گروگان اسراییلی در خانه خبرنگار الجزیره قطر محبوس بود

0

بر اساس گزارش مدیر یک سازمان ناظر بر مسائل خاورمیانه در ژنو، در عملیات نجات چهار شهروند ربوده‌شده اسراییل در غزه، نیروهای این کشور وارد خانه فردی به نام «عبدالله الجمل» که یک روزنامه‌نگار بوده شده‌اند.
‏این گزارش تایید می‌کند که حامیان تروریست های حماس در زندانی کردن گروگان‌های اسراییلی نقش داشته‌اند.

‏بر اساس این گزارش، نیروهای اسراییلی پس از ورود با نردبان به خانه، عبدالله الجمل، روزنامه‌نگار ۳۶ ساله و نیز پدرش «دکتر احمد الجمل»، یک پزشک ۷۴ ساله را کشته‌اند. عبدالله الجمل در شبکه «الجزیره» و نیز نشریات فلسطینی فعالیت می‌کرده است. در سوابق او همچنین سخنگویی وزارت کار غزه نیز دیده می‌شود.

‏گروه تروریستی حماس در بیانیه‌ای پس از عملیات آزادسازی گروگان‌ها تهدید کرد که گروگان‌های بیشتری خواهد گرفت.

خامنه ای دلیل حمله تروریستی هفتم اکتبر حماس به اسراییل را “نیاز منطقه” دانست

0

خامنه ای، امروز صبح در جریان سخنرانی‌ به‌ مناسبت سی‌وچهارمین سالگرد مرگ خمینی، حملات ترویستی هفتم اکتبر حماس به اسراییل را که موجب کشته شدن دست‌کم ۱۲۰۰ نفر و گروگان ‌گرفتن بیش از ۲۵۰ نفر شد، «نیاز منطقه» عنوان کرد.

علی خامنه‌ای با بیان اینکه «منطقه ما به عملیات طوفان الاقصی نیاز داشت»، گفت که «حمله گروه تروریستی حماس ضربه تعیین‌کننده‌ای به اسراییل زد، ضربه‌ای که هیچ علاجی برای آن وجود ندارد و این رژیم از ابتلائات آن نجات پیدا نخواهد کرد.»

ولی مطلقه فقیه دلیل رخ دادن حمله تروریستی هفتم اکتبر را مقابله با تلاش قدرت‌های دنیا و «بعضی دولت‌های منطقه» برای عادی‌سازی روابط با اسراییل دانست و گفت که مقصود آن‌ها از برقراری ارتباط با اسراییل این است که «مناسبات و معادلات منطقه تغییر پیدا کند.» 

تروریست های وابسته به رژیم اسلامی حاکم بر ایران حملات علیه مراکز دیپلماتیک اسراییل در سوئد را سازماندهی کردند

0

موساد اعلام کرد که طراح اصلی حملات سازمان یافته علیه سفارت و ساختمان‌های دیپلماتیک اسراییل در سوئد و دیگر کشورهای اروپایی پس از هفت اکتبر، رژیم اسلامی حاکم بر ایران بوده است.

‏رئیس سرویس امنیتی سوئد هم گفته که اطلاعات نشان می‌دهد که رژیم پشت حملات است و از دو باند جرائم سازمان‌یافته‌ FOXTROT و RUMBA برای انجام این حملات استفاده می‌کند.

‏بر اساس گزارش برخی منابع اسراییلی، رژیم اسلامی از طریق «ره‌وا مجید» رهبر FOXTROT، با نام مستعار “روباه کرد” بودجه این حملات رو تأمین می‌کند.

‏«روباه کرد» متولد ایران و شهروند ایرانی-سوئدی است که چند ماه پیش پس از فرار به ترکیه توسط اطلاعات سپاه دستگیر و بعد توسط خود رژیم استخدام و برای انجام حملات در سوئد و خاک اروپا به کار گرفته شد.

علم‌ الهدی: عامل خارجی در حادثه سقوط بالگرد رییس‌ جمهور شناسایی نشده است

0

سید احمد علم‌الهدی نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی روز چهارشنبه در سومین نشست شورای اداری استان به ریاست استاندار خراسان رضوی گفت: کارشناسان عوامل مختلف سقوط بالگرد رییس جمهور شهید را پیگیری و بررسی کردند و تا کنون هیچ عاملی برای سقوط شناسایی نشده است.

فرضیه‌های مختلفی پیرامون سقوط بالگرد مطرح بود که آیا این حادثه طبیعی بود و یا نشان از عوامل خارجی وجود داشت.

وی با اشاره به تقدیر الهی در این حادثه اظهار کرد: خداوند مصلحت ابدی انسان‌ها را می‌داند و اگر به خدا باور داشته باشیم باید به او نیز اعتماد کنیم و این موضوع آرامش بخش است.

نقش محمد مخبر در حمله خونین به دانشگاه جندی شاپور اهواز؛ از تجاوز به دختران تا انداختن دانشجویان به کارون

0

دو تن از دانشجویان دانشگاه جندی‌شاپور اهواز در گفتکو با وب سایت رادیو زمانه شهادت می‌دهند که محمد مخبر جلودار صف قمه‌کشانی بود که در سال ۵۹ به دانشگاه جندی‌شاپور حمله کردند. یک تن از شاهدان تأیید می‌کند که او به یک قبضه سلاح کمری و مسلسل یوزی مسلح بود و از فاصله نزدیک به گروهی از دانشجویان شلیک کرد.

اطلاعات زیادی درباره مخبر و فعالیت‌های او در بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام در دست است، اما به نقش او در دوران دانشجویی‌اش در سرکوب و قتل دانشجویان دگراندیش در جریان درگیری‌ها در جریان انقلاب فرهنگی و در حوادث خونین اردیبهشت ۵۹ در دانشگاه جندی‌شاپور کمتر پرداخته شده است.

محمد مخبر، فرزند شیخ عباس امام جمعه موقت دزفول که در تیر ۳۴ در دزفول متولد شده، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه‌ها بود و هنگام سرکوب خونین دانشجویان دانشگاه جندی‌شاپور ۲۳ سال داشت.

