما حق صحبت با خبرنگار را ندارند و دوم اینکه من روی خدمت به بچه ها شک ندارم. اتفاقا بچه های ما سرحال ترین و مودب ترین بچه های بهزیستی هستند و مدام در مراسم های مختلف بچه های ما را صدا می کنند. ما یک نفر را اخراج کردیم به خاطر اینکه بچه ها را کتک زده بود و از او به دلیل کودک آزاری شکایت هم کردیم. ما اصلا اجازه هیچ گونه برخوردی با بچه ها را نمی دهیم و اگر کسی تخلفی کند مثل همین مورد او را اخراج می کنیم.» این سخنان مدیرعامل موسسه خیریه و نیکوکاری زنجیره مهر ماندگار درحالی است که منابعی در بهزیستی استان و کشور در گفت وگو با «اعتماد» از برخورد شفاف و حتی خلع ید این موسسه درباره کودکان سخن می گویند؛ حقی در سخنان خود البته بخشی از این برخورد را روایت و تایید می کند: «از بهزیستی به ما گفتند مسوول فنی را عوض کنید. اینکه همه باید اخراج شوند درست نیست و فقط همان مسوول فنی باید تغییر کند. مسوول فنی همه کاره است و وقتی تغییر کند مربی و بقیه موارد هم عملا تغییر رفتار می دهند و تغییر ایجاد می شود. ما یک مربی را که خودمان اخراج کردیم و یک مربی دیگر را به دلیل اینکه این موضوع را گزارش نکرده بود، اخراج کردیم و مسوول فنی هم قرار است که تغییر کند و زمان خواستیم چون در لحظه نمی شود این اتفاق رخ دهد.» اما چرا باید در موسسه خیریه تنبیه کودکان آن هم با چنین شدتی رخ دهد؟ حقی در پاسخ به این پرسش هم می گوید: «این بچه ها همه شان بچه های آسیب هستند و تا زمانی که کنارشان زندگی نکنید، نمی دانید چه سیستمی دارند و چه اتفاقی برای مربی ها رخ می دهد و تا پیش از اینکه این موارد را ندانید، قضاوت درست نیست ولی بعضی وقت ها اتفاقاتی رخ می دهد که از دست مربی هم خارج است و مربی در شرایط خاص و موارد استثنا ممکن است تنبیهی را انجام دهد ولی این طور نیست که شما فکر کنید شکنجه انجام می شود. نه این طور نیست. ما قراردادی با شهرداری داریم و از استخرهای شهرداری و پارک های مختلف استفاده می کنیم. هر سال بچه ها را به زیارت و سفر مشهد می بریم.» او می گوید که همه مربیان این مرکز تاکنون از طلبه ها انتخاب می شدند و الگوی مناسبی هم بوده اند: «ما از الگویی استفاده می کردیم که الگوی بدی نبود و از طلبه ها برای مربی استفاده کردیم؛ مثلا همین فرد طلبه از ارتباطاتش استفاده کرد و با شما تماس گرفت. بله تا الان همه مربیان ما طلبه بودند و فکر می کردیم بهترین گزینه برای آموزش و پرورش هستند. این اتفاقی که در مرکز رخ داد باید خود را جای آن فرد قرار دهید که ۲۴ ساعت آنجا بوده و چنین مساله ای پیش آمد و نباید راحت آن را قضاوت کرد. این گزارش که به شما دادند غلط است و من آن را تکذیب می کنم. ما داریم کار خیر می کنیم و برای کار خیرمان دنبال چیز خاصی نیستیم، اما مراکز دیگر می بینند و می گویند چرا بچه های حقی پیش رییس جمهور می روند، چرا رییس مجلس آنجا می رود و این مسائل پیش می آید.»