 مخبر در سال‌های منتهی به کودتای ۵۷ همراه با افرادی مانند محمد جهان‌آرا، علی شمخانی و محسن رضایی و همچنین احمد آوایی عضو گروه «منصورون» بود. منصورون در خوزستان شکل گرفت و علیه حکومت پهلوی فعالیت می‌کرد. او پس از تأسیس سپاه پاسداران در خوزستان به‌عنوان مسئول بهداری سپاه دزفول گماشته شد و در جنگ ایران و عراق هم این سمت را بر عهده داشت. نبی صمیمی، از دانشجویان دانشگاه جندی‌شاپور اهواز در گفت‌وگو با خبذنگار رادیو زمانه می‌گوید: مخبر عضو گروه منصوریون بود. آوایی هم عضو همین گروه بود. منصورون در اهواز هم فعالیت داشتند. یک آخوندی هم عضو این گروه بود که در سال ۵۲ که من زندانی بودم در زندان فوت کرد.

منصورون سال‌ها بعد در ائتلاف با شش گروه دیگر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند و در سرکوب کردستان و سیستان و بلوچستان مشارکت داشتند. این موضوع برای درک حد آشنایی محمد مخبر با سلاح اهمیت دارد. نبی صمیمی می‌گوید: مخبر به عنوان یک دانشجوی حزب‌اللهی معروف بود. دزفول دو ویژگی داشت: از یک طرف محل تجمع نیروهای ذخیره حزب‌اللهی برای عملیات ضربتی سرکوب در کل خوزستان بود؛ اگر می‌خواستند جایی را سرکوب کنند از دزفول نیرو می‌بردند. و از طرف دیگر نیروهای چپ آنجا پایگاه داشتند.

به لحاظ سیاسی مخبر در فاصله بین بهمن ۵۷ تا انقلاب فرهنگی در سال ۵۹ در حلقه‌ای از نیروهای حزب‌اللهی فعالیت می‌کرد. از افراد حلقه «دزفولی ها» که بعدها هریک مدارج ترقی در «نظام» را طی کردند، می‌توان از این اشخاص نام برد: محمد علی رامین، عزت‌الله ضرغامی، علیرضا آوایی رئیس کل دادگستری استان تهران و از عوامل سرکوب در زندان یونسکوی دزفول و زندان اهواز، احمد آوایی سـردار سـپاه پاسداران و عضـو سپاه قـدس و نماینده اسبق دزفول و محمد رضا مخبر دزفولی دبیر «شورای عالی انقلاب فرهنگی» که پسر عمویِ اوست.

باید توجه داشت که احمد جنتی که در آن ایام در فاصله بین سال‌های ۵۷ تا ۵۸ به عنوان حاکم شرع در استان خوزستان حکم اعدام‌ها را صادر می‌کرد، در اردیبهشت ۵۹ که جنایت دانشگاه جندی‌شاپور اتفاق افتاد امام جمعه موقت اهواز بود و از آن پس بود که مدارج ترقی در ارکان نظام را طی کرد؛ ابتدا به امامت جمعه تهران منصوب شد و سرانجام هم به ریاست مجلس خبرگان رهبری رسید. عوامل سرکوب در اهواز بر اساس یک الگوی تکرارشونده در همه شهرهای ایران گوش به فرمان او بودند. دکتر جواد یوسف‌معمار که در آن زمان در صف اول با نیروهای مهاجم با دانشگاه درگیر شده بود، در یک گفت‌وگوی تلفنی با نگارنده تأیید می‌کند که مخبر همراه با چند نفر دیگر مسلح بود و هدایت و رهبری مهاجمان به دانشگاه را به عهده داشت: من دانشجوی پزشکی دانشگاه جندی‌شاپور بودم. از دانشجویان پیشگام بودم و شرکت فعال داشتم. مستقیماً آیت‌الله احمد جنتی و آیت‌الله احمد خزعلی و محمد مخبر سرکوب دانشجویان [دانشگاه اهواز] را هدایت می‌کردند.

آنچه که به عنوان «انقلاب فرهنگی» از آن یاد می‌کنند، رسماً با صدور فرمان خمینی در یکم فروردین ۵۹ با این مضمون آغاز شد: باید انقلاب اسلامی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به‌وجود آید، تا اساتیدی که در ارتباط با شرق یا غرب‌اند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی.

ابتدا نیروهای حزب‌اللهی سازمان‌یافته به دانشجویان دگراندیش در دانشگاه تبریز هجوم بردند و سپس به‌تدریج موج سرکوب به سایر دانشگاه‌ها از جمله دانشگاه تهران و دانشگاه اهواز رسید. خمینی در ۲۹ فروردین ۵۹ در سخنانی تند گفت: ما از محاصره اقتصادی و تجاوز نظامی نمی‌هراسیم. ما از دانشگاه‌های غربی و آموزش جوانان ما در جهت منافع شرق و غرب است می‌هراسیم.

سپس شورای انقلاب به احزاب و گروه‌های سیاسی سه روز مهلت داد که دفاتر خود را در دانشگاه‌های سراسر کشور تعطیل کنند. در پی اطلاعیه شورای انقلاب، همان روز درگیری‌های گسترده‌ای میان انجمن‌های اسلامی و دیگر گروه‌های سیاسی در مراکز آموزش عالی در تهران، شیراز، مشهد، بابلسر، کرج و جهرم رخ داد. در تهران سخت‌ترین این درگیری‌ها در دانشگاه تربیت معلم روی داد.

پیش از آن اما در جریان جنگ پاوه، دانشگاه رازی کرمانشاه در تابستان ۵۸ سرکوب شده بود. سناریویی که در آن زمان اجرا شد، یک سال بعد در سایر دانشگاه‌ها الگوی سرکوب قرار گرفت: شناسایی رهبران دانشجویی و دانشجویان با گرایش چپ، سازماندهی اراذل و اوباش از محلات محروم شهر، هجوم با سلاح سرد و گرم به دانشگاه‌ها، کتک زدن دانشجویان دگراندیش و سپس قتل رهبران دانشجویی به شیوه‌های مختلف مانند پرت‌کردن از بالای بلندی، شلیک گلوله یا به ضربات چاقو و سربه‌نیست کردن جنازه‌های آنان همراه با بازداشت‌های گسترده و صدور حکم‌های اعدام توسط حاکم شرع.

برخی از کسانی که در حلقه دولت احمدی‌نژاد و دولت رئیسی مشارکت داشتند و همچنان هم در عرصه سیاسی و اقتصادی حضور دارند یا در سرکوب‌های دانشگاه‌ها در فاصله بین ۵۸ تا ۵۹ و یا اینکه در سرکوب کردستان، خوزستان و سیستان و بلوچستان دست داشته‌اند. برای مثال می‌توان از اسفندیار رحیم مشایی یاد کرد که در جوانی در مازندران به اطلاعات سپاه پیوست و سپس به دعوت محمدرضا نقدی برای مشارکت در سرکوب مبارزات کُردها در کُردستان با نام مستعار مرتضی محب‌الاولیاء به این منطقه اعزام شد. نقشی که سرکوب دانشجویان دانشگاه جندی‌شاپور اهواز در زندگی سیاسی محمد مخبر ایفا کرد، بیش و کم در حد نقش سرکوب کردستان در زندگی سیاسی اسفندیار رحیم مشایی در کردستان است. هر دو در آن سال‌ها جوانان نوخطی بیش نبودند.

سرکوب در دانشگاه جندی‌شاپور با صدور اطلاعیه احمد جنتی به عنوان امام جمعه اهواز در سه‌شنبه ۲ اردیبهشت ۵۹ چهار روز بعد از سخنرانی شدیدالحن خمینی آغاز شد. جنتی در این اطلاعیه که چندین بار هم از رادیو و تلویزیون پخش شد، از حامیان حکومت و از نیروهای سرکوبگر خواسته بود که در دانشگاه جندی‌شاپور برای اقامه نماز گرد بیایند. در میان این افراد نیروهایی که به سلاح‌های سرد و گرم مجهز بودند نیز حضور داشتند.

محله کمپلو (کوی انقلاب) در غرب اهواز، از سمت شرق به لشکرآباد و پل راهنمایی و رانندگی و از سمت غرب به خیابان شیخ بهایی و چهار راه شیخ بها محدود می‌شود. احمد جنتی در مسجدی در لشکرآباد مستقر می‌شود. جواد یوسف‌معمار که به خاطر توانایی‌های جسمانی و ویژگی‌های شخصیتی‌اش در صف اول مقاومت قرار داشت در یک گفت‌وگوی تلفنی با نگارنده تأیید می‌کند که مخبر همراه با چند نفر دیگر مسلح بود و هدایت و رهبری مهاجمان به دانشگاه را به عهده داشت: من دانشجوی پزشکی دانشگاه جندی‌شاپور بودم. از دانشجویان پیشگام بودم و شرکت فعال داشتم. مستقیماً آیت‌الله احمد جنتی و آیت‌الله احمد خزعلی و محمد مخبر سرکوب دانشجویان را هدایت می‌کردند. من در آن زمان در لشکرآباد اجاره‌نشین بودم. جنتی در مسجد لشکرآباد رفته بود بالای منبر. می‌گفت مسلمان‌ها، کافران دانشگاه را گرفته‌اند. وظیفه شماست که دانشگاه را آزاد کنید. اراذل و اوباش را هم به چوب و چماق و زنجیر و باتون و چاقو و قمه مسلح و بسیج کردند و به طرف دانشگاه به راه افتادند.

این افراد از محله‌های اغلب محروم در همه شهرها، هسته اصلی گروه‌های ضربت را تشکیل می‌دادند. از قبل هم تدارکات لازم را دیده بودند: به بهانه بمب‌گذاری، بیمارستان شماره یک اهواز را تخلیه کرده بودند و نیروهای نظامی را هم در اطراف دانشگاه مستقر کرده بودند و تردد خودروها به دانشگاه نیز محدود شده بود. نبی صمیمی در گفت‌وگو با نگارنده تأیید می‌کند که نیروهای سرکوب را از میان اراذل لشکرآباد بسیج کرده بودند: جنتی اراذل و اوباش لشکرآبادی را بسیج کرده بود. با قمه می‌زدند. هیچگونه ملاحظه‌ای نداشتند. حمله بعد از ظهر اتفاق افتاد. من یک چاپخانه مخفی داشتم. برادرم وقتی خبر حمله را شنید رفت به دانشگاه.

یوسف معمار میگوید: من با دوچرخه از لشکرآباد به دانشگاه می‌رفتم. در راه زنان محروم عرب را می‌دیدم که کنار جاده شیر می‌فروختند. بعضی هم گاوهاشان را با خود می‌آوردند. مخبر عضو انجمن اسلامی بود و هر موقع جنتی یا خزعلی می‌خواستند دانشجویان انجمن اسلامی را بسیج کنند برای کاری، سر و کله مخبر در مسجد لشکرآباد پیدا می‌شد.

بر اساس این گفت‌وگو، از بلندگوهای مساجد در سراسر اهواز به ویژه در نادری، زیتون کارگری و همین لشکرآباد مداوماً از مردم خواسته می‌شد که برای «نجات دانشگاه» به مهاجمان بپیوندند. از بالای منابر از بلندگوها ادعا می‌کردند که دانشجویان کمونیست، مسلمانان را دارند می‌کشند. یوسف‌معمار که مدتی هم عضو پزشکان بدون مرز در رواندا مشغول خدمت به مردم بوده، این وضعیت یعنی شوراندن آگاهانه مردم ناآگاه و محروم علیه نیروهای مترقی را با جنگ داخلی رواندا مقایسه می‌‌‌‌کند.

 سازمان دانشجویان پیشگام در دانشکده علوم پزشکی مستقر بود. برای رسیدن به آنجا اما مهاجمان می‌بایست ابتدا از دانشکده کشاورزی عبور می‌کردند. یوسف‌معمار می‌گوید: دانشگاه جندی شاپور یک در ورودی آهنی بزرگ داشت. از این در که وارد شویم، ابتدا به دانشگاه کشاورزی می‌رسیم. آن‌ها هجوم آورده بودند و دانشجویان هم مقابلشان ایستاده بودند و شعار می‌دادند. این آقا [محمد مخبر] همراه با پنج شش نفر دیگر دست به سلاح بردند و شروع کردند به شلیک کردن به بچه‌ها.