مشاور رییس و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور در گفت وگو با «اعتماد» اما از برخورد جدی با این موسسه خبر می دهد و می گوید سیاست تازه بهزیستی برخورد شفاف با چنین پرونده هایی است. «سید محمدجواد حسینی» درباره این پرونده می گوید: «طبق قانون اگر موسسه سابقه تخلف نداشته باشد در مرحله اول اخطار می گیرد و اگر این اخطار تکرار شود منجر به لغو مجوز خواهد شد. این موسسه به دلیل همین پرونده اخطار اول را گرفته و پس از آن به سمت لغو مجوز می رود؛ چون سابقه ای نداشته پس اخطار گرفته است.» حسینی در توضیح این برخورد هم می گوید: «برخورد حداکثری انجام شده و اگر کار فوری انجام نشده و مرکز کامل خالی نشده به خاطر شرایط بچه هاست که امکان جابه جایی سریع وجود ندارد و ممکن است موضوع به زندگی بچه ها آسیب وارد کند.» آن طور که آقای حسینی می گوید سیاست و مصوبه سازمان بهزیستی در سال جدید برخورد شدید و شفاف با چنین پرونده هایی است: «در بازرسی بهزیستی کشور که ما یک ماه پیش همایشی را داشتیم، اعلام شد که اگر بحرانی در یکی از مراکز رخ دهد، در اولین فرصت موضوع به مراکز شهرستانی و استانی گزارش شود و در این مورد هم موضوع به گزارش بهزیستی رسید و بررسی انجام شد. خود آن حادثه و پیگیری آن برای ما ارزش بیشتری از این دارد که کار را پنهان کنیم.» مشاور رییس و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور درباره جزییات همین پرونده و بررسی های صورت گرفته هم می گوید: «درباره این موضوع و مرکز، بهزیستی شهرستان و استان وارد شدند و موضوع را بررسی کردند و در فاصله کمی هم موضوع را به ستاد گزارش دادند. قاعدتا اتفاق ناگواری است، اما سابقه و شرایط باید بررسی شود. اتفاقی که رخ داد یکی از مربیان با یکی از فرزندان بدرفتاری کرده اما برخورد بهزیستی به یک فرد محدود نشده برخورد حداکثری انجام شد؛ چون موضوع مهم است و ما بچه های این مراکز را بچه های خودمان می دانیم و به همین دلیل برخورد با یک فرد یا یک مسوول فنی نبوده و برخورد جدی تر بوده است. بچه ها اینجا را خانه خود می دانند و جابه جایی بچه ها آن هم در این شرایط که فصل امتحانات است، درست نیست اما پروانه فعالیت مسوول فنی لغو شد، تولیت نگهداری بچه ها تا اطلاع ثانوی از موسسه گرفته شد و همکاران دولتی در آن مرکز مستقر شدند تا بچه ها در آن موسسه بمانند، اما تمام مسوولان آن موسسه خلع ید شدند تا فصل امتحانات رفع و در شرایط مناسب تصمیم ثانویه گرفته شود. با وجود سابقه خوب موسسه، این موسسه خلع ید شده و پرسنل هم غالب شان تغییر کرده و مربیان بخش دولتی مستقر شده اند.»

آزارها قابل پیشگیری است؟

اگرچه به نظر می آید با ورود مناسب و سریع بهزیستی به این پرونده خاص حالا کودکان این مرکز شرایط مناسبی پیدا کردند اما چگونه می توان مانع از تکرار چنین حوادثی در این همه مرکز نگهداری از محروم ترین و آسیب دیده ترین افراد شد؟ راهکاری برای پیشگیری وجود دارد؟ اگرچه چنین برخوردهایی می تواند جنبه پیشگیری هم به خود بگیرد اما به نظر می آید شدت یافتن چنین آزارهایی از ریشه هایی دیگری نشات می گیرد که شاید نیازمند راه حلی اساسی تر است. مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور درباره این موضوع هم به «اعتماد» می گوید: «درخصوص واگذاری های بخشی از فعالیت های موسسه های نگهداری بچه های معلول یا بی سرپرست و بدسرپرست به مراکز خصوصی، دستورالعمل ها و پروتکل های مشخصی شکل گرفت و بازدیدها هم براساس آن دستورالعمل ها صورت می گیرد. در حقیقت می توان گفت دفترچه راهنمای مشخصی وجود دارد. این دستورالعمل ها در بازدیدهای سرزده و دیگر موارد بررسی بود که در دولت جدید بازدیدهای شبانه هم اضافه شد.» حسینی می گوید درباره نوع تخلفات و مجازات مرتبط، شرایط شفافی وجود دارد و حتی تغییر شرایط مجوز یا افزایش یا کاهش حوزه فعالیت یک موسسه هم قواعد مشخصی تعریف شده است اما در کنار همه این قواعد، او به یک راهکار تازه هم اشاره می کند: «در یکسال گذشته ما موضوعی را فراتر از این دستورالعمل ها تعریف کردیم و آن نظارت های مردمی است. چون خانواده ها، مربیان، خیر ها به شیوه های مختلف با این موسسات ارتباط دارند، می توانند ناظر هم باشند و از طریق سامانه دیدبان بازخورد خود را منتقل کنند. در واقع بررسی محدود به بازدید همکاران نمی شود و مردم هم اگر نکته ای داشته باشند، می توانند موضوع را پیگیری کنند.»

با این توضیحات به نظر می آید نهادهای ناظر هم افزایش چنین آزارهایی را تایید می کنند و راهکارهایی هم برای آن لحاظ کرده اند؛ حالا باید منتظر ماند و دید که چقدر این برخوردها و روش های پیشگیری می تواند نتیجه بخش باشد

شبکه‌های اجتماعی

5,745FansLike
139,000FollowersFollow
11,244FollowersFollow
2,700SubscribersSubscribe
- Advertisement -

پربیننده‌ترین‌ها