در همان حال از قبل راهی را که از دانشکده کشاورزی به محل سکونت استادان دانشگاه می‌رسید و از آنجا به طرف اهواز می‌رفت مسدود کرده بودند. یوسف‌معمار می‌گوید: مخبر از کسانی بود که اول از همه دست به کمر برد و کلت کشید و به طرف بچه‌ها شلیک کرد. هفت هشت نفر از بچه‌های اهواز افتادند و به خون درغلتیدند. بعضی از بچه‌ها به طرف خوابگاه فرار کردند و بعضی‌ها هم به سلف سرویس پناه بردند. سلف‌سرویس را بستند و شروع کردند به کتک زدن بچه‌ها. مخبر، هم کلت داشت و هم مسلسل. یادم است دستش یک مسلسل یوزی بود.

در هر حال طبعاً زیر فشار نیروهای سرکوبگر به هدایت محمد مخبر، دانشجویانی که در حال مقاومت بودند مجبور به عقب‌نشینی شدند. عده‌ای به بیمارستان گلستان رفتند.

یوسف معمار میگوید: همه توی بیمارستان بودیم. روپوش‌های سفید را بین دانشجویان توزیع می‌کردند که نتوان آن‌ها را به راحتی شناسایی کرد. بیمارستان را محاصره کردند و ریختند و عده‌ای را از طبقه سوم از پنجره پرت کردند پایین و باقی را هم بازداشت کردند و به ساختمان شهرداری منتقل کردند. بعدش هم به بیمارستان رازی در خیابان نادری اهواز هجوم بردند.

یکی از پزشکان شاغل در بیمارستان نادری دکتر اسماعیل نریمیسا، رزیدنت جراحی اورتوپدی و از طرفداران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود. جواد یوسف‌معمار در گفت‌وگو با نگارنده شهادت می‌دهد که محمد مخبر او را شخصاً بازداشت و به ساختمان شهرداری منتقل کرد. نریمیسا را با ضربات چاقو مجروح کرده بودند: اسماعیل نریمیسا را سه روز بعد از بازداشت در خانه پیشاهنگی زیتون کارگری اعدام کردند. با چاقو زده بودند توی روده‌‌هاش. قبل از اینکه تیر خلاص بزنند او را آش‌ولاش کرده بودند.

باید همین‌جا یادآوری کرد که نریمسیا در محله زیتون کارگری یک درمانگاه را برای کمک به مردم محروم اداره می‌کرد. احمد جنتی رسماً از مردم خواسته بود به این درمانگاه که به تعبیر او «درمانگاه کمونیست‌ها» بود مراجعه نکنند. بنابراین او یک چهره شناخته‌شده و به یک معنا نشان‌شده بود.

در ساعت‌ها و روزهای نخست بعد از تهاجم به دانشگاه، اهواز در وحشت فرورفته بود. اگر یوسف‌معمار، تصویری از وقایع از درون دانشگاه و از داخل بازداشتگاه ارائه می‌دهد، نبی صمیمی از بیرون شاهد وحشتی‌ بوده است که بر شهر حاکم شده بود: برادرم را دستگیر کرده بودند. وحشتناک بود. همه جا در ترس و وحشت فرورفته بود. حتی خانواده‌ها جرأت نمی‌کردند سراغ بچه‌هاشان را بگیرند.

در بین دانشجویان و در دفترهای احزاب سیاسی در دانشگاه‌ها به ویژه اغلب در میز کتاب دانشجویان «پیشگام» دانش‌آموزانی هم حضور داشتند. طاهره حیاتی که فقط چهارده سال داشت یکی از این دانش‌آموزان بود. سینه او را با قمه شکافتند. 

مهناز معتمدی، یکی از دانشجویان را با چشمان بسته سینه دیوار گذاشتند و وقتی که او اعتراض کرد، موهای سرش را گرفتند و او را روی زمین کشیدند، سپس با مشت و لگد او را به گوشه‌ای انداختند و به رگبار مسلسل بستند.

روایت‌هایی هم از تجاوز جنسی به دانشجویان دختر وجود دارد و برخی حتی ادعا می‌کنند که مخبر در این تجاوزها دست داشته است. جواد یوسف معمار شهادت میدهد: دستشان را باز گذاشته بودند که هر غلطی می‌خواهند بکنند. دختری را لخت کردند و با چاقو پستان‌های او را بریدند. اسمش هم یادم است: پروین. این صحنه از ذهنم هرگز بیرون نرفته.

اگر در سرکوب دانشگاه رازی کرمانشاه در سال ۵۸ جنازه برخی دستگیرشدگان در گونی در بیابان‌های اطراف رودخانه قره‌سو یافت می‌شد، در اهواز جسد تعدادی دستگیرشدگان نیز در روزهای بعد در نخلستان‌های اهواز و یا رودخانه کارون پیدا شد. نبی صمیمی در گفت‌وگو با نگارنده تأیید می‌کند که جنازه برخی دانشجویان را به رود کارون انداخته بودند. یوسف‌معمار می‌گوید احمد جنتی هم در جمع بازداشتی‌ها گفته بود: «حیف است که شما را اعدام کنند. بهتر است توی کارون بیندازند که لااقل کوسه‌ها سیر شوند.»

گفته می‌شود که تا یک‌هفته مردم جنازه‌ روی آب کارون می‌دیدند. اسامی برخی کشته‌شدگان برای همیشه فراموش شده اما اسامی برخی در دست است. علاوه بر طاهره حیاتی و جبراییل هاشمی می‌توان از غلام سعیدی، فرزانه رضوان، حمید درخشان، فرهنگ انصاری، محمود لرستانی (کارگر شرکت نفت)، سعید مکوند، محمد عزیزپور، مهناز معتمدی، مهدی علوی شوشتری و احسان الله آبفشانی نام برد. از این جمع، قتل جبراییل هاشمی توسط دانشجویانی که در محل حضور داشتند به محمد مخبر نسبت داده می‌شود. بسیارانی بعدها اعدام شدند.

 به گفته یوسف‌معمار تنها در بیمارستان گلستان دست‌کم ۳۰ تا ۴۰ دانشجو با دست و پای شکسته بستری بودند. آن‌ها را با ضربات میله آهنی ناکار کرده بودند. یوسف‌معمار می‌گوید مجروحان را از بیمارستان گلستان با اتوبوس‌هایی که از قبل سازماندهی شده بود به ساختمان شهرداری که به بازداشتگاه موقت تبدیل شده بود منتقل کردند.

همین‌جا باید یادآوری کنیم که بیش‌و‌کم همزمان با سرکوب دانشجویان دانشگاه اهواز، در دانشگاه رشت هم همین نیروها به سرکردگی امامی کاشانی و هادی غفاری که بعدها به اصلاح‌طلبان پیوست به دانشگاه حمله کرده و با کشتن ۱۲ نفر و بازداشت بسیاری دیگر از دانشجویان، دانشگاه را به تصرف خود درآوردند.

به این ترتیب محمد مخبر که به گواه شاهدان ما از همان آغاز به عنوان یک دانشجوی «حزب‌اللهی» یک چهره کاملا شناخته‌شده و از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه اهواز بود، با تکیه بر چنین سابقه‌ای – مانند سایر حلقه خوزستانی‌های حکومت – در پناه احمد جنتی و با تکیه بر پشتوانه مذهبی خانوادگی، به‌زودی راه خود را به بنیاد مستضعفان به عنوان یکی از ارکان اقتصادی حکومت باز کرد و در سال‌های دهه ۱۳۸۰ و در میانسالی به آن حد از اعتبار رسید که رهبر جمهوری اسلامی او را به سرپرستی امپراطوری مالی خود [ستاد احیای فرمان امام] با میلیاردها دلار ثروت منصوب کرد و به یک معنا کلید «گنج» را به او سپرد.

احتمال مشارکت همه طیف‌ها و جناح‌های سیاسی در انتخابات ۸ تیر عملاً وجود ندارد. انتخابات مجلس رژیم هم نشان داد که رقابت انتخاباتی در میان جناح حاکم، تخریبی و آکنده از خشونت و افشاگری‌ها و لذا پرهزینه است. می‌ماند تداوم راه کنونی که آن هم ممکن است صرفاً با مخبر میسر باشد.

مقاله امیر فخرآور در فاکس نیوز: من در ایران زندانی سیاسی بودم میدانم چقدر وحشتناک بود که بایدن به قصاب تهران احترام گذاشت

0

امیر فخرآور، رئیس هیات رئیسه سنا کنگره ملی ایرانیان در مقاله ای که در فاکس نیوز منتشر شده به احترام دولت بایدن و سازمان ملل که تحت کنترل چین و روسیه می باشد به مرگ ابراهیم‌رئیسی، واکنش نشان داده و آن را وحشتناک توصیف کرده است.

در این مقاله که با عنوان “من در ایران یک زندانی سیاسی بودم. می‌دانم چقدر وحشتناک بود که بایدن به «قصاب تهران» احترام گذاشت” در ۲۴ می ۲۰۲۴ در وب سایت رسمی شبکه فاکس نیوز آمریکا منتشر شده آمده است؛

بایدن و سازمان ملل هر دو از رئیس جمهور «قصاب» رژیم تجلیل کردند، انگار نه انگار که او یک هیولا بود نه یک رهبر منتخب مردم.

تمامی نمایندگان شورای امنیت سازمان ملل متحد از جمله آمریکا، انگلیس و فرانسه به احترام درگذشت رئیس جمهور رژیم اسلامی حاکم بر ایران یک دقیقه سکوت کردند. این سکوت طولانی در سطح جهان طنین انداز شد و تامل عمیقی را برانگیخت که آیا ارزش های بنیادی بشریت که این سازمان بر اساس آن بنا نهاده شده در حال فرسایش است.

مارکو روبیو، سناتور جمهوری خواه از فلوریدا، به سرعت بیانیه ای منتشر کرد و اعلام کرد: “رژیم تهران یکی از خونخوارترین تندروهای خود را از دست داده است. رئیسی حتی در سالهای قبل از انتخابات دروغین جمهوری اسلامی، مردم ایران را سال‌ها تحت سرکوب قرار داده بود و آنچه از خود بجا گذاشت حکومت وحشت بود. به خاطر حمایت‌های او از تروریسم بین الملل، کشتار جمعی مردم ایران و سایر موارد نقض حقوق بشر، جهان به این زودی ها جنایات رئیسی را فراموش نخواهد کرد.»

در حالی که ایرانیان در سراسر جهان مرگ ناگهانی این قصاب را جشن میگرفتند، تام کاتن، سناتور جمهوری‌خواه از آرکانزاس، با ابراز ناامیدی از تسلیت گویی دولت بایدن، در پلتفرم ایکس اظهار داشت: «در زمانِ قصاب تهران، رژیم اسلامی حاکم بر ایران دستش به خون آمریکایی‌ها آلوده بود زیرا برای تروریست‌ها کمک و تسلیحات می‌فرستاد. تسلیت به خاطر مرگ این هیولا مایه شرمساری است.

زمانی که آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه جو بایدن، در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنا در پاسخ به جان باراسو سناتور جمهوری‌خواه از وایومینگ از «ابراز تسلیت برای رئیسی» دفاع کرد، وضعیت بسیار تیره‌تر شد. بلینکن تا آنجا پیش رفت که اینکار را روالی عادی دانست که این باعث شد بحث بیشتر بالا بگیرد.

نمایندگان شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز برای مرگ ابراهیم رئیسی یک دقیقه سکوت کردند.

روز یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت، خبری فوری منتشر شد که هلیکوپتر حامل رئیسی، وزیر امور خارجه کابینه او، حسین امیرعبداللهیان که اتفاقاً وی هم یک فرمانده سپاه پاسداران بود، و چند نماینده دیگر سقوط کرده است.

آنها بعد از مراسم افتتاحیه سد قیزقالاسی که پروژه برق آبی مشترکی با کشور همسایه یعنی جمهوری آذربایجان در کنار رود ارس بود، از شمال غربی کشور یعنی استان آذربایجان شرقی ایران باز می‌گشتند.

ازجمله افراد حاضر در این مراسم، الهام علی اف، رئیس جمهور آذربایجان بود و احتمالا چندین مامور مخفی موساد.

البته همانطور که انتظار می‌رفت اسرائیل هرگونه دخالت در چنین حمله‌ای را انکار کرد اما این خبر به سرعت در شبکه های اجتماعی پخش شد و ایرانیان در سراسر جهان با پیام‌هایی مانند «اسرائیل متشکرم!» قدردانی خود را به اسرائیل نشان دادند.

رژیم اسلامی حاکم بر ایران علت سقوط این هواپیما را شرایط نامساعد جوی اعلام کرد. با این حال، با توجه به روابط قوی میان اسرائیل و آذربایجان، گمانه زنی هایی در مورد احتمال حمله موشکی ارتش توانمند اسرائیل به وجود آمده است. اسرائیل احتمالا این اقدام را به تلافی حملات اخیر رژیم با شلیک سیصد موشک و پهپاد به سمت اسرائیل انجام داده است.

از زمان به روی کار آمدن رژیم اسلامی در سال ۱۹۷۹ میلادی، ایران هرگز انتخاباتی واقعی را تجربه نکرده است. روحانیون حاکم تاکتیک‌هایی را از روسیه شوروی و چین کمونیستی برای دستکاری در انتخابات، کنترل رسانه ها و سرکوب مخالفان و تضمین تسلط دائمی خود بر قدرت اتخاذ کرده‌اند.

قانون اساسی رژیم اسلامی حاکم بر ایران شاخه‌های دیگر حکومتی را بالاتر از سه قوه سنتی مجریه، مقننه و قضائیه معرفی می‌کند تا ماهیت استبدادی خود را مبهم سازد.

شایان ذکر است که روسیه و چین، مانند رژیم اسلامی حاکم بر ایران، به اصول واقعی یک جمهوری پایبند نیستند.

همه این حکومت‌ها را می توان در دسته «جمهوری های آلوده» طبقه بندی کرد؛ مفهومی که من به طور کامل در کتاب جدیدم «روح قانون اساسی» در مورد آن بحث کرده‌ام.

این حکومت‌ها دیکتاتوری‌هایی هستند که عنوان «جمهوری» را یدک می‌کشند و از سیستم‌های انتخاباتی ساختگی برای فریب دادن جامعه بین المللی و شهروندان استفاده می‌کنند تا کسی نتواند بفهمد که ماهیت واقعی این حکومت چیست.

در حالی که انتخابات ریاست جمهوری ظاهرا هر چهار سال یکبار برگزار می‌شود، نامزدها باید ابتدا تأییدیه مقام معظم رهبری را کسب کنند که قدرت مطلق در ایران دارد.

شورای نگهبان که متشکل از ۱۲ یار وفادار او است کنترل تمام فرآیندهای انتخاباتی را بر عهده دارد در نتیجه هرگز در ایران رئیس جمهور منتخب وجود نداشته است بلکه همه آنها توسط ولی فقیه، ارکستر اصلی استبداد در تهران، انتخاب و منصوب شده‌اند.

با توجه به این حقایق، این سوال مطرح می‌شود: چگونه بلینکن نتوانست این واقعیت آشکار را تشخیص دهد؟ رئیسی رئیس جمهور منتخب نبود، بلکه منصوب خامنه‌ای بود و به خاطر نقشش به عنوان یک قاتل زنجیره‌ای که زیر نظر رهبر معظم علی خامنه‌ای کار می‌کرد، شهرت داشت. مایه تاسف است که درگذشت رئیسی را «تسلیت» بگوییم و آن را «روال عادی» بدانیم، به ویژه زمانی که اکثریت مردم ایران مرگ ناگهانی او را جشن گرفتند.

پرچم سازمان ملل متحد در روز سه‌شنبه بیست و یکم می ۲۰۲۴ برای یادبود رئیس جمهور رژیم ایران، ابراهیم رئیسی نیمه افراشته شد! در اینجا چند نکته بیشتر برای کسانی که به دنبال درک عمیق‌تری از رئیسی هستند آورده شده است؛ رئیسی در نوزده سالگی و در زمان استقرار رژیم اسلامی آخوندها در ایران در سال ۱۹۷۹ سیر سیاسی خود را آغاز کرد. در سن بیست سالگی بدون هیچ گونه صلاحیت حقوقی یا تحصیلی به عنوان قاضی منصوب و مأموریت داشت که حکم اعدام صدها نفر از افسران سابق ارتش که به رژیم وفادار نبودند را امضا کند.

همانطور که در کتاب من «رفیق آیت الله» شرح داده شده است، رئیسی مهره‌ای کلیدی در حلقه مخفی قاتلان خامنه‌ای بود که در تسهیل رسیدن وی به قدرت نقش اساسی داشت، خامنه‌ای ابتدا در سال ۱۹۸۱ رئیس جمهور شد و بعد در سال ۱۹۸۹ به عنوان دومین مقام معظم رهبری در رژیم جمهموری اسلامی شناخته شد.

همکار رئیسی یعنی محسنی اژه‌ای که اکنون از سوی خامنه‌ای به عنوان رئیس قوه قضائیه منصوب شده، نامه ای مهم را در هشت اردیبهشت ۱۹۸۶ امضا کرد. این نامه عملا تحقیقات درباره احتمال دخالت خامنه‌ای در ترور دادستان کل محمد بهشتی، رئیس جمهور محمدعلی رجایی و نخست وزیر محمدجواد باهنر و دیگر انقلابیون برجسته در تابستان ۱۹۸۱ را متوقف کرد.

این ترورها راه را برای تثبیت قدرت خامنه‌ای و رسیدن او به مقام ریاست جمهور بعدی در اواخر همان سال باز کرد. رئیسی در سال ۱۹۸۸ به دلیل نقشش در سازماندهی اعدام‌های دسته جمعی هزاران زندانی سیاسی، لقب بدنام «قصاب تهران» را به خود اختصاص داد. در طول این سال‌ها او همچنان از اختیارات مرگبار خود برای از بین بردن مخالفان و حفظ سیطره رهبر بر مسند قدرت استفاده می‌کرد.

در سال ۲۰۱۹، رئیسی که به عنوان رئیس قوه قضائیه توسط خامنه‌ای منصوب شده بود، سرکوب وحشیانه هزاران معترض جوان در بیش از دویست شهر را نظارت کرد. سال گذشته، پس از انتخاب او به عنوان رئیس‌جمهور توسط ولی فقیه، صدها معترض جوان دیگر در بیش از ۵۰۰ شهر، به دنبال کشته شدن مهسا امینی توسط مقامات رژیم، جان خود را از دست دادند.

آیا رئیسی مستحق یک دقیقه سکوت پیشنهاد شده توسط روسیه و چین در سازمان ملل بود؟ این سوالی است که شما و دولت بایدن باید در نظر بگیرید.

مقاومت بی‌بی‌سی فارسی در برابر حقیقت سرانجام در هم شکست

0

با وجود اینکه امیر فخرآور در مصاحبه های متعدد با شبکه آمریکایی نیوزمکس برای نخستین بار در فضای سیاسی ایران و جهان از حمله ارتش اسراییل به هلی کوپتر حامل رئیسی سخن گفت اما رسانه‌های فارسی مثل همیشه با مطرح کردن انواع تئوری‌های بی پایه سعی داشتند مانع از پی بردن مردم به واقعیت شوند.

در همین ارتباط بی‌بی‌سی فارسی امروز سرانجام مجبور شده طی مقاله‌ای این واقعیت را مطرح کند هرچند به عنوان یک تئوری درباره آن صحبت کرده است.

فراموش نمی‌کنیم که همانگونه که امیر فخرآور اولین بار مواردی نظیر حضور خامنه‌ای در پاتریس لومومبا و جاسوسی وی برای روس‌ها، خبر دادن از اینکه قاسم سلیمانی قرار است توسط آمریکا حذف شود، نگاه روسیه و خامنه‌ای به رئیسی برای جانشینی خامنه‌ای، قرارداد ۲۵ ساله رژیم با چین، فروش جزایر سه گانه به امارات و دهها مورد دیگر را مطرح کرد و مورد بایکوت و اهانت قرار گرفت اما دیری نگذشت که همان توهین کنندگان، داعیه دار همان اخبار شدند و به عنوان خبر جدید و شوک خبری منتشرش کردند.

این بار هم پس از مقاومتی چند روزه سرانجام رسانه‌ها هرچند به مرور و ناگزیر اما در حال تسلیم شدن در برابر حقیقت و بازنشر آن هستند هرچند باز هم بی‌بی‌سی فارسی دست از کثافتکاری برنداشته و منبع این خبر را حامیان رژیم معرفی کرده است آنهم با وجود اینکه رژیم حاضر به مطرح شدن هرگونه فرضیه و تئوری هست به جز اینکه واقعیت حمایت اسرائیل از مردم و حذف رئیسی توسط این کشور مطرح شود زیرا که در صورت فراگیر شدن واقعیت ماجرا، حقارت و ضعف رژیم خامنه‌ای بیش از پیش نمایان و خوشحالی و امید مردم مضاعف خواهد شد.

خبرگزاری دولت: بیش از صدهزار مهاجر افغانستانی در مراسم رئیسی در مشهد شرکت کردند

0

ایرنا خبرگزاری دولت رژیم از شرکت بیش از یکصد هزار مهاجر افغانستانی مقیم مشهد در مراسم تشییع ابراهیم رئیسی خبر داد.

بر اساس اعلام اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی خراسان رضوی بیش از صد هزار نفر از جامعه اتباع و مهاجرین افغانستانی اهل سنت و شیعه، در مراسم تشییع و تدفین رئیسی شرکت کردند.

طبق آمار رسمی اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی خراسان رضوی، مشهد بعد از تهران دارای بیشترین شمار مهاجران خارجی است و نزدیک به ۴۰۰ هزار تبعه خارجی دارای مدارک شناسایی و اقامت شامل کارت آمایش، گذرنامه، گذرنامه خانواری و برگه سرشماری هستند که مشخصات آنها در سامانه “سیام” وزارت کشور ثبت شده است و به عنوان اتباع قانونی در مشهد اقامت دارند.

همچنین حدود ۳۰۰ هزار تبعه خارجی فاقد مدرک هویتی در مشهد شناسایی شده اند که افراد دارای گذرنامه با تاریخ منقضی شده نیز در این میان هستند و به عنوان اتباع غیرمجاز تلقی می شوند.

جلسه اضطراری در کاخ کرملین پس از انتشار خبر سقوط هلی کوپتر حامل رئیسی

0

کاظم جلالی سفیر رژیم اسلامی حاکم بر ایران در مسکو اعلام کرد که در پی انتشار خبر سقوط هلی کوپتر حامل رئیسی، ساعت ۲۲ یکشنبه ولادمیر پوتین وی را به دفتر کارش در کاخ کرملین فراخوانده تا جزئیات حادثه را بررسی کند.

کاظم جلالی در توضیح جزئیات جلسه گفت: در این جلسه که با حضور ریبس جمهور روسیه برگزار شد، آندری بلوسف وزیر دفاع، سرگئی شویگو دبیر شورای امنیت ملی، ارتشبد والری گراسیموف رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، الکساندر کورنکوف وزیر شرایط اضطراری،‌ ایگور لویتین دستیار ویژه رئیس‌جمهوری و یکی از مسئولان ارشد سازمان امنیت فدرال این کشور نیز حضور داشتند.
سفیر رژیم در مسکو افزود: در این جلسه ابتدا آقای پوتین خطاب به من گفت که ما از وقوع حادثه برای بالگرد رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، بسیار ناراحت شدیم و هر کاری که برای کمک لازم باشد را انجام می‌دهیم

به گفته وی، پوتین در این جلسه گفت که ما در این زمینه خیلی نگران و ناراحت هستیم. حتما پیام من را به رهبر معظم انقلاب منتقل کنید که هر کاری لازم باشد ما آمادگی داریم انجام دهیم.

به گفته وی، رئیس‌جمهوری روسیه در این جلسه اعلام کرد که این کشور ۲ فروند هواپیما را برای پرواز آماده کرده است که با ۵۰ نفر از بهترین نیروهای ما با تجهیزات کامل و کوهنوردان آموزش دیده وارد منطقه وقوع حادثه شوند.
جلالی ادامه داد: در این جلسه اعلام شد که این دو هواپیمای که حامل بالگرد هم هستند، آماده پرواز هستند.
به گفته وی، علاوه بر این، دو فروند بالگرد روسیه نیز آماده هستند صبح روز دوشنبه از ارمنستان برای کمک به عملیات امداد بپیوندند که این بالگردها با توانمندی بسیار بالا، قادر به امدادرسانی خواهند بود.
سفیر رژیم در مسکو گفت: ‌رئیس‌جمهوری روسیه در این جلسه از من جزئیات حادثه را جویا شد و اینکه آیا سیگنالی از بالگرد حادثه دیده دریافت می‌شود که من هم شرایط محیطی، مه آلود بودن و وضعیت نامساعد جوی را تشریح کردم.

بنا بر گزارش های منتشر شده، پوتین نخستین رئیس‌جمهوری بود که در روز تعطیل با دعوت از سفیر رژیم اسلامی حاکم بر ایران، ابعاد مختلف این موضوع را مورد بررسی قرار داده و آمادگی خود برای کمک به عملیات امداد اعلام کرده است.

پیش از این، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه در پی انتشار خبر حادثه هلی کوپتر حامل رییسی اعلام کرد: ما صمیمانه امیدواریم که آنها زنده باشند و جان و سلامتی آنها در خطر نباشد. ماریا زاخارووا افزود: روسیه آماده ارائه تمام کمک های لازم برای جستجوی هلیکوپتر مفقود شده و بررسی علل حادثه است.

دستیار ویژه ولادیمیر پوتین شامگاه یکشنبه -۳۱ اردیبهشت ۲۷۰۲- و در پی سانحه بالگرد رئیسی گفت:رئیس‌جمهور پوتین از ابتدای این سانحه اخبار را با دقت پیگیری می‌کند و من امشب حامل پیام همراهی، نگرانی و همدلی او با شما و ملت ایران هستم.
ایگور لویتین بامداد دوشنبه در تماس مجدد با محمد مخبر گفت: با دستور رئیس‌جمهور روسیه تا ساعتی دیگر دو فروند هواپیمای پیشرفته با بالگردهای ویژه به همراه ۵۰ نیروی امداد حرفه ای کوهستان به تبریز اعزام خواهد شد.وی افزود: صبح دوشنبه هم دو فروند بالگرد روسی از ارمنستان عازم تبریز خواهند شد.
سخنگوی کاخ ریاست جمهوری روسیه (کرملین) بامداد دوشنبه پس از دیدار سفیر ایران با ولادیمیر پوتین اعلام کرد که رئیس جمهور روسیه از نزدیک تحولات مربوط به سانحه بالگرد حامل رئیس جمهور ایران را رصد می‌کند و دستورهای لازم را صادر کرده است.

پوتین: رئیسی دوست واقعی روسیه بود

0

ولادیمیر پوتین با انتشار پیام تسلیتی خطاب به خامنه ای نوشت ابراهیم رئیسی “سیاستمداری برجسته بود که تمام زندگی‌اش را وقف خدمت به میهن کرده بود.”

در پیام تسلیت پوتین که در کانال تلگرامش منتشرشده آمده است: صمیمانه‌ترین تسلیت‌های ما را در رابطه با فاجعه عظیمی‌که بر مردم ایران وارد و منجر به جان باختن سید ابراهیم رئیسی رئیس‌جمهور و همچنین تعدادی دیگر از شخصیت‌های برجسته ایران شد را بپذیرید.

وی در این پیام تسلیت نوشت: سید ابراهیم رئیسی سیاستمداری برجسته بود که تمام عمرش وقف خدمت به میهن بود. او به حق از احترام بالایی نزد هموطنان خود و اقتدار قابل توجهی در خارج از کشور برخوردار بود.

پوتین افزود: او به عنوان دوست واقعی روسیه، مشارکت ارزشمندی در توسعه روابط حسن همجواری بین کشورهایمان داشت و تلاش زیادی برای ارتقای مناسبات دوجانبه به سطح مشارکت استراتژیک انجام داد.

پوتین در ادامه این پیام تسلیت نوشت:‌ من چندین بار فرصت دیدار با سید ابراهیم رئیسی را داشتم و بهترین خاطره از این مرد بزرگ را برای همیشه در ذهنم باقی خواهد ماند. من از شما می خواهم که صمیمانه ابراز همدردی و حمایت خود را به خانواده و دوستان رئیس جمهور فقید و همه جانباختگان این فاجعه بزرگ اعلام کنید. برای آنها و همه مردم ایران در برابر این ضایعه سخت و جبران ناپذیر، استقامت روحی آرزو دارم.

در پی انتشار خبر حادثه هلی کوپتر حامل رئیسی، پوتین در شامگاه یکشنبه ۳۰ اردیبهشت‌ ۲۷۰۳ و در روز تعطیل کاری در این کشور، ضمن دعوت از سفیر رژیم ملاها در مسکو به دفتر کار خود در کرملین، ابعاد این حادثه را در حضور برخی مسئولان بلندپایه امنیتی و نظامی این کشور بررسی کرد.

ساعتی بعد، وزارت شرایط اضطراری روسیه اعلام کرد:‌ با ابلاغ دستور ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهوری روسیه به الکساندر کورنکوف وزیر شرایط اضطراری، تجهیزات و ۴۷ نفر از نیروهای ویژه برای مشارکت در عملیات جستجو و نجات بالگرد حادثه‌دیده حامل رئیس‌جمهوری اسلامی به تبریز اعزام شدند.

شبکه‌های اجتماعی

5,745FansLike
139,000FollowersFollow
11,244FollowersFollow
2,700SubscribersSubscribe
- Advertisement -

پربیننده‌ترین‌ها